نظرسنجی: بارزترین ویژگی مثبت و منفی احمدی نژاد چیست؟ (کلیک کنید)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حجت الاسلام علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه در شهریورماه گذشته، طی سخنانی، از سه زاویه به تحلیل حوادث جاری کشور پرداخت. باز خوانی این سخنرانی در شرایطی که قبل از وقوع حوادث 13آبان، 16آذر، فوت مرحوم منتظری(ره)، ظهر عاشورای تهران و نامه آقای رضایی و... ایراد شده، جالب و تامل انگیز است.
متن پیاده شده این سخنرانی با اندکی تلخیص به این شرح است:
سه تحلیل درباره حوادث پس از انتخابات
ما درباره سير انقلاب و تكامل انقلاب و جامعه انقلابي از زواياي مختلف مي توانيم تحليل هاي گوناگوني داشته باشيم كه بنده اين تحليل ها را خدمتتان عرض مي كنم؛ و هم مي توانيم فراتر از حوادث اخير به تحليل روند انقلاب بپردازيم و هم مي توانيم با توجه به حوادث اخير به اين تحليل ها اقدام كنيم و هم مي توانيم با توجه به آينده اي كه در پيش داريم، يعني ظهور حضرت، تحليل هاي مختلفي ارائه بدهيم. من سعي مي كنم از همه جهات اين مباحث رو تحليل كنم البته بايد عرض كنم مباحثي كه من مطرح مي كنم مباحثي نوعا ديني-سياسي هستند نه مباحثي سياسي– ديني و من سعي مي كنم از منظر دين به عرصه سياست نگاه می كنم.
تحلیل اول: جریان سازشکاری
يك روايت از آقا امام رضا(ع) مي خوانم كه هم كلاممان متبرك به بيان شريف ايشان بشود و هم از زاويه نگاه به مهدويت، امروز خودمان را تحليل كنيم يعني از آينده آغاز كنيم و به تحليل امروز برسيم. شما در مفاهيم آخر الزمان با كلمه دجال آشنا هستيد؛ در حديثي در «وسايل الشيعه» امام رضا(ع) مي فرمايند: در آخر الزمان ميان شيعيان ما خطري پيش مي آيد كه اين خطر، فتنه اش از دجال شديد تر است. حال شما برويد روايات مربوط به دجال را ببينيد كه چه طور مردم را فريب مي دهد، دجالي كه با ظهور حضرت سقوط خواهد كرد، دجالي كه به عنوان يكي از دشمنان جدي حضرت و يكي از موانع ظهور حضرت مطرح است، دجالي كه عبور از فريب هاي او تنها راه رسيدن به فرج است؛ امام رضا(ع) خيلي صريح مي فرمايند خطر اين فتنه از فتنه دجال براي شيعيان بالاتر است.
طبق روايت، اين فتنه در درون جامعه شيعي است و توسط كساني كه شيعه و دوستان اهل بيت(ع) هستند اجرا مي شود، ظاهرا دجال عموم مردم را فريب مي دهد اما اين فتنه جامعه شيعي را مي خواهد فريب بدهد. مهمترين مشخصه اين فتنه، دوستي كردن با دشمنان اهل بيت و دشمني كردن با دوستان اهل بيت است و اما نتيجه اين فتنه آن است كه حق و باطل به هم آميخته مي شود و مومن و منافق از هم شناخته نمي شوند. نمي شود ادعا كرد فلان كس منافق است چون دوست اهل بيت(ع) است، تنها مومن را در ميانه آن دشمن هايي كه ايجاد شده مي شود از بقيه جدا كرد و اين كار خيلي دشواري خواهد بود. امام رضا(ع) مي فرمايند: "از كساني كه راه مودت ما اهل بيت را بر گزيدند، كساني هستند كه فتنه ی آنها از دجال شديدتر است."
راوي حديث می گوید: پرسيدم چگونه فتنه مي كنند؟ امام(ع) مي فرمايند بواسطه دوستي كردن با دشمنان ما اهل بيت(ع) و بواسطه دشمني كردن با دوستان اهل بيت(ع). زماني كه اين اتفاق افتاد حق با باطل در هم آميخته مي شود و امر مشتبه مي شود _معمولا در روايات منظور از امر "ولایت" است یعنی یک کاری می کنند که در ولایت تشکیک بکنند_ و مومن از منافق شناخته نمی شود.
این حدیث را من به چند مقصود عرض می کنم، یکی اینکه در آخرالزمان فتنه ها و امتحانات بسیار سهمگینی از مردم جهان، مسلمان ها و بویژه شیعیان گرفته می شود؛ در فتنه های آخرالزمان گروه های زیادی از شیعیان ریزش می کنند.
جای این سوال است که من و شما چرا باید جز دسته ی ریزشی ها باشیم؟ برای عبور از فتنه های آخرالزمان خیلی هوشیاری و تقوا و پاکی دل لازم است.
امیرالمومنین امام علی(ع) می فرماید: در آخر الزمان شیعیان ما این طور می شوند، همانند یک انبار آرد یا گندم یا جو که این انبار را آفت بزند؛ صاحب انبار این ها را بیرون می آورد و آن قسمت هایش را که آفت زده دور می ریزد و بقیه را داخل انبار قرار می دهد و این کار آنقدر ادامه پیدا می کند و استمرار پیدا می کند تا جایی که به اندازه چند لقمه غذا بیشتر از آن باقی نمی ماند. ریزش در زمان ظهور یک مسئله جدی است و جز با بصیرت و از خودگذشتگی فوق العاده نمی توان از فتنه های آخرالزمان عبور و برای نائب امام زمان(عج) سربازی کرد. نتیجه این فتنه این است که دوست و دشمن گم می شوند.
حضرت امام(ره) در سخنرانی های خودشان یک کلمه کلیدی به ما داده بودند، این کلید یک کلید راهبردی تا ظهور حضرت است؛ این کلید یک سخن ژورنالیستی و مقطعی نیست، در فتنه ی سخت تر از فتنه دجال هم می بینید که امام رضا(ع) به این کلمه ی کلیدی اشاره می کند. آن کلید همان طور که امام در این جمله می فرمایند "هر زمان دشمن ما را تایید کرد معلوم می شود اوضاع نا به سامان است". هر موقع ما نسبت به دشمن تمایلی نشان دادیم، معلوم می شود وضع فکری سیاسی ما خراب است تایید ما از سوی دشمن است.
اخیرا شبهه کرده اند شاید آمریکا که دشمنی می کند با خط رهبری و دوستی می کند با خط دیگران، این شاید یک فریب باشد و آن دشمن اصیل ما نیست! همان طور که یک صهیونیست گفت: "خدمتی که آقای احمدی نژاد به ما کرد هیچ کس نتوانست در این سالها بکند." این یک بلوف است، یک دروغ محض است؛ شما بدانید واقعا این طور نیست، سخت ایستادن های آقای احمدی نژاد در این بخش موجب عزت اسلام نه فقط در ایران بلکه در کل جهان شده است و ضربه های بسیار محکمی به آنها وارد کرده است و کاخ پوشالی آنها را به هم ریخته است؛ من وقتی در اولین مناظره دیدم که اون بنده خدا دارد عزت ایران اسلامی را زیر سوال می برد یا برخورد های قوی رئیس جمهور در عرصه سیاست خارجی! بنده در جمعی از دانشجوها بودم و بعد از مناظره گفتم به نظر من آقای فلانی موجود خطرناکی است هر کس هر کاری که از دستش بر می آید و می تواند انجام بدهد؛ گفتند: چرا خطرناک؟ گفتم من تمایل به دشمن را در ایشان می بینم، من عداوت نسبت به دوستان در او دیدم، فتنه شدیدتر از دجال در او دیدم.
من به حاشیه ها اصلا کاری ندارم مثلا به این که اساسا رنگ سبز مخصوص ماسون هاست و حزب سبزها در آلمان متهم هستند به فراماسونر بودن و در روایت هم هست که دجال در آخرالزمان رنگ سبز را برای خود بر می گزیند و حتی شایعه ای هم هست که همین آقا در زمانی که در دولت بودند گرایش به ماسون ها دارند، و در بین نخبگان مطرح بود که او فراماسون است. من به این بحث ها کاری ندارم، این ها بحث ها حاشیه ای است ولی غیر از این بحث ها چیزی که خیلی روشن است این است که به حدی که در 14 خرداد هیچ وقت حضرت مقام معظم رهبری صحبت فرعی مطرح نکردند، کلیدی ترین بحث ها را مطرح کردند و 14 خرداد تمام صحبت های مقام معظم رهبری پاسخی بود به آن حرفی که گفته شد که با محکم ایستادن شما عزت ایرانیان لکه دار شد؛ آقا فرمودند من به هیچ وجه این حرف را قبول ندارم من معتقدم که با محکم ایستادن بر سر ارزش ها، عزت ما پایدار شده است.
بوی تمایل به دشمن می آید تازه الان که مساله حل شده، الان که فلانی توی بغل صهیونیست ها می رقصد، آنها امیدشان یک چنین وضعیتی شده و یک جور فتنه شدید تر از دجال بعید هم هست این فتنه به سهولت خاموش بشود.
ریشه این فتنه در مباحث سیاسی حضرت امام(ره) همان سخن است که فرمودند مواظب باشید دشمن ما را تایید نکند. این یک ملاک عمده است. الان هر کس می خواهد بالا و پائین بکند، بکند همین که مورد تائید دشمن باشد یعنی تمام! یعنی فتنه ی شدیدتر از دجال. هر کس در این مسئله تردید داشته باشد فقط خودش را گول زده و بیمار است؛ «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا...» و اصراری برای اصلاحش نداشته باشید.
ریشه قرآنی بحث تمایل به کفار را عرض می کنم که خیلی بحث جالبی دارد. در تقسیر سوره ماعده در المیزان شریف از آیه 51 بحثی شروع می شود؛ دقت بفرمائید.
قرآن می فرماید: «یا ایها الذین امنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را تکیه گاه خود قرار ندهید، آنها تکیه گاه یکدیگرند و کسانی که از شما به آنها تکیه کنند از آنها هستند خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمی کند» چرا شما به سمت یهود و نصارا می روید؛ اگر کسی به آنها علاقه پیدا کند جزو آنهاست؛ و در آیه بعد می فرماید: «فتری الذین فی قلوبهم مرض یسرعون فیهم یقولون نخشی ان تصیبنا دائره فعسی الله ان یاتی بالفتح او امر من عنده فیصبحوا علی ما اسروا فی انفسهم ندمین؛ گروهی منافق را که دلهایشان ناپاک است خواهی دید که در راه دوستی ایشان می شتابند و می گویند: ما از آن می ترسیم که در گردش روزگار مبادا آسیبی از آنها به ما رسد؛ باشد که خدا فتحی پیش آوردو یا امر دیگر از طرف خود تا منافقان از آنچه به نفاق در دل نهان کردند سخت پشیمان شوند» کسی که در دلش یک مرض دارد یک تمایلی به سمت آنها دارد سازشکارانه برخورد می کند؛ کلیدی ترین اختلاف مقام معظم رهبری در این 20 سال اخیر و حتی 3 و 4 سال آخر زندگی امام(ره) با اصلی ترین مسئولین نظام صرفا سر همین مفهوم بود. حتی بنده «جام زهر» را در ارتباط با این موضوع تحلیل می کنم آن برخورد بسیار محکم حضرت امام(ره) با سخنان آقای منتظری را هم در همین راستا تحلیل می کنم و از شما تقاضا می کنم به سخنان امام(ره) 10 روز قبل از پذیرش قطع نامه و بعد از پذیرش قطع نامه توجه کنید ؛ چرا 10 روز قبل از پذیرش قطع نامه امام(ره) این همه از جنگ تقدیر کردند چون کسانی بودند که داشتند جنگ را می بستند.
امام(ره) اطلاعیه دادند که جلوگیری بکنند از بستن جنگ ولی این اطلاعیه امام(ره) کارساز نبود. امام(ره) اطلاعیه که دادند در آن اطلاعیه فرمودند: «امروز باید در جبهه ها تحول ایجاد کنیم؛ امروز کوتاهی کردن در جنگ خیانت به رسول الله است» چطور است یک مرد با آن همه هوش سیاسی که چنین حرفی را می زند و در 10 روز بعد همه چیز را قبول می کند. بعد از اینکه امام(ره) قبول کردند قطع نامه را یک اطلاعیه ای دادند آن جا را هم نگاه کنید. در صحیفه امام(ره) هم هست؛ در این اطلاعیه نیمی از اطلاعیه از دشمنی با استکبار صحبت می شود. چرا امام(ره) از دشمنی پایان ناپذیر و گسترده حتی بعد از پذیرش قطع نامه صحبت می کند؟ چون ایشان می بیند مسئله ای که کشور بواسطه آن در معرض خطر است، کوتاه آمدن در مقابل دشمن است.
3 یا 4 سال مقام معظم رهبری در سالگرد های حضرت امام(ره) مدام تاکیدشان بر این یک ویژگی حضرت امام(ره) و آن شجاعت حضرت امام(ره) بود؛ آقا با چه مسئله ای درگیره چه کسی مورد خطاب ایشان است؟ این مسئله خیلی بالاتر از مسئله لیبرال مسلکی در اقتصاد سرمایه داری، لیبرال مسلکی در مسائل فرهنگی و... است. قرآن می فرماید کسانی که قلوبشان مرضی دارد، یک سرعتی به سمت آنها دارند، خواهش می کنم این کلمه قرآن را تحلیل سیاسی بکنید. ..........
متن کامل سخنان حجت الاسلام پناهیان در ادامه مطلب......
گشتی در خبرها:
" من هرگز تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد". این جمله یکی از جملاتی بود که میرحسین موسوی در اولین بیانیه خود پس از انتخابات منتشر کرد. موسوی تا بیانیه شانزدهم خود به همین روند قانون شکنی و عدم تمکین به رای ملت ادامه داد ولی در بیانیه آخر موسوی، نوعی عقب نشینی به چشم می آید. او در این بیانیه نه تنها اشاره ای به ماجرای انتخابات نکرده است بلکه عملا با ارائه راهکارهایی به دولت، آن را به رسمیت شناخته است.

مهمترین عاملی که باعث این چرخش 180 درجه در بیانیه های موسوی شده است، حضور ده ها میلیونی مردم ایران در راهپیمایی های هفته گذشته عنوان می شود. مردم در این تظاهرات ها رسما اعلام کردند که سران فتنه باید از راه خود بازگردند و تسلیم قانون شوند. آنان همچنین از مراجع قانونی و قضایی خواستند که به اتهامات سران فتنه بپردازند، در غیر این صورت خود دست به اقدام عملی خواهند زد.
این راهپیمایی با فاصله کمتر از یک روز منجر به اذعان آقای موسوی به دروغ بودن ادعای تقلب شد. این موضوع واکنش های مختلفی را در میان فرقه موسوم به سبز ایجاد کرده است.
در همین حال سایت بالاترین که منبع لینک های ضد دینی در وبسایت های زبان فارسی شناخته میشود، با ذکر برخی نمونه های تاریخی تلاش ویژه ای را برای توجیه این عقب نشینی موسوی آغاز کرده است. کاربران این سایت ضد انقلاب با اشاره به صلح های معروف جهان، عقب نشینی موسوی و اذعان او به دروغش درباره انتخابات را، گامی برای ریشه دار کردن گروه موسوم به سبز نامیده اند.
از سوی دیگر مسعود بهنود، سر حلقه روزنامه نگاران ایرانی مرتبط با شبکه انگلیسی بی بی سی نیز با انتشار یادداشتی احساسی تلاش کرد، اذعان آقای موسوی به دروغ بودن ادعای تقلب را که پس از مطالبه جدی مردم برای محاکمه وی صورت گرفته، در لفافه الفاظ و اصطلاحات احساسی پنهان کند.
بهنود در مطلب خویش، موسوی را مردی خیراندیش و دردآشنا خواند که همه ظرفیت های یک راهنما را دارد و نوشت: "موسوی فرزند زمانه خویش است و با توجه به شرایط تصمیم می گیرد".
وبلاگ نویسان حامی موسوی نیز در مطالب مختلفی، به توجیه این مساله پرداخته اند. توحیدلو، از عناصر اصلی کمپین حامی میرحسین، در نوشته ای تامل برانگیز در وبلاگ خود، اذعان موسوی به دروغش درباره انتخابات را، به "مادرانه از حق مادری خود پا پس کشیدن" تعبیر کرد!
دیگر وبلاگ نویسان موسوم به سبز، بدون اینکه از آقای موسوی به دلیل دروغی که به آنان گفته، توضیح بخواهند، با انتشار عناوینی چون "گاهی برای رسیدن به حق، باید صلح کرد" و "نرمش بدون سازش میرحسین" سعی کردند تا عقب نشینی آشکار او را از ادعایش توجیه کنند.
توجیه گری وبلاگ های سبز به قیمت گول خوردن خود، که به گفته می شود ناشی از هیجانات سیاسی است، منجر به چشم پوشی آنان از پیامدهای گسترده "ادعای دروغ آقای موسوی" شده است.
بر این اساس، آنان تنها از "وحدت" و "فراموش کردن گذشته" سخن می گویند و هیچ اشاره ای به خسارت های زیادی که در ماه های اخیر و به واسطه ادعای بی سند آقای موسوی به نظام و مردم وارد شده نمی کنند.
حتی محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در نامه ای به رهبر انقلاب اذعان میرحسین به بی اساس بودن ادعایش را سرآغاز وحدت برشمرد!
این در حالی است که ده میلیون نفری که در روز سه شنبه و چهارشنبه در اعتراض به هتک حرمت روز عاشورا توسط فرقه سبز راهپیمایی عظیمی را برگزار کردند، یکصدا خواستار رسیدگی قانونی به اقدامات سران جریان اصلاحات شدند.
به نظر می رسد عقب نشینی آقای موسوی از ادعای خود، هر چند اقدامی مناسب است اما آنچنان که مردم در شعارهای خود فریاد زدند، وی ابتدا باید از ملت ایران عذرخواهی کند و سپس پاسخگوی خساراتی که به کشور و مردم توسط هوادارانش وارده شده، باشد. موضوعی که به گفته فعالان سیاسی کمک دستگاه قضا را هم می طلبد. /منبع: شبکه ایران/
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
افشای فتنه جدید سران فتنه (برنامه ريزي براي ايجاد فتنه جديد در پوشش پروژه آشتي ملي)
روزنامه کیهان: گزارش هاي دريافتي نشان دهنده آن است كه سران جريان فتنه طراحي هاي جديدي براي لاپوشاني خيانت هاي چند ماهه خود در قالب يك نسخه جديد از طرح به اصطلاح «آشتي ملي» انجام داده اند.
در حالي كه برخي از تحليلگران در روزهاي اخير با نامه نسنجيده محسن رضايي خطاب به رهبر انقلاب به عنوان يك «پروژه مستقل» و طراحي شده توسط شخص وي مواجه شده اند، برخي گزارش ها كه كيهان اخيرا به آنها دست يافته نشان مي دهد اين نامه صرفا يك «زير پروژه» است و بايد آن را به عنوان بخشي از يك پروژه كلان تر كه هدف آن خارج كردن سران فتنه از بن بست فعلي و فراهم آوردن امكان تداوم حيات سياسي براي آنهاست، تحليل كرد.
محسن رضايي در نامه خود خطاب به رهبر انقلاب با به كار بردن تعبير «معترض» درباره ميرحسين موسوي و تمجيد از بيانيه شماره 17 وي كه در آن حركت هتاكانه اوباش در جسارت به ايام عزاي حضرت سيدالشهدا(ع) مورد تاييد قرار گرفته و به عنوان حركتي خودجوش ستوده شده بود، از ايشان خواسته بود درباره حماسه روز 9 دي پيامي صادر يا سخنراني كنند تا «از شروع دوباره فعاليت افراطيون دو جناح» جلوگيري شود. اين نامه كه به وضوح در حكم تاييديه و تكمله اي بر بيانيه ضد انقلابي موسوي است، با واكنش هاي گسترده اي در ميان مردم و نخبگان اصولگرا مواجه شد و به سرعت اجماعي در اين باره شكل گرفت كه رضايي هدفي جز تطهير سران فتنه ندارد.
اطلاعات كيهان نشان مي دهد برخي واقعيت هاي كليدي اين احساس عمومي را تاييد مي كند. برمبناي اين اطلاعات سران جريان فتنه كه اخيرا بر هماهنگي هاي خود با يكديگر افزوده اند به 3 دليل به اين نتيجه رسيده اند كه روند فعلي قابل تداوم نيست و بايد راه خروجي از آن بيابند: 1- از دست رفتن بدنه مردمي فتنه و محدود شدن آن به ضد انقلاب 2- ناتواني سران فتنه از كنترل رفتارهاي ضد انقلابي باقي مانده حاميان خود و قطعي شدن اين موضوع كه نظام و مردم عقيده دارند هزينه اين رفتارهاي ضد انقلابي بايد مستقيماً توسط سران فتنه پرداخت شود و 3- استحكام دروني جبهه انقلاب و سربازان ولايت فقيه كه حماسه روز 9 دي نشان داد از پشتوانه مردمي وسيع و غيرقابل انكاري برخوردار است.
بر مبناي اين 3 دليل سران فتنه تصميم گرفته اند يك پروژه وسيع رسانه اي با محوريت ضرورت آشتي ملي و خروج كشور از وضعيت فعلي را كليد زده و خود را در جايگاه ناصحان نظام و طلبكاران از آن بنشانند. نامه رضايي فقط بخشي از اين پروژه است و بخش هاي ديگر آن هم به زودي آشكار خواهد شد كه نگارش نامه هايي ديگر به رهبري، وارد كردن برخي بزرگان روحاني به اين عرصه و نهايتاً ايجاد جنجال رسانه اي از طريق به دست گرفتن «پرچم خاتمه بحران» و «آرامش كشور» فقط بخش هايي از آن است. يك كارشناس آگاه كه تحركات جريان فتنه در ماه هاي گذشته را مستمراً مطالعه كرده در اين باره به كيهان گفت: «از ابتدا قرار بود همين اتفاق بيفتد. لااقل يك محفل خاص كه تا امروز سران فتنه را اداره و تغذيه كرده از ابتدا بنا داشت ابتدا براي شعله ورتر شدن آتش فتنه هرچه مي تواند انجام بدهد و بعد آن روز كه همه خسته شدند و مطالبه خروج از وضعيت بحران در ميان مردم بالا گرفت به عنوان فرشته نجات وارد عمل شود و ختم شدن غائله را به نام خود تمام كند.» وي ادامه داد: «برنامه ريز اين جريان مدت ها قبل گفته بود نهايتاً همه مجبور مي شوند سراغ من بيايند و حالا كه اين اتفاق نيفتاده و بلكه مطالبه برخورد با سران فتنه فراگير شده، خودش تصميم گرفته وارد عرصه شود و آخرين پروژه اش را اجرا كند.»
اطلاعات كيهان نشان مي دهد كه هدف نهايي اين پروژه اين است كه اولاً سران فتنه را با كمترين هزينه از مهلكه نجات دهد و ثانياً فتنه گران خود تبديل به منادي وحدت و آشتي شوند تا اگر نظام نپذيرفت- كه طبعاً نخواهد پذيرفت- بتوانند نظام را متهم كنند كه اساساً بناي آشتي ندارد و فقط به دنبال درگيري و دعواست و به اين ترتيب هزينه همه درگيري هاي احتمالي آينده را از روي دوش سران فتنه برداشته و به گردن نظام بيندازند.
اطلاعات موجود نشان مي دهد گام بعدي اين پروژه احتمالاً انتشار يك نامه ديگر و درخواست تشكيل چيزي شبيه شوراي حكميت يا شوراي آشتي ملي خواهد بود. سران فتنه البته هنوز در اين باره كه نامه بعدي بايد به امضاي چه كسي باشد، چه زماني منتشر شود و دقيقاً چه مواردي را مطرح كند كه كهنه و تكراري به نظر نيايد، به جمع بندي نهايي نرسيده اند ولي در اين باره اتفاق نظر دارند كه در پيش گرفتن اين روش تنها راهكار پيش روي آنهاست.
همه اين برنامه ريزي ها در حالي است كه كارشناسان عقيده دارند هرگونه اغماض و چشم پوشي نسبت به فتنه گران كه امثال آقاي رضايي هم در ماه هاي گذشته با آنها همگام و هم قدم بوده اند، باعث خواهد شد هزينه اقدام عليه امنيت ملي بسيار پايين به نظر برسد و به اين ترتيب فتنه گران و دوستان خارجي آنها در برنامه ريزي براي ايجاد فتنه هاي بعدي جسورتر شوند و دقيقاً به همين دليل بايد حداكثر سخت گيري را در اين مورد اعمال كرد. اين كارشناسان معتقدند اگر منظور از آشتي ملي آشتي مردم با يكديگر باشد اين بحثي بي مورد است چرا كه مردم اساساً با يكديگر نزاعي ندارند و حماسه روز 9 دي ماه هم نشان داد اتحاد ملي با حداكثر درجه ممكن اكنون در ميان مردم وجود دارد و بسياري از كساني كه آن روز به خيابان آمدند همان كساني هستند كه در روز 22 خرداد به كانديدايي به جز دكتر احمدي نژاد راي داده اند. اما اگر مقصود آشتي بين جريان سياسي باشد اين امر بدون برخورد با فتنه گران، جبران عملي خسارت هايي كه در اثر خيانت هاي آنها به كشور وارد شده و مرزبندي صريح و روشن آنها با دشمنان اسلام، انقلاب و رهبري مطلقاً امكانپذير نيست.
درباره بیانیه موسوی:
گشتی در خبرها:
1-كاش از ميان بودجه هاي فراواني كه همه ساله- بخوانيد همه ماهه و گاه هرهفته- براي تشكيل سمينارها و همايش هاي رنگارنگ هزينه مي شود و بسياري از آنها تشريفاتي و كم فايده و يا اساساً بي فايده هستند، بودجه اندكي نيز به اهداي يك جايزه اختصاص داده مي شد. جايزه براي كسي كه بتواند با ارائه دليل و سند و يا شاهد و قرينه اي قابل قبول، اثبات كند سران فتنه كارگزاران اسرائيل نيستند! و يا دستكم به يكي از اقدامات و مواضع و عملكرد آنها طي چندماه گذشته اشاره كند كه دستورالعمل آن پيشاپيش و با صراحت -تاكيد مي شود كه با صراحت و نه با اشاره و تلويح- از سوي محافل رسمي صهيونيستي صادر نشده باشد.
كيهان طي چندماه گذشته اسناد غيرقابل انكاري را با ذكر مأخذ و منبع آن منتشر كرده است كه در وابستگي سران فتنه به محافل صهيونيستي و نقش آنها به عنوان ستون پنجم اسرائيل در داخل كشور جاي كمترين ترديدي باقي نمي گذارد. با استناد به همين اسناد بود كه كيهان مسير حركت جريان فتنه را گام به گام و پيش از وقوع آن پيش بيني مي كرد. باور نمي كنيد؟! به نسخه هاي كيهان مراجعه كنيد، تمامي اين اسناد به آساني قابل دسترسي است و البته جاي اين گلايه هست كه مراكز مسئول با كم توجهي غيرقابل توجيه از كنار اين ماجرا عبور كردند و... بگذاريم و بگذريم.
2- عاشورا در كنار تمامي ويژگي هاي منحصر به فرد خود، «رسواكننده» نيز هست و همواره ميدان آزموني براي جدا كردن «سره» از «ناسره» بوده است. رضاخان در آغاز حاكميت تحميلي خويش، نه فقط روزهاي عاشورا در دستجات سينه زني و عزاداري شركت مي كرد، بلكه براي فريب بيشتر، پيشاني و شانه هاي خود را گ ل اندود نيز مي كرد. اما، عاشورا «رسواكننده» است و از جمله آن كه پرده نفاق از چهره منافقين كنار مي زند و اجازه نمي دهد «كفر» خود را در پوشش ايمان به بازار آورند. رضاخان كه ماموريت مقابله با اسلام را داشت و تنها با همين شرط از سوي ضياءالدين طباطبايي -عامل مشترك انگليس و صهيونيست ها- براي پادشاهي به ژنرال آيرون سايد معرفي شده بود، نمي توانست اقدامات ضداسلامي خود را براي هميشه پنهان نگاه دارد و از اين روي خيلي زودتر از آنچه انتظار مي رفت شناخته شد و شمشير از رو بست و در اقدامي احمقانه عزاداري براي امام حسين(ع) را ممنوع كرد! همان رضاخاني كه با ماليدن گ ل بر پيشاني و شانه ها در مجالس عزاداري و سينه زني شركت مي كرد. شايد تعجب كنيد كه رضاخان هم شعار «اصلاحات» مي داد. انگار صهيونيست ها فقط همين يك پوشش را براي منافقان تحت پوشش خود در چنته دارند! عجيب آن كه خداوند سبحان نيز در وصف منافقان مي فرمايد«هنگامي كه به آنها گفته مي شود در زمين فساد نكنيد، پاسخ مي دهند كه ما در پي اصلاح-بخوانيد اصلاح طلب!- هستيم».
اين نكته نيز گفتني و عبرت انگيز است كه سيدضياءالدين طباطبايي- چه نامي و چه سيدي؟!- از سال 1327 هجري قمري، يعني چند سال قبل از آن كه رضاخان را به عنوان فرد مناسب پادشاهي به ژنرال آيرون سايد انگليسي معرفي كند، روزنامه شرق را در تهران منتشر مي كرد. اين روزنامه بعد از مدتي به جرم تخلف از قوانين جاري و اهانت به اسلام توقيف شد و سيدضياء بلافاصله روزنامه «برق» را منتشر كرد كه انتشار اين روزنامه نيز به همان جرم ممنوع گرديد. و او در فاصله چند روز بعد از توقيف روزنامه دوم، روزنامه «رعد» را منتشر كرد.
جالب است بدانيد كه در گوشه چپ از صفحه اول روزنامه رعد- و به عنوان لوگوي دايمي روزنامه- نوشته شده بود «دانستن حق مردم است»! اين شعار را كه به خاطر داريد؟ شعار روزنامه هاي زنجيره اي وابسته به مدعيان اصلاحات بود. و بالاخره گفتني است كه سيدضياءالدين طباطبايي بعد از معرفي رضاخان به ژنرال آيرون سايد، بلافاصله به فلسطين رفت و در خريد زمين از فلسطيني ها براي صهيونيست هاي مهاجر به كار گرفته شد! عبرت انگيز نيست؟ البته كه هست و با مسير حركت سران فتنه چه شباهت عجيبي دارد! چرا؟! چون هر دو از يك آبشخور، آب مي خورند! با اين تفاوت كه اگر هويت سيدضياءالدين طباطبايي بعد از پايان مأموريت او برملا شد، هويت منافقان جديد در ضمن مأموريت افشا شده است.
3- عاشورا، روزي است به درازاي همه روزها و كربلا، سرزميني است به پهناي همه سرزمين ها، كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا....
الف: راستي! هزار و سيصد و چند ده سال قبل، يعني در عاشوراي سال 61 هجري، بهانه امويان براي مقابله با مولاي شهيد مان، حضرت اباعبدالله الحسين(ع) چه بود؟ همه مي دانند و مي دانيم و در تاريخ نيز به روشني ثبت و ضبط است. جان مايه ادعاي امويان اين بود كه خلافت مسلمين و حاكميت بر دولت اسلامي «حق يزيد بن معاويه» است! و فرزندان رسول خدا(ص) به ناحق خود را شايسته اين جايگاه و برگزيده خدا و پيامبر خدا(ص) مي دانند! و... عاشورا شكل گرفت.
چند ماه بعد از واقعه عاشورا و شهادت مظلومانه حسين بن علي و يارانش- سلام الله عليهم- و در آن شب كه سر مبارك امام مظلوم و شهيدمان را به قصر يزيد بردند، يزيدبن معاويه در حالي كه كار را تمام شده مي ديد و با چوب خيزران بر لب هاي مطهر و مبارك امام شهيد مي كوبيد، به صراحت از مقصود خود خبر داد و آشكارا اعلام كرد كه وحي و اسلام و پيامبري در كار نبوده است، اينها همه افسانه است! ما فرزندان ابوسفيان براي بازگرداندن حاكميت به خاندان خود در بدر و احد و حنين با محمد(ص) جنگيديم، اسلام را به مصلحت پذيرفتيم و اكنون كاش پدرانم كه در صدر اسلام كشته شدند، زنده بودند و مي ديدند كه حاكميت از دست رفته آنان بار ديگر به خاندانشان بازگشته است!...
يادتان هست كه مدعيان اصلاحات، آن هنگام كه دولت و مجلس را به نفاق در اختيار داشتند با صراحت نوشتند كه حسين بن علي در كربلا قرباني خشونت جدش- يعني رسول خدا(ص)- در جنگ هاي بدر و احد و حنين شده بود! و نوشتند، خشونت يزيد در عاشوراي 61 نتيجه طبيعي!! خشونت جد حسين(ع) در جنگ هاي صدر اسلام بود؟! يادتان كه نرفته، روزنامه «صبح امروز» موجود است به آن مراجعه كنيد. راستي ميان ديدگاه اصلاح طلبان آن روز- سران فتنه امروز- با ديدگاه يزيد بن معاويه چه تفاوتي هست؟! يزيد، يزيد است و چه فرقي مي كند كه لقب او، اموي باشد يا ...؟!
ب: اكنون به زمان حال برمي گرديم، بازهم عاشورا و باز هم رسوايي منافقان. سران فتنه كه در ماموريت آنها از سوي صهيونيست ها كمترين ترديدي نيست، در آغاز فتنه ادعا مي كردند كه به اسلام، امام و جمهوري اسلامي اعتقاد كامل دارند! و بهانه آنها براي فتنه اي كه به انجام آن مأمور شده بودند، اين بود كه، دولت كنوني را قبول ندارند و معتقدند در انتخابات تقلب شده است و هنگامي كه قانون گريزي ها، ساختارشكني ها، همراهي و همكاري آشكار آنان با سازمان هاي اطلاعاتي بيگانه، حمايت مالي و تبليغاتي آمريكا و اسرائيل و اروپا از آنها، شعارهاي ضداسلامي و ضدانقلابي آنان، عبور صريح از آموزه هاي امام(ره) و ... كه تماماً از بي اعتقادي سران فتنه به نظام اسلامي و امام و انقلاب حكايت مي كرد به آنها گوشزد مي شد، رگ گردن سيخ مي كردند و قلم مي كشيدند و چاك دهان مي گشودند كه اينها همه اتهام است!! آيا غير از اين بود؟ اما روز عاشورا، روز رسواكننده منافقان، در پيش بود و سران فتنه در اين روز به صراحت اعتراف كردند كه با اساس نظام اسلامي، انقلاب و امام سر جنگ دارند و دولت و انتخابات فقط يك بهانه بوده است. سران فتنه در عاشوراي 1388 كينه عميقي را كه از اباعبدالله الحسين(ع) در سينه داشتند بيرون ريختند، دقيقاً و بي كم و كاست مانند پدر عقيدتي و سياسي خود يعني يزيد بن معاويه. سران فتنه در روز عاشورا همه پرده ها را كنار زدند و آشكارا به ساحت مقدس امام حسين عليه السلام تاختند و باز هم بي كم و كاست مانند سپاهيان يزيد كه در عاشوراي 61 هجري قمري بر پيكر مطهر و غرقه به خون حسين بن علي(ع) اسب تاخته بودند! يزيد، يزيد است و چه فرقي مي كند كه لقب او «اموي» باشد يا نام ديگري مشابه آن؟!
4- عصر عاشورا، هنگامي كه مولاي مظلوم ما حضرت اباعبدالله(ع) همه ياران خود را از دست داده- بخوانيد به دست آورده- بود و تنها مانده و با تني خونين و چاك چاك در ميان انبوه حراميان بر زمين افتاده بود فرياد هلهله و سوت و كف سپاهيان ابن سعد را شنيد كه با تيغ هاي آخته و مشعل هاي افروخته به سوي خيمه ها مي تازند. حراميان مادام كه حسين و يارانش برپا ايستاده بودند، جرأت نزديك شدن به خيمه ها را نداشتند. حسين(ع) فرياد برآورد «اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد و به زنان و كودكان يورش نبريد». اما، حراميان اگر دين داشتند با فرزند پيامبر خويش به مقاتله برنمي خاستند و اگر از آزادگي و جوانمردي كمترين نشانه اي در قاموسشان بود، به زنان و كودكان بي پناه حمله نمي كردند و حريم آل الله را به آتش نمي كشيدند.... ولي بندگان زرخريد يزيد را به دين و آزادگي چه كار؟!
5- از دو هفته قبل سايت وزارت خارجه اسرائيل، شبكه هاي تلويزيوني فارسي زبان بي بي سي و آمريكا و فضاي اينترنتي توئيتر - كه رسما از سوي وزارت خارجه آمريكا براي كمك رساني به موسوي و خاتمي فعال شده است- براي عاشوراي امسال دستورالعمل هاي صريح و بي پرده اي خطاب به عوامل داخلي خود صادر مي كردند و مخصوصا سايت وزارت خارجه اسرائيل كه دو روز قبل از روز قدس شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» را به آشوبگران ديكته كرده بود، طي دو هفته اخير تاكيد مي ورزيد، آشوبگران بايد از فرصت نيمروز عاشورا كه مردم به طور سنتي در هيئت ها و دسته هاي سينه زني به عزاداري مشغولند براي حضور در خيابان استفاده كنند! و روز عاشوراي 88 يزيديان- يا به قول شهيد مطهري، اسرائيليان- همان كردند كه سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي از دو هفته قبل بر آن تاكيد ورزيده بود. جماعتي از اراذل و اوباش اجاره اي با بهره گيري از حضور مردم در مراسم عزاداري حسيني(ع) در چند نقطه تهران دست به آشوب زدند، شيشه منازل و مغازه ها را شكستند، موتورهاي پارك شده عزاداران حسيني(ع) را به آتش كشيدند، شعارهايي عليه اسلام، امام حسين(ع)، حضرت امام(ره) سردادند، تعدادي از مردم را با قمه و چماق مجروح كردند- كه چند نفر از آنها در حالت كما و بيهوشي در بيمارستان ها بستري هستند- سينه يكي از موتورسواران را كه به آنها اعتراض كرده بود، دريدند، با كف و سوت به طور مختلط رقصيدند و....
در عاشوراي امسال، يزيديان دست به همان جنايتي زدند كه اسلاف عقيدتي آنها در عاشوراي هزار و سيصد و چند ده سال پيش مرتكب شده بودند، با اين تفاوت كه در عاشوراي امسال، حسين زمان تنها نبود و هنگامي كه خبر حمله دزدانه بزدلان يزيدي به انبوه عزاداران حسيني(ع) رسيد و با فرياد يا حسين به پياده نظام اسرائيل يورش بردند، مراسم جشن و پايكوبي آنان به فرار خفت بار تبديل شد و....
بعد از شكست اسرائيل از حزب الله در جنگ 33 روزه لبنان، ژنرال «زئيف شف» استراتژيست معروف رژيم صهيونيستي در مصاحبه با هاآرتص گفته بود، سربازان ما فقط براي حمله به زنان و كودكان در خيابان ها آموزش ديده اند و در مقابل صلابت حزب الله تنها راه پيش روي را فرار از ميدان مي دانند. و پياده نظام هاي اسرائيل چه شباهت عجيبي با يكديگر دارند!
6- اگرچه از آغاز فتنه، تمامي شواهد و قرائن و اسناد غيرقابل انكار از وابستگي سران فتنه به صهيونيست ها و دستور گرفتن مستقيم آنها از موساد- و يا از طريق سازمان سيا و براي موساد- حكايت مي كرد ولي آنچه روز عاشورا همگان شاهد بودند براي ديرباورترين افراد هم كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه سران فتنه و آشوبگران آن روز، مصداق بي چون و چراي «فئه باغيه» و دشمنان اسلام، امام، نظام و مردم هستند. دشمنان وحشي و خونريز و مأموران حلقه به گوش اسرائيل كه حتي از برنامه ريزي براي كشتن خواهرزاده خود نيز دريغ نمي ورزند!
سران فتنه در حالي نقش ابن سعد و شمر و خولي را برعهده گرفته اند كه امروز در عاشوراي سال 1388 شمسي برخلاف آن روز در عاشوراي سال 61 قمري، حسين زمان تنها نيست و ديدند كه پياده نظام بزدل و اندك آنها بلافاصله بعد از حضور مردم مومن و پاكباخته چگونه به سوراخ ها خزيدند. از اين پس توده هاي عظيم و انبوه مردم، در مقابل سران فتنه و اراذل و اوباش اجاره اي آنها ساكت نمي نشينند و اگر مسئولان نيز امروز و فردا كنند، آنان حسين زمان را در ميانه ميدان تنها نمي گذارند. باور نمي كنيد؟! بگرديد تا بگردند.
حسين شريعتمداري - کیهان


