سلام
این وبلاگ جدید منه
ضمنا از دیدن نویسنده این وبلاگ تعجب نکنید.
چون اسم شناسنامه ای من، "سید روح الله" است.
راستی بنظر شما اسم(تیتر) وبلاگ رو چی بذارم؟
عکس اختصاصی این وبلاگ از راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ تهران:

ببخشید که این عکس رو با تاخیر روی وبلاگ گذاشتم. کابل USB دوربین گم شده بود.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
چه میکنه این ساندیس و کیک!!
چه میکنیم ما ملت ساندیس خور!!
عجب حماسه ای خلق کردیم ما! دم همه مون گرم!
من پیشنهاد میکنم نام این ساندیس های ایرانی در کتاب رکوردهای گینس ثبت بشه. چون هیچ ساندیسی در دنیا، قدرت ۵۰میلیونی نداره...!!
البته رسانه های بیگانه که مدعی اطلاع رسانی آزاد و بیطرف هستند، جمعیت دهها میلیونی ملت ایران را "هزاران نفر" یا "دهها هزار نفر" عنوان کردند!!

ضمنا ما "جد اندر جد" ساندیس خوریم و کمر استکبار رو همین ما ساندیس خورها شکستیم! :

این پیام جالب را یکی از دوستان فرستاده
که خود را «حامی سبز، اما معتدل» نامیده است:
دوستان و هموطنان عزیز!
تا روز دیدار (22بهمن) چیزی باقی نمانده است!
بیایید فکر کنیم و بعد عمل کنیم
بیایید همه با هم در این روز، خدایی بودنمان ، مسلمان بودنمان ،
ایرانی بودنمان ، و دوست بودنمان را یکصدا فریاد کنیم
و بدور از هر گونه اختلاف نظرها و سلایق حزبی جناحی در این روز بزرگ
در راهپیمایی حاضر شویم و اتحاد ملیمان را به جهانیان علی الخصوص بیگانگانی
که چشم طمع به ایران عزیز دوخته اند نشان دهیم و باز همانند سی سال
گذشته پشتیبانی خودمان را از اسلام عزیز ، ولایت فقیه ، ایران قهرمان و
خصوصا انقلاب گرانقدری که یادگار پیر سفر کرده ی ما امام خمینی است
به نمایش بگذاریم.
بیایید دعواها و اختلاف سلایقی که داریم ( که به تعبیر رهبر انقلاب
در نماز جمعه بعد از انتخابات این دعواها و اختلاف نظرها همگی در چارچوب
و درون نظام است ) را برای هر چه باشکوه تر برگزار شدن مراسم 22 بهمن
در این روز عزیز کنار بگذاریم و همه و همه (سبز و قرمز، آبی و بنفش و سفید و...)
به میدان بیاییم.
هدف ما در راهپیمایی امسال:
همدلی ، همراهی و پرهیز از اختلاف افکنی
دوستان وبلاگ نویس بیایید همه با هم در هر چه باشکوه تر برگزار شدن یوم الله 22 بهمن
تلاش کنیم و همه مخاطبانمان را به اتحاد و یکدلی دعوت کنیم و یکی از مطالب وبلاگمان را به این
موضوع اختصاص دهیم.
به امید راهپیماییی عظیم و باشکوه در روز پنجشنبه 22/11/88
دوستدار و ارادتمند شما
رای دهنده ایرانی(حامی سبز، اما معتدل)
مدتهاست كه ميخواهم چند خطي درباره آقاي خامنهاي بنويسم و به سهم و اندازه خودم، از ايشان در برابر هجمات چند ماه اخير دفاع كنم. اما امروز كه به گذشته نگاه ميكنم و آن حوادث را با خودم مرور ميكنم، ميبينم كه نميتوانم، چون به نظر من عملكرد آقاي خامنهاي اصلا قابل دفاع نيست، ايشان خودشان مقصر اصلي هستند!
آقاي خامنهاي مقصر هستند چون از همان ابتدا قواعد بازي سياست را رعايت نكردند؛ شاید بلد نبودند و شاید هم بکار نبردند. سياست ميگويد كه «ميتوان مردم را تا پاي صندوقهاي راي آورد، اما راي آنها را حساب نكرد!» سياست ميگويد «ميتوان مردم را به جان هم انداخت، تا بزرگان در بالا مشغول چانهزني شوند» اما آقاي خامنهاي از همان روز اول، بازي سياست را كنار گذاشت. آقاي خامنهاي چانهزنيها را قبول نكرد. وقتي چانهزنيها را ديد، كوتاه نيامد و همه ماجرا را به خود مردم گفت و كار را پيچيدهتر كرد. اين مساله ميتوانست با چانهزني بزرگان و شخصيتهاي سياسي و استوانههاي نظام حل و فصل شود. كافي بود آقاي خامنهاي فقط كمي از نظر خود كوتاه بيايد و نظر بزرگان را بپذيرد. از نظر خودش هم كه نه، از نظر مردم و از انتخاب مردم. باور كنيد آب از آب تكان نميخورد. مردم را هم ميشد يك طوري قانع كرد. اصلا چه كسي گفته مردم هميشه بايد همه چيز را بدانند؟
بالاخره مردم هر چقدر هم كه عزيز باشند، عزيزتر از بزرگاني نيستند كه همه عمر خود را در راه پيروزي انقلاب اسلامي و برقراري جمهوري اسلامي صرف كردهاند. ما بزرگاني داريم كه سالهاي زيادي را در زندان بودهاند و بعد از انقلاب هم همه كاره نظام بودند. آيا به خاطر راي مردم، بايد آنها را از خود برانيم؟ ارزش دارد؟ عقل چه ميگويد؟ سياست چه ميگويد؟ به نظر من اشتباه آقاي خامنهاي اين بود كه مصالح اين آدمها و شخصيتها را در جمهوري اسلامي رعايت نكرد و آنها را با مردم عادي كشور برابر دانست.
اشتباه ديگر آقاي خامنهاي اين بود كه بيش از اندازه روي نقش مردم تاكيد كرد و دائما گفت مردم. اما آيا هميشه ميشود به مردم اطمينان كرد؟ اتفاقا امام خميني هم همين را ميگفت. اصلا امام هم اشتباه ميكرد كه ميگفت «اکثریت هرچه گفتند آرایشان معتبر است، ولو به ضرر خودشان باشد!» اين چه حرفي است كه هر كسي را كه مردم انتخاب كردند؟! خوب شايد مردم اشتباه كردند و كسي را انتخاب كردند كه به درد مملكت نخورد! به نظر من آقاي خامنهاي بايد ميگفت هركسي را كه بزرگان و شيوخ كشور گفتند، همان رييس جمهور است!
ما دلسوزاني داريم كه مردم را قبول دارند، اما اعتقاد دارند كه مردم گاهي اشتباه ميكنند و نبايد اجازه اشتباه را به آنها داد! به نظر من آقاي خامنهاي بايد حرف اين بزرگان را گوش ميكرد و به نظر آنها احترام ميگذاشت. مردم عزيزند، ولي بعضي وقتها واقعا نميفهمند! البته اين اشتباه آقاي خامنهاي مال امروز و ديروز هم نيست. همان سال 76 هم وقتي مردم به سيد محمد خاتمي راي دادند، آقاي خامنهاي بايستي آقاي ناطق نوري را به عنوان رييس جمهور معرفي ميكرد. و يا سال 80، نبايد اجازه انتخاب مجدد خاتمي را به مردم ميداد! اما آقاي خامنهاي باز هم به انتخاب مردم احترام گذاشت. خوب چرا؟! مردم چكارهاند؟!
آقاي خامنهاي مقصر است چون بيش از اندازه به قانون احترام گذاشت. قانون كه وحي منزل نيست. به نظر شما، نميشود گاهي به خاطر مصلحت بزرگان، قانون را كنار گذاشت؟ مگر ديگران قانون را قبول ندارند؟ اتفاقا آنها هم قانون را قبول دارند، حتي بيشتر از ما، ولي انصاف داشته باشيد، گاهي آدم مجبور ميشود از چراغ قرمز هم عبور كند! خوب قانون هم مثل چراغ قرمز، چه فرقي دارد؟ چرا آقاي خامنهاي قانون را موقتا تعطيل نكرد؟
اشتباه ديگر آقاي خامنهاي اين بود كه به سخنان «روشنفكران قبيلهاي» احترامي نگذاشت. مخصوصا به سخنان روشنفكرترين فرد ايراني!؟ چرا آقاي خامنهاي دليل اصلي تقلب را نپذيرفت؟ وقتي ما خودمان را بينياز از نظرات روشنفكران قبيلهاي بدانيم، به چه كسي دلخوش باشيم؟ به مردم عوام روستايي عاشق سانديس؟!
اشتباه ديگر آقاي خامنهاي اين بود كه راي آن پيرزن و پيرمرد روستايي «قراخيلي» را، با راي آن مرد و زن باكلاس تهراني، برابر دانست. خودتان قضاوت كنيد، حقيقتا اينها با هم يكي هستند؟ يعني كيفيت راي اصلا مهم نيست؟! كدامشان بيشتر ميفهمند؟ كلاهتان را قاضي كنيد و ببينيد آيا واقعا راي آن مرد و زن «درچه پيازي» با راي تهرانيها برابر است؟ اصلا فرض كنيد برابر باشد، آيا از لحاظ كيفي هم برابر است؟! اصلا تا حالا شما اسم اين ده كورهها را شنيده بوديد؟ تا حالا ميدانستيد كه چنين شهر و روستايي هم در ايران وجود دارد؟ خوب وقتي خبر نداريد، پس راي آنها چه ارزشي دارد؟ مهم كيفيت آراست كه همه نخبگان كشور ميگويند كيفيت راي تهرانيها بيشتر از همه جاي كشور است. پس چرا آقاي خامنهاي اين را نپذيرفت؟
به نظر من بايد قانوني وجود داشته باشد كه انتخابات بر اساس «كيفيت آراء» باشد نه بر اساس «كميت آراء» يعني اگر در انتخاباتي، «خورموجيها و خيارجيها و سوراني و زارچيها و گراشيها و بيلهسواريها» يك نفر را انتخاب كردند و تهرانيها يك نفر ديگر را، بايد به انتخاب تهرانيها احترام گذاشت! چون عقل اين را ميگويد، نخبگان هم همين را ميگويند، بزرگان نظام هم اينطور راضي ميشوند!
حالا كه دارم اعتراف ميكنم، خيال همه را راحت كنم. آقاي خامنهاي نه تنها مقصر، كه مجرم نيز هست! اينرا من نميگويم، تمام بدهاي دنيا، ببخشيد تمام خوبهاي دنيا ميگويند. آقاي خامنهاي مجرم است، چون باراك اوباما ميگويد. آقاي خامنهاي مجرم است، چون نتانياهو ميگويد. آقاي خامنهاي مجرم است، چون گوردون براون و ساركوزي و بلر ميگويند. چون ملك عبدالله و حسني مبارك و عبدالله دوم ميگويند. آقاي خامنهاي مجرم است، چون اسرائيل و آمريكا و انگليس و فرانسه و آلمان و تمام كشورهاي متمدن دنيا ميگويند! اگر اينها دليل نميشود، پس چه چيزي دليل ميشود؟
نه تنها كشورهاي مختلف، كه هموطنان ضدانقلاب خارج از كشور ما هم همين را ميگويند. آقاي خامنهاي مجرم است چون رضا پهلوي ميگويد، چون بنيصدر ميگويد. چون مسعود و مريم رجوي ميگويند. از همه مهمتر، چون اكبر گنجي و عطاءالله مهاجراني و دكتر سروش و كديور ميگويند. سازگارا و مخملباف و نوريزاده هم اين را تاييد ميكنند. همين سازگاراي دلاور چند ماه است كه دارد همين را ميگويد! راديو اسرائيل و راديو فردا و صداي آمريكا و بيبيسي هم همين را داد ميزنند. آيا همه اينها دليل نميشود كه باور كنيم آقاي خامنهاي مجرم و مقصر اصلي حوادث اخير است؟ پس دوستان عزيز، بهتر است تعصب را كنار بگذاريم. قبول كنيم كه آقاي خامنهاي مقصر اصلي است! (آهستان)
داوود احمدی نژاد با انتقاد شدید از رحیم مشایی، اظهارات وی درباره موضوعات مختلف از جمله حضرتنوح را پروژهاي براي مشغول سازي نظام و ايجاد غفلت در ميان مسئولان و نخبگان دانست.
رئيس سابق دفتر بازرسي رياستجمهوري در گفتگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس درباره اظهارات اخير برخي افراد گفت: امروز انقلاب اسلامي با رهبري حكيمانه و عالمانه جانشين و خلف صالح امام (ره)، جايگاه ويژهاي در دنيا پيدا كرده كه جهانخواران اين جايگاه معنوي, منطقي و اخلاقي و علمي و پژوهشي را بر نميتابند، لذا عوامل خود را از يك سو به ميدان آوردهاند كه فضاي آزاد و امن جامعه را كه در سايه ولايت محقق و تجلي يافته مخدوش كنند و از طرف ديگر در باورهاي ديني و سابقه تاريخي و انقلابي اين ملت بزرگ ترديد ايجاد كنند.
وي افزود: اين انقلاب تمام آزاديخواهان را بيدار و تمام مظلومان را اميدوار كرده و امروز كعبه آمال و آرزوهاي همه مردم ستمديده دنيا شده است، به همين دليل نبايد انتظارداشته باشيم كه مستكبران ساكت بنشينند و هجمهاي نداشته باشند.
دبيركل كميته پدافند غير عامل با بيان اينكه در فضاي اين انقلاب هر كسي در هر جايگاه ميتواند درون خود را افشا كند، تصريح كرد: مقام معظم رهبري با توجه به ماموريت و رسالت بزرگ ملت ايران فرمودند ملت بزرگوار به اين حرفهاي بيهوده و پوچ توجه نميكنند و اين رهنمود به معناي اين است كه توجه به اين امور در واقع منشأ انحراف از هدف بزرگ مردم آزادانديش ايران اسلامي بوده و در جهت خلاف مسير انبيا و اوليا و آزادانديشان دنيا ميباشد.
* برخي افراد تا امروز هيچ نفعي براي نظام نداشتهاند
احمدينژاد دبيركل كميته پدافند غيرعامل با اشاره به اينكه اين افراد با اظهارات شبههافكنانه و مشكوك خود، تا امروز هيچ نفعي براي نظام نداشته و اگر منافعي براي نظام داشتهاند بيايند اعلام كنند، ادامه داد: آن آقا كه آنگونه سخنان سخيف ميگويد، خدماتش به مملكت در مسائل فرهنگي و معنوي، در مبارزه براي پيروزي انقلاب و تهاجم فرهنگي و در اغتشاشات اخير را بگويد؛ بگويد كجا بوده و چه كار كرده است. شايد رفاقت با دلال آمريكا هوشنگ اميراحمدي را بتواند به عنوان عملكرد افتخارآميز خود مطرح كند؛ همانطور كه قبلا بعضيها تجربه كرده بودند و عاقبت آنرا نيز ديدند.
* او ميخواهد ما را مشغول كند كه از هدف بزرگ انقلاب غافل باشيم
وي اضافه كرد: اينكه او مثلاً بگويد حضرت نوح نتوانسته جامعه را مديريت كند، چه دردي از دردهاي جامعه را حل ميكند؟ او فقط ميخواهد ما را مشغول كند تا از آن هدف بزرگ كه امام براي ما ترسيم كرد و مقام معظم رهبري آن را هدايت ميكند، غافل باشيم، وي دنبال چيز ديگري نيست.
* برخي در برابر اسرائيل سر تعظيم فرود آوردند
احمدينژاد با اشاره به جنايات گسترده رژيم صهيونيستي خاطرنشان كرد: عليرغم اينكه مستكبران اسرائيل را درست كردند، بدنبال اين بوده و هستند كه علاوه بر شهروندان خود، ما را نيز طرفدار اسرائيل كنند و از ما براي اسراييليها تأييديه بگيرند.
وي افزود: در حالي كه مردم اروپا و اسرائيل به سردمداران خود "نه " گفتند و اسراييل را متجاوز خواندند و جلوي سردمداران خود ايستادند، برخي كاسه از آش داغتر، عامدانه و عاملانه در برابر اسرائيل سر تعظيم فرو ميآورند و از اسرائيل جنايتكار تعريف و تمجيد ميكنند. چطور چنين انساني ميتواند مطمئن و سالم باشد و عامل نباشد؟ قطعاً بايد منافعي از سوي اسرائيل براي اين شخص باشد كه مقابل اسرائيل سر تعظيم فرود آورده است.
دبيركل كميته پدافند غيرعامل با اشاره به فرمايشات حضرت امام خميني(ره) مبني بر اينكه "اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود " و همچنين مقام معظم رهبري كه اسرائيل را فرزند نامشروع درمنطقه خواندند، تصريح كرد: در حالي بعضي از اسرائيل تعريف ميكنند كه يك زن يهودي ميگويد من يهودي هستم، اما اعمال اسرائيل را بر نميتابم؛ يعني اين زن مقابل رژيم اسرائيل ايستاده است اما برخي افراد در برابر اسرائيل سرتعظيم فرود ميآورند.
رئيس سابق دفتر بازرسي رياستجمهوري اضافه كرد: هيچ انسان آزاده و منصف و كسي كه حتي يك ذره دل در گروآزادگي، اخلاق و معنويت داشته باشد، اين متجاوز را نميپذيرد كه كوچك و بزرگ و زن و مرد بيسلاح و بيدفاع را با بدترين و فجيحترين وضع و پيچيدهترين تسليحات مورد هجمه قرار ميدهد. چه كسي اين را قبول ميكند؟ آن وقت برخي اسرائيل را خوب ميدانند. جاي ترديد ندارد كه چنين افرادي وابسته به انگليس، آمريكا و اسراييل باشند.
* تعظيم در مقابل اسرائيل از اظهارنظر درباره پيامبران بدتر است
احمدينژاد تأكيد كرد: اين اظهاراتي كه درباره پيامبران ميشنويد چيزي نيست، آن زمان كه در مقابل اسرائيل سر تعظيم فرود آورد، حركت رذيلانه و بدتر از اين اظهارات بود.
وي با بيان اينكه امروز اين انقلاب پرخروشتر از زمان امام خميني(ره) با رهبري مقام معظم رهبري، اين خلف صالح امام(ره)، پيش ميرود، گفت: مستكبرين سي سال هجمه كردند كه مردم را به ترديد بيندازند اما ديديد كه مقام معظم رهبري بعد از سي سال و با يك اشاره 85 درصد مردم را به پاي صندوقهاي رأي آمدند، در حاليكه در آمريكا، انگليس و اروپا و كشورهايي كه در ظاهر ادعا ميكنند از نظر اجتماعي، سياسي، اقتصادي و نظامي بالاترين و پيچيدهترين سازمانها و بهترين مديريتها را دارند، حداكثر بين 25 تا 40 درصد را ميتوانند به صحنه اجتماعي بياورند.
* مشاركت 85 درصدي مردم در انتخابات با اشاره ولايت صورت گرفت
دبير كل كميته پدافند غيرعامل با اشاره به حضور 85 درصدي مردم در پاي صندوقهاي رأي در انتخابات رياست جمهوري دهم كه با اشاره ولايت صورت گرفت، تصريح كرد: مستكبران دنيا نتوانستند حضور 85 درصدي مردم در انتخابات را تحمل كنند و به همين دليل هجمه كردند، اما دوباره مقام معظم رهبري با تمام وجود به صحنه آمدند و با يك اشاره به ملت هجمه را دفع كردند.
احمدينژاد با اشاره به فرمايشات مقام معظم رهبري در خطبه نماز جمعه 29 خرداد يادآور شد: وقتي رهبر معظم انقلاب فرمودند "من اين بدعت را نميپذيرم و باج به كسي نميدهم " بر پيكره اوباما و همه نوچههاي داخلياش در حوادث پس از انتخابات آب سرد ريختند.
وي با بيان اينكه مقام معظم رهبري هم حماسه آفريدند و هم هجمهها را دفع كردند، تأكيد كرد: با اين وجود اگر عدالت داشته باشيم از ايشان اطاعت كرده و او را مولا و مرشد خود قرار داده و ميگوئيم نظام، با قدرت و قوت و پويايي لازم به سمت هدف با هدايت ايشان پيش ميرود. چه افتخار و عزتي بالا تر از اين وجود دارد؟
* برخي به جاي التزام عملي به ولايت خود را حق معرفي ميكنند
احمدينژاد همچنين تأكيد كرد: برخي از افراد به جاي التزام عملي به ولايت خود را به غلط در جايگاه حق قرار داده و سخنان انحرافي و التقاطي به زبان ميآورند، اما بايد بدانند كه نگاه و دل مردم معطوف به ولايت است و در جهت تشكيك اعتقادات و باورهاي مردم تلاش نكنند چراكه همه نگاهها به سمت نور ولايت و نور انقلاب يعني مقام معظم رهبري است و امروز سر ريسمان الهي در دست ايشان است.
* همه بايد گوش به فرمان رهبري باشيم
احمدينژاد افزود: آنچه امام گفتند و خواستند امروز جاري و ساري است و مستكبرين نتوانستند كمترين آسيبي به انقلاب برسانند و با سكان داري وليامر ما انقلاب با سرعت هر چه بهتر پيش ميرود، بنابراين چه دليلي دارد كه برخي از حضرت عيسي(ع) و حضرت موسي(ع) و حضرت نوح(ع) ميگويند؛ آنهم به غلط.
وي با اشاره به اينكه برخي حرفهاي بيربط ميزنند، تصريح كرد: رهبر معظم انقلاب بسيار زيبا فرمودند كه ملت بزرگوار ايران به اين حرفهاي پوچ و بيهوده توجه نكنند، يعني يك آرمان بزرگي داريد و اگر به اين حرفهاي پوچ توجه كنيد، از اين آرمان بزرگ غافل شده و اميد مردم دنيا راكه امروز به حركت شما چشم دوختهاند، به نا اميدي مبدل كرده و ميكنيد.
دبيركل كميته پدافند غيرعامل گفت: ما در مسير الهي و ولايي خود بايد از گردنههاي پيچيده عبور كنيم چراكه مسير حركت انبيا و پيامبران الهي و زمينهسازي براي حكومت مستضعفين مسيري نيست كه هر آدم سادهاي بتواند از نقطه صفر آن حركت كرده و به نقطه صد آن برسد، بلكه بايد اين پيچيدگيها را درك كند تا بتواند از آن عبور كند.
وي با بيان اينكه امروز در يكي از گردنههاي پيچيده قرار داريم، اظهار داشت: ملت ايران ميخواهد به يك جايگاه بزرگ برسد، لذا بايدبتواند از اين گردنه نيز به شايستگي عبور كند.
احمدينژاد مصاحبه خود را با قرائت شعري پايان داد كه در ذيل ميآيد:
هر آن نوري كه ايزد بر فروزد هر آنكه پف كند ريشهاش بسوزد
خدايا چنان كن سرانجام كار تو خوشنود باشي و ما رستگار
گشتی در خبرها:
براساس دو نظرسنجی بحث برانگیز که از اواخر آذر ماه در وبلاگ «منقدان انقلابی دولت» آغاز شد، بارزترین ویژگی مثبت و منفی رئیس جمهور احمدی نژاد به رای گذاشته شد.
طبق نتایج بدست آمده کاربران بارزترین ویژگی مثبت دکتر احمدی نژاد را، شجاعت و بارزترین ویژگی منفی وی را عوام فریبی دانسته اند. نتایج کامل نظرسنجی را در دو عکس ذیل مشاهده می کنید:

***

گشتی در خبرها:
- کاریکاتور: چاقوکشی در پرسپولیس؛ کبوترکشی در استقلال!
- سایت حامیان مشایی: خون مشایی گردن منصور ارضی است!
- هیلاری كلينتون: جنبش سبز با كمك توئيتر، موثرتر از تحريمها براي براندازي است!
- پشت پرده لغو مناظره رضایی و ولایتی
- بیانیه شماره 2 مهندس فراز کمالوند درباره تقلب در برنامه نود!
- سایت استقلال، فردوسی پور را به تقلب بنفع پرسپولیس متهم کرد
- پاسخ تکان دهنده آیت الله بهجت به شهرام جزایری
- نظر برادر شهید همت درباره شعار "بسیجی واقعی، همت بود و باکری"
- دیدار دو بازیگر زن با مشایی در پاستور!
- عکس: تشابه مسئول دفتر خاتمی و احمدی نژاد!
- حمله سایت مشایی به صفارهرندی
- چاقوکشی سه خواهر بخاطر ارث!
- اکبر گنجی: خدا مرده است
- اکبر گنجی: آیت الله خمینی و خامنه ای نمی توانند الگوی جنبش سبز باشند
- کهریزک با دستور خاتمی راه اندازی شد
- علی مطهری: فرزندان هاشمی رفسنجانی محاکمه شوند
نظرسنجی: بارزترین ویژگی مثبت و منفی احمدی نژاد چیست؟ (کلیک کنید)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حجت الاسلام علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه در شهریورماه گذشته، طی سخنانی، از سه زاویه به تحلیل حوادث جاری کشور پرداخت. باز خوانی این سخنرانی در شرایطی که قبل از وقوع حوادث 13آبان، 16آذر، فوت مرحوم منتظری(ره)، ظهر عاشورای تهران و نامه آقای رضایی و... ایراد شده، جالب و تامل انگیز است.
متن پیاده شده این سخنرانی با اندکی تلخیص به این شرح است:
سه تحلیل درباره حوادث پس از انتخابات
ما درباره سير انقلاب و تكامل انقلاب و جامعه انقلابي از زواياي مختلف مي توانيم تحليل هاي گوناگوني داشته باشيم كه بنده اين تحليل ها را خدمتتان عرض مي كنم؛ و هم مي توانيم فراتر از حوادث اخير به تحليل روند انقلاب بپردازيم و هم مي توانيم با توجه به حوادث اخير به اين تحليل ها اقدام كنيم و هم مي توانيم با توجه به آينده اي كه در پيش داريم، يعني ظهور حضرت، تحليل هاي مختلفي ارائه بدهيم. من سعي مي كنم از همه جهات اين مباحث رو تحليل كنم البته بايد عرض كنم مباحثي كه من مطرح مي كنم مباحثي نوعا ديني-سياسي هستند نه مباحثي سياسي– ديني و من سعي مي كنم از منظر دين به عرصه سياست نگاه می كنم.
تحلیل اول: جریان سازشکاری
يك روايت از آقا امام رضا(ع) مي خوانم كه هم كلاممان متبرك به بيان شريف ايشان بشود و هم از زاويه نگاه به مهدويت، امروز خودمان را تحليل كنيم يعني از آينده آغاز كنيم و به تحليل امروز برسيم. شما در مفاهيم آخر الزمان با كلمه دجال آشنا هستيد؛ در حديثي در «وسايل الشيعه» امام رضا(ع) مي فرمايند: در آخر الزمان ميان شيعيان ما خطري پيش مي آيد كه اين خطر، فتنه اش از دجال شديد تر است. حال شما برويد روايات مربوط به دجال را ببينيد كه چه طور مردم را فريب مي دهد، دجالي كه با ظهور حضرت سقوط خواهد كرد، دجالي كه به عنوان يكي از دشمنان جدي حضرت و يكي از موانع ظهور حضرت مطرح است، دجالي كه عبور از فريب هاي او تنها راه رسيدن به فرج است؛ امام رضا(ع) خيلي صريح مي فرمايند خطر اين فتنه از فتنه دجال براي شيعيان بالاتر است.
طبق روايت، اين فتنه در درون جامعه شيعي است و توسط كساني كه شيعه و دوستان اهل بيت(ع) هستند اجرا مي شود، ظاهرا دجال عموم مردم را فريب مي دهد اما اين فتنه جامعه شيعي را مي خواهد فريب بدهد. مهمترين مشخصه اين فتنه، دوستي كردن با دشمنان اهل بيت و دشمني كردن با دوستان اهل بيت است و اما نتيجه اين فتنه آن است كه حق و باطل به هم آميخته مي شود و مومن و منافق از هم شناخته نمي شوند. نمي شود ادعا كرد فلان كس منافق است چون دوست اهل بيت(ع) است، تنها مومن را در ميانه آن دشمن هايي كه ايجاد شده مي شود از بقيه جدا كرد و اين كار خيلي دشواري خواهد بود. امام رضا(ع) مي فرمايند: "از كساني كه راه مودت ما اهل بيت را بر گزيدند، كساني هستند كه فتنه ی آنها از دجال شديدتر است."
راوي حديث می گوید: پرسيدم چگونه فتنه مي كنند؟ امام(ع) مي فرمايند بواسطه دوستي كردن با دشمنان ما اهل بيت(ع) و بواسطه دشمني كردن با دوستان اهل بيت(ع). زماني كه اين اتفاق افتاد حق با باطل در هم آميخته مي شود و امر مشتبه مي شود _معمولا در روايات منظور از امر "ولایت" است یعنی یک کاری می کنند که در ولایت تشکیک بکنند_ و مومن از منافق شناخته نمی شود.
این حدیث را من به چند مقصود عرض می کنم، یکی اینکه در آخرالزمان فتنه ها و امتحانات بسیار سهمگینی از مردم جهان، مسلمان ها و بویژه شیعیان گرفته می شود؛ در فتنه های آخرالزمان گروه های زیادی از شیعیان ریزش می کنند.
جای این سوال است که من و شما چرا باید جز دسته ی ریزشی ها باشیم؟ برای عبور از فتنه های آخرالزمان خیلی هوشیاری و تقوا و پاکی دل لازم است.
امیرالمومنین امام علی(ع) می فرماید: در آخر الزمان شیعیان ما این طور می شوند، همانند یک انبار آرد یا گندم یا جو که این انبار را آفت بزند؛ صاحب انبار این ها را بیرون می آورد و آن قسمت هایش را که آفت زده دور می ریزد و بقیه را داخل انبار قرار می دهد و این کار آنقدر ادامه پیدا می کند و استمرار پیدا می کند تا جایی که به اندازه چند لقمه غذا بیشتر از آن باقی نمی ماند. ریزش در زمان ظهور یک مسئله جدی است و جز با بصیرت و از خودگذشتگی فوق العاده نمی توان از فتنه های آخرالزمان عبور و برای نائب امام زمان(عج) سربازی کرد. نتیجه این فتنه این است که دوست و دشمن گم می شوند.
حضرت امام(ره) در سخنرانی های خودشان یک کلمه کلیدی به ما داده بودند، این کلید یک کلید راهبردی تا ظهور حضرت است؛ این کلید یک سخن ژورنالیستی و مقطعی نیست، در فتنه ی سخت تر از فتنه دجال هم می بینید که امام رضا(ع) به این کلمه ی کلیدی اشاره می کند. آن کلید همان طور که امام در این جمله می فرمایند "هر زمان دشمن ما را تایید کرد معلوم می شود اوضاع نا به سامان است". هر موقع ما نسبت به دشمن تمایلی نشان دادیم، معلوم می شود وضع فکری سیاسی ما خراب است تایید ما از سوی دشمن است.
اخیرا شبهه کرده اند شاید آمریکا که دشمنی می کند با خط رهبری و دوستی می کند با خط دیگران، این شاید یک فریب باشد و آن دشمن اصیل ما نیست! همان طور که یک صهیونیست گفت: "خدمتی که آقای احمدی نژاد به ما کرد هیچ کس نتوانست در این سالها بکند." این یک بلوف است، یک دروغ محض است؛ شما بدانید واقعا این طور نیست، سخت ایستادن های آقای احمدی نژاد در این بخش موجب عزت اسلام نه فقط در ایران بلکه در کل جهان شده است و ضربه های بسیار محکمی به آنها وارد کرده است و کاخ پوشالی آنها را به هم ریخته است؛ من وقتی در اولین مناظره دیدم که اون بنده خدا دارد عزت ایران اسلامی را زیر سوال می برد یا برخورد های قوی رئیس جمهور در عرصه سیاست خارجی! بنده در جمعی از دانشجوها بودم و بعد از مناظره گفتم به نظر من آقای فلانی موجود خطرناکی است هر کس هر کاری که از دستش بر می آید و می تواند انجام بدهد؛ گفتند: چرا خطرناک؟ گفتم من تمایل به دشمن را در ایشان می بینم، من عداوت نسبت به دوستان در او دیدم، فتنه شدیدتر از دجال در او دیدم.
من به حاشیه ها اصلا کاری ندارم مثلا به این که اساسا رنگ سبز مخصوص ماسون هاست و حزب سبزها در آلمان متهم هستند به فراماسونر بودن و در روایت هم هست که دجال در آخرالزمان رنگ سبز را برای خود بر می گزیند و حتی شایعه ای هم هست که همین آقا در زمانی که در دولت بودند گرایش به ماسون ها دارند، و در بین نخبگان مطرح بود که او فراماسون است. من به این بحث ها کاری ندارم، این ها بحث ها حاشیه ای است ولی غیر از این بحث ها چیزی که خیلی روشن است این است که به حدی که در 14 خرداد هیچ وقت حضرت مقام معظم رهبری صحبت فرعی مطرح نکردند، کلیدی ترین بحث ها را مطرح کردند و 14 خرداد تمام صحبت های مقام معظم رهبری پاسخی بود به آن حرفی که گفته شد که با محکم ایستادن شما عزت ایرانیان لکه دار شد؛ آقا فرمودند من به هیچ وجه این حرف را قبول ندارم من معتقدم که با محکم ایستادن بر سر ارزش ها، عزت ما پایدار شده است.
بوی تمایل به دشمن می آید تازه الان که مساله حل شده، الان که فلانی توی بغل صهیونیست ها می رقصد، آنها امیدشان یک چنین وضعیتی شده و یک جور فتنه شدید تر از دجال بعید هم هست این فتنه به سهولت خاموش بشود.
ریشه این فتنه در مباحث سیاسی حضرت امام(ره) همان سخن است که فرمودند مواظب باشید دشمن ما را تایید نکند. این یک ملاک عمده است. الان هر کس می خواهد بالا و پائین بکند، بکند همین که مورد تائید دشمن باشد یعنی تمام! یعنی فتنه ی شدیدتر از دجال. هر کس در این مسئله تردید داشته باشد فقط خودش را گول زده و بیمار است؛ «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا...» و اصراری برای اصلاحش نداشته باشید.
ریشه قرآنی بحث تمایل به کفار را عرض می کنم که خیلی بحث جالبی دارد. در تقسیر سوره ماعده در المیزان شریف از آیه 51 بحثی شروع می شود؛ دقت بفرمائید.
قرآن می فرماید: «یا ایها الذین امنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و نصاری را تکیه گاه خود قرار ندهید، آنها تکیه گاه یکدیگرند و کسانی که از شما به آنها تکیه کنند از آنها هستند خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمی کند» چرا شما به سمت یهود و نصارا می روید؛ اگر کسی به آنها علاقه پیدا کند جزو آنهاست؛ و در آیه بعد می فرماید: «فتری الذین فی قلوبهم مرض یسرعون فیهم یقولون نخشی ان تصیبنا دائره فعسی الله ان یاتی بالفتح او امر من عنده فیصبحوا علی ما اسروا فی انفسهم ندمین؛ گروهی منافق را که دلهایشان ناپاک است خواهی دید که در راه دوستی ایشان می شتابند و می گویند: ما از آن می ترسیم که در گردش روزگار مبادا آسیبی از آنها به ما رسد؛ باشد که خدا فتحی پیش آوردو یا امر دیگر از طرف خود تا منافقان از آنچه به نفاق در دل نهان کردند سخت پشیمان شوند» کسی که در دلش یک مرض دارد یک تمایلی به سمت آنها دارد سازشکارانه برخورد می کند؛ کلیدی ترین اختلاف مقام معظم رهبری در این 20 سال اخیر و حتی 3 و 4 سال آخر زندگی امام(ره) با اصلی ترین مسئولین نظام صرفا سر همین مفهوم بود. حتی بنده «جام زهر» را در ارتباط با این موضوع تحلیل می کنم آن برخورد بسیار محکم حضرت امام(ره) با سخنان آقای منتظری را هم در همین راستا تحلیل می کنم و از شما تقاضا می کنم به سخنان امام(ره) 10 روز قبل از پذیرش قطع نامه و بعد از پذیرش قطع نامه توجه کنید ؛ چرا 10 روز قبل از پذیرش قطع نامه امام(ره) این همه از جنگ تقدیر کردند چون کسانی بودند که داشتند جنگ را می بستند.
امام(ره) اطلاعیه دادند که جلوگیری بکنند از بستن جنگ ولی این اطلاعیه امام(ره) کارساز نبود. امام(ره) اطلاعیه که دادند در آن اطلاعیه فرمودند: «امروز باید در جبهه ها تحول ایجاد کنیم؛ امروز کوتاهی کردن در جنگ خیانت به رسول الله است» چطور است یک مرد با آن همه هوش سیاسی که چنین حرفی را می زند و در 10 روز بعد همه چیز را قبول می کند. بعد از اینکه امام(ره) قبول کردند قطع نامه را یک اطلاعیه ای دادند آن جا را هم نگاه کنید. در صحیفه امام(ره) هم هست؛ در این اطلاعیه نیمی از اطلاعیه از دشمنی با استکبار صحبت می شود. چرا امام(ره) از دشمنی پایان ناپذیر و گسترده حتی بعد از پذیرش قطع نامه صحبت می کند؟ چون ایشان می بیند مسئله ای که کشور بواسطه آن در معرض خطر است، کوتاه آمدن در مقابل دشمن است.
3 یا 4 سال مقام معظم رهبری در سالگرد های حضرت امام(ره) مدام تاکیدشان بر این یک ویژگی حضرت امام(ره) و آن شجاعت حضرت امام(ره) بود؛ آقا با چه مسئله ای درگیره چه کسی مورد خطاب ایشان است؟ این مسئله خیلی بالاتر از مسئله لیبرال مسلکی در اقتصاد سرمایه داری، لیبرال مسلکی در مسائل فرهنگی و... است. قرآن می فرماید کسانی که قلوبشان مرضی دارد، یک سرعتی به سمت آنها دارند، خواهش می کنم این کلمه قرآن را تحلیل سیاسی بکنید. ..........
متن کامل سخنان حجت الاسلام پناهیان در ادامه مطلب......
گشتی در خبرها:
" من هرگز تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد". این جمله یکی از جملاتی بود که میرحسین موسوی در اولین بیانیه خود پس از انتخابات منتشر کرد. موسوی تا بیانیه شانزدهم خود به همین روند قانون شکنی و عدم تمکین به رای ملت ادامه داد ولی در بیانیه آخر موسوی، نوعی عقب نشینی به چشم می آید. او در این بیانیه نه تنها اشاره ای به ماجرای انتخابات نکرده است بلکه عملا با ارائه راهکارهایی به دولت، آن را به رسمیت شناخته است.

مهمترین عاملی که باعث این چرخش 180 درجه در بیانیه های موسوی شده است، حضور ده ها میلیونی مردم ایران در راهپیمایی های هفته گذشته عنوان می شود. مردم در این تظاهرات ها رسما اعلام کردند که سران فتنه باید از راه خود بازگردند و تسلیم قانون شوند. آنان همچنین از مراجع قانونی و قضایی خواستند که به اتهامات سران فتنه بپردازند، در غیر این صورت خود دست به اقدام عملی خواهند زد.
این راهپیمایی با فاصله کمتر از یک روز منجر به اذعان آقای موسوی به دروغ بودن ادعای تقلب شد. این موضوع واکنش های مختلفی را در میان فرقه موسوم به سبز ایجاد کرده است.
در همین حال سایت بالاترین که منبع لینک های ضد دینی در وبسایت های زبان فارسی شناخته میشود، با ذکر برخی نمونه های تاریخی تلاش ویژه ای را برای توجیه این عقب نشینی موسوی آغاز کرده است. کاربران این سایت ضد انقلاب با اشاره به صلح های معروف جهان، عقب نشینی موسوی و اذعان او به دروغش درباره انتخابات را، گامی برای ریشه دار کردن گروه موسوم به سبز نامیده اند.
از سوی دیگر مسعود بهنود، سر حلقه روزنامه نگاران ایرانی مرتبط با شبکه انگلیسی بی بی سی نیز با انتشار یادداشتی احساسی تلاش کرد، اذعان آقای موسوی به دروغ بودن ادعای تقلب را که پس از مطالبه جدی مردم برای محاکمه وی صورت گرفته، در لفافه الفاظ و اصطلاحات احساسی پنهان کند.
بهنود در مطلب خویش، موسوی را مردی خیراندیش و دردآشنا خواند که همه ظرفیت های یک راهنما را دارد و نوشت: "موسوی فرزند زمانه خویش است و با توجه به شرایط تصمیم می گیرد".
وبلاگ نویسان حامی موسوی نیز در مطالب مختلفی، به توجیه این مساله پرداخته اند. توحیدلو، از عناصر اصلی کمپین حامی میرحسین، در نوشته ای تامل برانگیز در وبلاگ خود، اذعان موسوی به دروغش درباره انتخابات را، به "مادرانه از حق مادری خود پا پس کشیدن" تعبیر کرد!
دیگر وبلاگ نویسان موسوم به سبز، بدون اینکه از آقای موسوی به دلیل دروغی که به آنان گفته، توضیح بخواهند، با انتشار عناوینی چون "گاهی برای رسیدن به حق، باید صلح کرد" و "نرمش بدون سازش میرحسین" سعی کردند تا عقب نشینی آشکار او را از ادعایش توجیه کنند.
توجیه گری وبلاگ های سبز به قیمت گول خوردن خود، که به گفته می شود ناشی از هیجانات سیاسی است، منجر به چشم پوشی آنان از پیامدهای گسترده "ادعای دروغ آقای موسوی" شده است.
بر این اساس، آنان تنها از "وحدت" و "فراموش کردن گذشته" سخن می گویند و هیچ اشاره ای به خسارت های زیادی که در ماه های اخیر و به واسطه ادعای بی سند آقای موسوی به نظام و مردم وارد شده نمی کنند.
حتی محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در نامه ای به رهبر انقلاب اذعان میرحسین به بی اساس بودن ادعایش را سرآغاز وحدت برشمرد!
این در حالی است که ده میلیون نفری که در روز سه شنبه و چهارشنبه در اعتراض به هتک حرمت روز عاشورا توسط فرقه سبز راهپیمایی عظیمی را برگزار کردند، یکصدا خواستار رسیدگی قانونی به اقدامات سران جریان اصلاحات شدند.
به نظر می رسد عقب نشینی آقای موسوی از ادعای خود، هر چند اقدامی مناسب است اما آنچنان که مردم در شعارهای خود فریاد زدند، وی ابتدا باید از ملت ایران عذرخواهی کند و سپس پاسخگوی خساراتی که به کشور و مردم توسط هوادارانش وارده شده، باشد. موضوعی که به گفته فعالان سیاسی کمک دستگاه قضا را هم می طلبد. /منبع: شبکه ایران/
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
افشای فتنه جدید سران فتنه (برنامه ريزي براي ايجاد فتنه جديد در پوشش پروژه آشتي ملي)
روزنامه کیهان: گزارش هاي دريافتي نشان دهنده آن است كه سران جريان فتنه طراحي هاي جديدي براي لاپوشاني خيانت هاي چند ماهه خود در قالب يك نسخه جديد از طرح به اصطلاح «آشتي ملي» انجام داده اند.
در حالي كه برخي از تحليلگران در روزهاي اخير با نامه نسنجيده محسن رضايي خطاب به رهبر انقلاب به عنوان يك «پروژه مستقل» و طراحي شده توسط شخص وي مواجه شده اند، برخي گزارش ها كه كيهان اخيرا به آنها دست يافته نشان مي دهد اين نامه صرفا يك «زير پروژه» است و بايد آن را به عنوان بخشي از يك پروژه كلان تر كه هدف آن خارج كردن سران فتنه از بن بست فعلي و فراهم آوردن امكان تداوم حيات سياسي براي آنهاست، تحليل كرد.
محسن رضايي در نامه خود خطاب به رهبر انقلاب با به كار بردن تعبير «معترض» درباره ميرحسين موسوي و تمجيد از بيانيه شماره 17 وي كه در آن حركت هتاكانه اوباش در جسارت به ايام عزاي حضرت سيدالشهدا(ع) مورد تاييد قرار گرفته و به عنوان حركتي خودجوش ستوده شده بود، از ايشان خواسته بود درباره حماسه روز 9 دي پيامي صادر يا سخنراني كنند تا «از شروع دوباره فعاليت افراطيون دو جناح» جلوگيري شود. اين نامه كه به وضوح در حكم تاييديه و تكمله اي بر بيانيه ضد انقلابي موسوي است، با واكنش هاي گسترده اي در ميان مردم و نخبگان اصولگرا مواجه شد و به سرعت اجماعي در اين باره شكل گرفت كه رضايي هدفي جز تطهير سران فتنه ندارد.
اطلاعات كيهان نشان مي دهد برخي واقعيت هاي كليدي اين احساس عمومي را تاييد مي كند. برمبناي اين اطلاعات سران جريان فتنه كه اخيرا بر هماهنگي هاي خود با يكديگر افزوده اند به 3 دليل به اين نتيجه رسيده اند كه روند فعلي قابل تداوم نيست و بايد راه خروجي از آن بيابند: 1- از دست رفتن بدنه مردمي فتنه و محدود شدن آن به ضد انقلاب 2- ناتواني سران فتنه از كنترل رفتارهاي ضد انقلابي باقي مانده حاميان خود و قطعي شدن اين موضوع كه نظام و مردم عقيده دارند هزينه اين رفتارهاي ضد انقلابي بايد مستقيماً توسط سران فتنه پرداخت شود و 3- استحكام دروني جبهه انقلاب و سربازان ولايت فقيه كه حماسه روز 9 دي نشان داد از پشتوانه مردمي وسيع و غيرقابل انكاري برخوردار است.
بر مبناي اين 3 دليل سران فتنه تصميم گرفته اند يك پروژه وسيع رسانه اي با محوريت ضرورت آشتي ملي و خروج كشور از وضعيت فعلي را كليد زده و خود را در جايگاه ناصحان نظام و طلبكاران از آن بنشانند. نامه رضايي فقط بخشي از اين پروژه است و بخش هاي ديگر آن هم به زودي آشكار خواهد شد كه نگارش نامه هايي ديگر به رهبري، وارد كردن برخي بزرگان روحاني به اين عرصه و نهايتاً ايجاد جنجال رسانه اي از طريق به دست گرفتن «پرچم خاتمه بحران» و «آرامش كشور» فقط بخش هايي از آن است. يك كارشناس آگاه كه تحركات جريان فتنه در ماه هاي گذشته را مستمراً مطالعه كرده در اين باره به كيهان گفت: «از ابتدا قرار بود همين اتفاق بيفتد. لااقل يك محفل خاص كه تا امروز سران فتنه را اداره و تغذيه كرده از ابتدا بنا داشت ابتدا براي شعله ورتر شدن آتش فتنه هرچه مي تواند انجام بدهد و بعد آن روز كه همه خسته شدند و مطالبه خروج از وضعيت بحران در ميان مردم بالا گرفت به عنوان فرشته نجات وارد عمل شود و ختم شدن غائله را به نام خود تمام كند.» وي ادامه داد: «برنامه ريز اين جريان مدت ها قبل گفته بود نهايتاً همه مجبور مي شوند سراغ من بيايند و حالا كه اين اتفاق نيفتاده و بلكه مطالبه برخورد با سران فتنه فراگير شده، خودش تصميم گرفته وارد عرصه شود و آخرين پروژه اش را اجرا كند.»
اطلاعات كيهان نشان مي دهد كه هدف نهايي اين پروژه اين است كه اولاً سران فتنه را با كمترين هزينه از مهلكه نجات دهد و ثانياً فتنه گران خود تبديل به منادي وحدت و آشتي شوند تا اگر نظام نپذيرفت- كه طبعاً نخواهد پذيرفت- بتوانند نظام را متهم كنند كه اساساً بناي آشتي ندارد و فقط به دنبال درگيري و دعواست و به اين ترتيب هزينه همه درگيري هاي احتمالي آينده را از روي دوش سران فتنه برداشته و به گردن نظام بيندازند.
اطلاعات موجود نشان مي دهد گام بعدي اين پروژه احتمالاً انتشار يك نامه ديگر و درخواست تشكيل چيزي شبيه شوراي حكميت يا شوراي آشتي ملي خواهد بود. سران فتنه البته هنوز در اين باره كه نامه بعدي بايد به امضاي چه كسي باشد، چه زماني منتشر شود و دقيقاً چه مواردي را مطرح كند كه كهنه و تكراري به نظر نيايد، به جمع بندي نهايي نرسيده اند ولي در اين باره اتفاق نظر دارند كه در پيش گرفتن اين روش تنها راهكار پيش روي آنهاست.
همه اين برنامه ريزي ها در حالي است كه كارشناسان عقيده دارند هرگونه اغماض و چشم پوشي نسبت به فتنه گران كه امثال آقاي رضايي هم در ماه هاي گذشته با آنها همگام و هم قدم بوده اند، باعث خواهد شد هزينه اقدام عليه امنيت ملي بسيار پايين به نظر برسد و به اين ترتيب فتنه گران و دوستان خارجي آنها در برنامه ريزي براي ايجاد فتنه هاي بعدي جسورتر شوند و دقيقاً به همين دليل بايد حداكثر سخت گيري را در اين مورد اعمال كرد. اين كارشناسان معتقدند اگر منظور از آشتي ملي آشتي مردم با يكديگر باشد اين بحثي بي مورد است چرا كه مردم اساساً با يكديگر نزاعي ندارند و حماسه روز 9 دي ماه هم نشان داد اتحاد ملي با حداكثر درجه ممكن اكنون در ميان مردم وجود دارد و بسياري از كساني كه آن روز به خيابان آمدند همان كساني هستند كه در روز 22 خرداد به كانديدايي به جز دكتر احمدي نژاد راي داده اند. اما اگر مقصود آشتي بين جريان سياسي باشد اين امر بدون برخورد با فتنه گران، جبران عملي خسارت هايي كه در اثر خيانت هاي آنها به كشور وارد شده و مرزبندي صريح و روشن آنها با دشمنان اسلام، انقلاب و رهبري مطلقاً امكانپذير نيست.
درباره بیانیه موسوی:
گشتی در خبرها:
1-كاش از ميان بودجه هاي فراواني كه همه ساله- بخوانيد همه ماهه و گاه هرهفته- براي تشكيل سمينارها و همايش هاي رنگارنگ هزينه مي شود و بسياري از آنها تشريفاتي و كم فايده و يا اساساً بي فايده هستند، بودجه اندكي نيز به اهداي يك جايزه اختصاص داده مي شد. جايزه براي كسي كه بتواند با ارائه دليل و سند و يا شاهد و قرينه اي قابل قبول، اثبات كند سران فتنه كارگزاران اسرائيل نيستند! و يا دستكم به يكي از اقدامات و مواضع و عملكرد آنها طي چندماه گذشته اشاره كند كه دستورالعمل آن پيشاپيش و با صراحت -تاكيد مي شود كه با صراحت و نه با اشاره و تلويح- از سوي محافل رسمي صهيونيستي صادر نشده باشد.
كيهان طي چندماه گذشته اسناد غيرقابل انكاري را با ذكر مأخذ و منبع آن منتشر كرده است كه در وابستگي سران فتنه به محافل صهيونيستي و نقش آنها به عنوان ستون پنجم اسرائيل در داخل كشور جاي كمترين ترديدي باقي نمي گذارد. با استناد به همين اسناد بود كه كيهان مسير حركت جريان فتنه را گام به گام و پيش از وقوع آن پيش بيني مي كرد. باور نمي كنيد؟! به نسخه هاي كيهان مراجعه كنيد، تمامي اين اسناد به آساني قابل دسترسي است و البته جاي اين گلايه هست كه مراكز مسئول با كم توجهي غيرقابل توجيه از كنار اين ماجرا عبور كردند و... بگذاريم و بگذريم.
2- عاشورا در كنار تمامي ويژگي هاي منحصر به فرد خود، «رسواكننده» نيز هست و همواره ميدان آزموني براي جدا كردن «سره» از «ناسره» بوده است. رضاخان در آغاز حاكميت تحميلي خويش، نه فقط روزهاي عاشورا در دستجات سينه زني و عزاداري شركت مي كرد، بلكه براي فريب بيشتر، پيشاني و شانه هاي خود را گ ل اندود نيز مي كرد. اما، عاشورا «رسواكننده» است و از جمله آن كه پرده نفاق از چهره منافقين كنار مي زند و اجازه نمي دهد «كفر» خود را در پوشش ايمان به بازار آورند. رضاخان كه ماموريت مقابله با اسلام را داشت و تنها با همين شرط از سوي ضياءالدين طباطبايي -عامل مشترك انگليس و صهيونيست ها- براي پادشاهي به ژنرال آيرون سايد معرفي شده بود، نمي توانست اقدامات ضداسلامي خود را براي هميشه پنهان نگاه دارد و از اين روي خيلي زودتر از آنچه انتظار مي رفت شناخته شد و شمشير از رو بست و در اقدامي احمقانه عزاداري براي امام حسين(ع) را ممنوع كرد! همان رضاخاني كه با ماليدن گ ل بر پيشاني و شانه ها در مجالس عزاداري و سينه زني شركت مي كرد. شايد تعجب كنيد كه رضاخان هم شعار «اصلاحات» مي داد. انگار صهيونيست ها فقط همين يك پوشش را براي منافقان تحت پوشش خود در چنته دارند! عجيب آن كه خداوند سبحان نيز در وصف منافقان مي فرمايد«هنگامي كه به آنها گفته مي شود در زمين فساد نكنيد، پاسخ مي دهند كه ما در پي اصلاح-بخوانيد اصلاح طلب!- هستيم».
اين نكته نيز گفتني و عبرت انگيز است كه سيدضياءالدين طباطبايي- چه نامي و چه سيدي؟!- از سال 1327 هجري قمري، يعني چند سال قبل از آن كه رضاخان را به عنوان فرد مناسب پادشاهي به ژنرال آيرون سايد انگليسي معرفي كند، روزنامه شرق را در تهران منتشر مي كرد. اين روزنامه بعد از مدتي به جرم تخلف از قوانين جاري و اهانت به اسلام توقيف شد و سيدضياء بلافاصله روزنامه «برق» را منتشر كرد كه انتشار اين روزنامه نيز به همان جرم ممنوع گرديد. و او در فاصله چند روز بعد از توقيف روزنامه دوم، روزنامه «رعد» را منتشر كرد.
جالب است بدانيد كه در گوشه چپ از صفحه اول روزنامه رعد- و به عنوان لوگوي دايمي روزنامه- نوشته شده بود «دانستن حق مردم است»! اين شعار را كه به خاطر داريد؟ شعار روزنامه هاي زنجيره اي وابسته به مدعيان اصلاحات بود. و بالاخره گفتني است كه سيدضياءالدين طباطبايي بعد از معرفي رضاخان به ژنرال آيرون سايد، بلافاصله به فلسطين رفت و در خريد زمين از فلسطيني ها براي صهيونيست هاي مهاجر به كار گرفته شد! عبرت انگيز نيست؟ البته كه هست و با مسير حركت سران فتنه چه شباهت عجيبي دارد! چرا؟! چون هر دو از يك آبشخور، آب مي خورند! با اين تفاوت كه اگر هويت سيدضياءالدين طباطبايي بعد از پايان مأموريت او برملا شد، هويت منافقان جديد در ضمن مأموريت افشا شده است.
3- عاشورا، روزي است به درازاي همه روزها و كربلا، سرزميني است به پهناي همه سرزمين ها، كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا....
الف: راستي! هزار و سيصد و چند ده سال قبل، يعني در عاشوراي سال 61 هجري، بهانه امويان براي مقابله با مولاي شهيد مان، حضرت اباعبدالله الحسين(ع) چه بود؟ همه مي دانند و مي دانيم و در تاريخ نيز به روشني ثبت و ضبط است. جان مايه ادعاي امويان اين بود كه خلافت مسلمين و حاكميت بر دولت اسلامي «حق يزيد بن معاويه» است! و فرزندان رسول خدا(ص) به ناحق خود را شايسته اين جايگاه و برگزيده خدا و پيامبر خدا(ص) مي دانند! و... عاشورا شكل گرفت.
چند ماه بعد از واقعه عاشورا و شهادت مظلومانه حسين بن علي و يارانش- سلام الله عليهم- و در آن شب كه سر مبارك امام مظلوم و شهيدمان را به قصر يزيد بردند، يزيدبن معاويه در حالي كه كار را تمام شده مي ديد و با چوب خيزران بر لب هاي مطهر و مبارك امام شهيد مي كوبيد، به صراحت از مقصود خود خبر داد و آشكارا اعلام كرد كه وحي و اسلام و پيامبري در كار نبوده است، اينها همه افسانه است! ما فرزندان ابوسفيان براي بازگرداندن حاكميت به خاندان خود در بدر و احد و حنين با محمد(ص) جنگيديم، اسلام را به مصلحت پذيرفتيم و اكنون كاش پدرانم كه در صدر اسلام كشته شدند، زنده بودند و مي ديدند كه حاكميت از دست رفته آنان بار ديگر به خاندانشان بازگشته است!...
يادتان هست كه مدعيان اصلاحات، آن هنگام كه دولت و مجلس را به نفاق در اختيار داشتند با صراحت نوشتند كه حسين بن علي در كربلا قرباني خشونت جدش- يعني رسول خدا(ص)- در جنگ هاي بدر و احد و حنين شده بود! و نوشتند، خشونت يزيد در عاشوراي 61 نتيجه طبيعي!! خشونت جد حسين(ع) در جنگ هاي صدر اسلام بود؟! يادتان كه نرفته، روزنامه «صبح امروز» موجود است به آن مراجعه كنيد. راستي ميان ديدگاه اصلاح طلبان آن روز- سران فتنه امروز- با ديدگاه يزيد بن معاويه چه تفاوتي هست؟! يزيد، يزيد است و چه فرقي مي كند كه لقب او، اموي باشد يا ...؟!
ب: اكنون به زمان حال برمي گرديم، بازهم عاشورا و باز هم رسوايي منافقان. سران فتنه كه در ماموريت آنها از سوي صهيونيست ها كمترين ترديدي نيست، در آغاز فتنه ادعا مي كردند كه به اسلام، امام و جمهوري اسلامي اعتقاد كامل دارند! و بهانه آنها براي فتنه اي كه به انجام آن مأمور شده بودند، اين بود كه، دولت كنوني را قبول ندارند و معتقدند در انتخابات تقلب شده است و هنگامي كه قانون گريزي ها، ساختارشكني ها، همراهي و همكاري آشكار آنان با سازمان هاي اطلاعاتي بيگانه، حمايت مالي و تبليغاتي آمريكا و اسرائيل و اروپا از آنها، شعارهاي ضداسلامي و ضدانقلابي آنان، عبور صريح از آموزه هاي امام(ره) و ... كه تماماً از بي اعتقادي سران فتنه به نظام اسلامي و امام و انقلاب حكايت مي كرد به آنها گوشزد مي شد، رگ گردن سيخ مي كردند و قلم مي كشيدند و چاك دهان مي گشودند كه اينها همه اتهام است!! آيا غير از اين بود؟ اما روز عاشورا، روز رسواكننده منافقان، در پيش بود و سران فتنه در اين روز به صراحت اعتراف كردند كه با اساس نظام اسلامي، انقلاب و امام سر جنگ دارند و دولت و انتخابات فقط يك بهانه بوده است. سران فتنه در عاشوراي 1388 كينه عميقي را كه از اباعبدالله الحسين(ع) در سينه داشتند بيرون ريختند، دقيقاً و بي كم و كاست مانند پدر عقيدتي و سياسي خود يعني يزيد بن معاويه. سران فتنه در روز عاشورا همه پرده ها را كنار زدند و آشكارا به ساحت مقدس امام حسين عليه السلام تاختند و باز هم بي كم و كاست مانند سپاهيان يزيد كه در عاشوراي 61 هجري قمري بر پيكر مطهر و غرقه به خون حسين بن علي(ع) اسب تاخته بودند! يزيد، يزيد است و چه فرقي مي كند كه لقب او «اموي» باشد يا نام ديگري مشابه آن؟!
4- عصر عاشورا، هنگامي كه مولاي مظلوم ما حضرت اباعبدالله(ع) همه ياران خود را از دست داده- بخوانيد به دست آورده- بود و تنها مانده و با تني خونين و چاك چاك در ميان انبوه حراميان بر زمين افتاده بود فرياد هلهله و سوت و كف سپاهيان ابن سعد را شنيد كه با تيغ هاي آخته و مشعل هاي افروخته به سوي خيمه ها مي تازند. حراميان مادام كه حسين و يارانش برپا ايستاده بودند، جرأت نزديك شدن به خيمه ها را نداشتند. حسين(ع) فرياد برآورد «اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد و به زنان و كودكان يورش نبريد». اما، حراميان اگر دين داشتند با فرزند پيامبر خويش به مقاتله برنمي خاستند و اگر از آزادگي و جوانمردي كمترين نشانه اي در قاموسشان بود، به زنان و كودكان بي پناه حمله نمي كردند و حريم آل الله را به آتش نمي كشيدند.... ولي بندگان زرخريد يزيد را به دين و آزادگي چه كار؟!
5- از دو هفته قبل سايت وزارت خارجه اسرائيل، شبكه هاي تلويزيوني فارسي زبان بي بي سي و آمريكا و فضاي اينترنتي توئيتر - كه رسما از سوي وزارت خارجه آمريكا براي كمك رساني به موسوي و خاتمي فعال شده است- براي عاشوراي امسال دستورالعمل هاي صريح و بي پرده اي خطاب به عوامل داخلي خود صادر مي كردند و مخصوصا سايت وزارت خارجه اسرائيل كه دو روز قبل از روز قدس شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» را به آشوبگران ديكته كرده بود، طي دو هفته اخير تاكيد مي ورزيد، آشوبگران بايد از فرصت نيمروز عاشورا كه مردم به طور سنتي در هيئت ها و دسته هاي سينه زني به عزاداري مشغولند براي حضور در خيابان استفاده كنند! و روز عاشوراي 88 يزيديان- يا به قول شهيد مطهري، اسرائيليان- همان كردند كه سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي از دو هفته قبل بر آن تاكيد ورزيده بود. جماعتي از اراذل و اوباش اجاره اي با بهره گيري از حضور مردم در مراسم عزاداري حسيني(ع) در چند نقطه تهران دست به آشوب زدند، شيشه منازل و مغازه ها را شكستند، موتورهاي پارك شده عزاداران حسيني(ع) را به آتش كشيدند، شعارهايي عليه اسلام، امام حسين(ع)، حضرت امام(ره) سردادند، تعدادي از مردم را با قمه و چماق مجروح كردند- كه چند نفر از آنها در حالت كما و بيهوشي در بيمارستان ها بستري هستند- سينه يكي از موتورسواران را كه به آنها اعتراض كرده بود، دريدند، با كف و سوت به طور مختلط رقصيدند و....
در عاشوراي امسال، يزيديان دست به همان جنايتي زدند كه اسلاف عقيدتي آنها در عاشوراي هزار و سيصد و چند ده سال پيش مرتكب شده بودند، با اين تفاوت كه در عاشوراي امسال، حسين زمان تنها نبود و هنگامي كه خبر حمله دزدانه بزدلان يزيدي به انبوه عزاداران حسيني(ع) رسيد و با فرياد يا حسين به پياده نظام اسرائيل يورش بردند، مراسم جشن و پايكوبي آنان به فرار خفت بار تبديل شد و....
بعد از شكست اسرائيل از حزب الله در جنگ 33 روزه لبنان، ژنرال «زئيف شف» استراتژيست معروف رژيم صهيونيستي در مصاحبه با هاآرتص گفته بود، سربازان ما فقط براي حمله به زنان و كودكان در خيابان ها آموزش ديده اند و در مقابل صلابت حزب الله تنها راه پيش روي را فرار از ميدان مي دانند. و پياده نظام هاي اسرائيل چه شباهت عجيبي با يكديگر دارند!
6- اگرچه از آغاز فتنه، تمامي شواهد و قرائن و اسناد غيرقابل انكار از وابستگي سران فتنه به صهيونيست ها و دستور گرفتن مستقيم آنها از موساد- و يا از طريق سازمان سيا و براي موساد- حكايت مي كرد ولي آنچه روز عاشورا همگان شاهد بودند براي ديرباورترين افراد هم كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه سران فتنه و آشوبگران آن روز، مصداق بي چون و چراي «فئه باغيه» و دشمنان اسلام، امام، نظام و مردم هستند. دشمنان وحشي و خونريز و مأموران حلقه به گوش اسرائيل كه حتي از برنامه ريزي براي كشتن خواهرزاده خود نيز دريغ نمي ورزند!
سران فتنه در حالي نقش ابن سعد و شمر و خولي را برعهده گرفته اند كه امروز در عاشوراي سال 1388 شمسي برخلاف آن روز در عاشوراي سال 61 قمري، حسين زمان تنها نيست و ديدند كه پياده نظام بزدل و اندك آنها بلافاصله بعد از حضور مردم مومن و پاكباخته چگونه به سوراخ ها خزيدند. از اين پس توده هاي عظيم و انبوه مردم، در مقابل سران فتنه و اراذل و اوباش اجاره اي آنها ساكت نمي نشينند و اگر مسئولان نيز امروز و فردا كنند، آنان حسين زمان را در ميانه ميدان تنها نمي گذارند. باور نمي كنيد؟! بگرديد تا بگردند.
حسين شريعتمداري - کیهان
باسلام. دو نظرسنجی جدید در وبلاگ قرار دادم و بارزترین ویژگی مثبت و منفی دکتر احمدی نژاد را به رأی گذاشتم. لطفا شرکت کنید:
بارزترین ویژگی مثبت دکتر احمدی نژاد؟ (کلیک کنید)
بارزترین ویژگی منفی دکتر احمدی نژاد؟ (کلیک کنید)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
این اشعار را امام حسین علیه السلام روز عاشورا درحالی می خواند که به دشمن حمله کرده و مبارز می طلبید:
الموت اولی من رکوب العار
و العار اولی من دخول النار
انا الحسین بن علی
الیت ان لا انثنی
احمی عیالات ابی
امضی علی دین النبی
«مرگ بهتر از پذیرفتن ننگ است و ننگ بهتر از قبول آتش می باشد»
«من حسین بن علی هستم، سوگند یاد کرده ام که (در مقابل دشمن) سرفرود نیاورم»
«من اینک از اهل و عیال و پدرم دفاع می کنم و در راه دین پیامبر کشته می شوم».

ویژه نامه سایت تبیان برای ماه محرم (کلیک کنید)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نتایج نظرسنجی «انتخابات سال ۱۳۹۲»
در نظرسنجی قبلی که پرسیدیم «کدامیک از اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری ۴سال بعد مناسب تر است؟»، ۱۰۲۴ نفر شرکت کردند.
در بین ده گزینه، محمدباقر قالیباف رتبه اول را کسب کرد. حداد عادل در جای دوم قرار گرفت و نفر سوم هم سعید جلیلی بود. مهرداد پذرپاش هم با کسب ۱۲ رای، دهم شد.
نتایج کامل نظرسنجی وبلاگ:

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
امام خمینی(ره) یک حقیقت همیشه زنده است





ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگردار تر از هر مَردیم
هرزمان شور خمینی به سر افتد ما را
دور سید علی خامنه ای می گردیم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
درگذشت آیت الله حسینعلی منتظری تسلیت باد
در دو نظرسنجی سمت راست وبلاگ شرکت کنید
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با اندکی دقت در پیام تسلیت دکتر محسن رضایی به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری به نکته عجیب و جالبی دست می یابید!
رضایی، پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب را کپی کرده است و بعنوان پیام خودش منتشر کرده! البته اندکی هم در پیام ایشان دخل و تصرف کرده و جمله رهبر انقلاب درباره «امتحان دشوار و خطیر آیت الله منتظری» را حذف کرده است! رضایی تاکنون درباره اینکه انگیزه اش از این کار چه بوده، اظهارنظری نکرده است.
خودتان مقایسه کنید:
پیام تسلیت رهبر انقلاب (منبع):
بسم الله الرحمن الرحیم
اطلاع یافتیم كه فقیه بزرگوار آیت الله آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری رحمة الله علیه دارفانی را وداع گفته و به سرای باقی شتافتهاند. ایشان فقیهی متبحّر و استادی برجسته بودند و شاگردان زیادی از ایشان بهره بردند. دورانی طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم الشأن گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختیهای زیادی در این راه تحمل كردند.
در اواخر دوران حیات مبارك امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد كه از خداوند متعال میخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی را كفارهی آن قرار دهد. اینجانب درگذشت ایشان را به همهی بازماندگان بویژه همسر مكرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسلیت میگویم و رحمت و مغفرت الهی را برای وی مسألت میكنم.
سیّد علی خامنه ای
29/ آذر/ 1388
پیام تسلیت محسن رضایی (منبع):
بسم الله الرحمن الرحيم
فقيه عالیقدر آيت الله آقاي حاج شيخ حسينعلي منتظري رحمي الله عليه دارفاني را وداع گفته و به سراي باقي شتافته اند.
ايشان مجاهدی بزرگ و فقيهي متبحّر و استادي برجسته بودند و شاگردان زيادي از ايشان بهره بردند.
دوراني طولاني از زندگي آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظيم الشأن گذشت . ايشان مجاهدات زيادي انجام داده و سختي هاي زيادي در اين راه تحمل كردند.
اينجانب درگذشت ايشان را به همه ي بازماندگان بويژه همسر مكرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسليت ميگويم و رحمت و مغفرت الهي را براي وي مسألت ميكنم. محسن رضایی
- در همین رابطه: پیام اصولی و قابل تحسین محسن رضایی
این مطلب وبلاگ، در سایتهای خبری پارسینه، الف، خبرآنلاین، جهان، شفاف، ایران اکونومیست، لحظه نیوز و ... انعکاس یافت.
دیشب قم بودم و در نشستی که با حضور دکتر زاکانی برگزار شد شرکت کردم. از آنجایی که دیدم گزارش فارس از این نشست ناقص است، یادداشتهای خودم را از صحبتهای زاکانی می آورم. اینها را درکنار گزارش فارس بخوانید تا تکمیل یکدیگر باشد. خبر فارس (1) ، خبر فارس (2)، گزارش تصویری از نشست
این هم گزارش خودم از این جلسه:
یکشنبه شب نشستی سیاسی باعنوان «فتنه و خواص بی بصیرت» با حضور دکتر علیرضا زاکانی در جمع طلاب مدرسه علمیه معصومیه قم برگزار شد.
علیرضا زاکانی در این نشست به بیان سخنانی پرداخت که بخشی آنها را قبلا در نشست های داشنجویی مطرح کرده بود. ابتدا بخش هایی از صحبتهای وی و سپس به قسمت جذاب پرسش و پاسخ جلسه می پردازیم.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، این انتخابات و اتفاقات قبل و بعدش را از هر لحاظ نسبت به انتخابات های گذشته بی نظیر دانست و اظهار داشت: حضور قریب به 40میلیونی مردم در این انتخابات، دستاورد مهمی است که براحتی نباید از کنار آن بگذریم.
وی گفت: اما متاسفانه حوادثی که پس از انتخابات بوجود آمد فتنه عظیمی بود که در این 30 سال انقلاب، بزرگ ترین فتنه ای بود که دامنگیر انقلاب شد. ایستادگی در حوادث فتنه گون آنقدر سخت و دارای پیچیدگی است که بزرگان را نیز مبتلای خود می کند. حتی بعضی از علما و بزرگان که قبل از انتخابات، مواضع محکمی در حمایت از ولایت فقیه داشتند، پس از وقایع اخیر، نظر متفاوتی از گذشته ارائه کردند.

زاکانی در ادامه افزود: دروغ، تقلب و جنايت از محورهايي بود كه فتنهانگيزان براي تخريب چهره نظام از آنها بهره جستند و سبب كاهش محبوبيت جمهوري اسلامي ايران در اذهان عمومي شدند. با کمال تاسف باید بگویم این حوادث که بوجود آمد، باعث مخدوش شدن چهره جمهوری اسلامی ایران در عرصه جهانی شد. بعنوان مثال در نظرسنجی که قبل از انتخابات در کشور مالزی درباره محبوبیت ایران انجام شده بود، محبوبیت ایران در بین مردم مالزی بیش از 80% بود ولی این میزان محبوبیت، پس از وقایع اخیر به کمتر از 30% رسیده است.
وی وظیفه امروز اقشار فرهیخته از جمله طلاب را روشنگری و بصیرت بخشی جامعه دانست و گفت: بنده درهمین راستا نشست های متعدد و بسیار خوبی با دانشجویان داشته ام. در این جلسات کاملا صریح و بی پرده با دانشجویان موافق و معترض صحبت می کنیم. بنده بارها به معترضان گفته ام: در جریان پس از انتخابات و در برابر ادعای واهی تقلب، نظام چه کاری می بایست انجام می داد که انجام نداد؟ که آنها جوابی نداشتند ارائه کنند.
زاکانی در بخش دیگری از سخنانش گفت: حقيقت آن است كه سران فتنه پيش از انتخابات به خوبي ميدانستند كه نتيجه انتخابات چگونه رقم خواهد خورد، از اين رو برنامههايي را براي مخالفت و مبارزه با نظام اسلامي در پيش گرفتند. .وی افزود: جريان فتنه در صورت پيروزي در انتخابات نيز براي گرفتن امتياز از نظام اسلامي و محدود ساختن حاكميت لشكركشي خياباني به راه ميانداختند.
نماینده مردم تهران گفت: اگر رهبر معظم انقلاب تنها يك گام از قانون و از موضع حكيمانه خود عقب ميرفتند، تمام ساختارها در كشور از هم ميپاشيد و دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شد.
در پایان سخنان زاکانی، پرسش و پاسخ داغی بین طلاب و زاکانی برگزار شد. طلاب که سوالات خود را کتبا نوشته بودند و به زاکانی داده بودند، گاهی هم درحین پاسخ دادن وی، بصورت شفاهی از وی سوال می پرسیدند. بیشتر سوالات مربوط به نظر زاکانی درباره چهره های سیاسی و رفتار آنها بود.
احمدی نژاد- زاکانی علت حمایتش از احمدی نژاد در جریان انتخابات اینطور بیان کرد: ما با وجود همه انتقادات و کاستی ها، از آقای احمدی نژاد حمایت کردیم بعنوان کسی که پرچم جریان اصولگرا در دست ایشان است و رویکرد انقلابی اش سبب پایایی نظام اسلامی می شود. اما همان موقع هم گفتیم که ایشان باید رفتارش در برخی زمینه ها از جمله رویکردش درباره اطرافیانش را اصلاح کند. دکتر زاکانی در پاسخ به سوالی مبنی براینکه چرا احمدی نژاد در جریانات اخیر سکوت پیشه کرده و صحبت خاصی درباره جریان فتنه نمی کند گفت: اتفاقا ایشان بسیار خوب کاری می کند که سکوت می کند، همان یکشنبه بعد از انتخابات هم ای کاش آن حرف ها را نمی زد تا زمینه تحریک و سوء استفاده بعضی فراهم نیاید(اشاره به خس و خاشاک)
هاشمی- نماینده تهران، نقش هاشمی رفسنجانی قبل از انتخابات را درمجموع مثبت ارزیابی کرد و وی را محور همگرایی دانست. زاکانی افزود: پس از انتخابات هم سران فتنه می خواستند آقای هاشمی را محور مخالفت قرار دهند ولی خوشبختانه وی در آن جایگاهی که آنان می خواستند قرار نگرفت. البته انتظار برخی موضع گیری ها را از وی نداشتیم –از جمله صحبتهایش در مشهد- که دلیل عمده این رفتار هم شاید برخی اطرافیان و فرزندان وی برگردد.
موسوی و کروبی- زاکانی درباره اینکه چرا موسوی و کروبی دستگیر نمی شوند و علیهشان کاری صورت نمی گیرد، گفت: سیاست نظام این است که اینها کارهایی که می خواهند بکنند تا دستشان کاملا رو شود. چون با این کارها فقط خودشان را خراب می کنند. البته جایی که لازم باشد نظام برخورد قاطعی خواهد داشت.
لاریجانی- یکی از سوالات طلاب درباره علی لاریجانی بود واینکه آیا وی به موسوی رای داده و آیا می توان به وی اصولگرا گفت؟ زاکانی پاسخ داد: بنظرم نباید اینقدر دایره اصولگرایی را تنگ کنید که آقای لاریجانی را هم از آن بیرون بیندازید. بنده وی را با وجود برخی اختلاف نظرها اصولگرا می دانم. در مورد رای ایشان هم نمی دانم، ولی خیلی بعید می دانم به مهندس موسوی رای داده باشد. زاکانی در ادامه گفت: من لازم می دانم اینجا صحبتهای قبلی ام راجع به آقای لاریجانی تصحیح کنم. من گفته بودم: آقای هاشمی به نقل از آقای لاریجانی اعلام کرده که نسبت جمعیت موافقان و معترضات در روز قدس 50 - 50 بوده است. من وقتی این مسئله را از خود آقای لاریجانی پرسیدم ایشان این قضیه را اینطور توضیح داد: «در جلسه مجمع، من از آقای رضایی پرسیدم جمعیت روز قدس چطور بوده؟ آیشون گفت: میگن 50 -50 بوده، سپس آقای هاشمی درمورد روز قدس از من پرسید که من گفتم: من خودم قم بودم، ولی آقامحسن میگه 50-50 بوده. همان شب با دوستان صداوسیما تماس گرفتم آنها گفتند سبزها حدود 50هزار نفر بودند. سپس به آقای هاشمی زنگ زدم و این مطلب را گفتم.»
مشایی- رحیم مشایی تقریبا سوال مشترک اکثر طلاب بود. زاکانی درباره وی گفت: من بارها گفته ام که آب ما با مشایی توی یک جوب نمی رود. این آقا اصلا مشکلات فکری دارد. یک زمانی به ما گفت: «این صحبتهای من رو دقیق گوش کنید، هرجا را نفهمیدین، نرین حرف دربیارین، بیاین پیش خودم سوال کنید!» اول به ما گفت: «دوران اسلام گرایی به پایان رسیده» بعدا گفت: «نه ببخشید! هنوز به پایان نرسیده، درحال به پایان رسیدن است!» اصلا بعضی حرفهایی که می زند، همان حرفهای سروش است. بلکه در بعضی موارد سخیف تر.
یکی از طلاب پرسید: آیا در این موارد به رئیس جمهور تذکر داده اید؟ زاکانی پاسخ داد: بله، بارها گفته ایم ولی متاسفانه آقای احمدی نژاد می گوید: «شما ایشون و شخصیتشون رو نمی شناسنید» زاکانی همچنین گفت: البته ما همچنان امیدواریم که رئیس جمهور ایشان را کنار بگذارد!
در اینجای بحث، چند تن از روحانیون و طلاب، اعتراض شدید خود را به حضور فعال مشایی در دولت اعلام کردند. آنان با اعتراضات خود باعث وقفه ای ۳-۲ دقیقه ای در جلسه شدند و خواستار پاسخگویی رئیس جمهور شدند.
یکی از طلاب پرسید: ممکن است احتیاط و حساسیت رئیس جمهور نسبت به مشایی به این خاطر باشد که از وی چیزهایی بداند که بخواهد لو بدهد؟ گفت: خیر، مشایی چیزی ندارد که بخواهد لو بدهد. بیاید هرچی می خواهد بگوید!
رحیمی- زاکانی گفت: درمورد آقای رحیمی هم مشکلاتی –از جمله مدرکشان- هست که اجازه بدهید خیلی به آن نپردازیم. ولی ما از ایشان و دو نفر دیگر شکایت کرده ایم -و برخلاف اینکه بعضی گفته اند مختومه شده- این شکایت را بطور جدی پیگیری می کنیم و نتیجه اش را اعلام کنیم.
مرتضوی- علیرضا زاکانی گفت: بر سر صحبتهایی که درمورد مرتضوی گفته ام، ایستاده ام. وی –جدای از خدماتش- تخلفات زیادی داشته که جدیدترینش همین کهریزک بوده که مقصر اصلی اش است. زاکانی گفت: در زمان مدیریت قبلی قوه قضاییه، چند بار مدارک مستندی علیه مرتضوی به قوه قضاییه ارائه دادم که پس مدتی که درباره پیگیری آن می پرسیدم، می گفتند: «آن مدارک گم شده است!» اما اکنون درحال تدوین مطالب و مستنداتی علیه مرتضوی هستم که حدود دو-سه هزار صفحه شده است! گاهی شب تا صبح بیدار می مانم و روی تنظیم آن کار می کنم. ضمنا این بار حتما صحافی شده و نسخه برداری شده ارائه می کنم تا مثل دفعات قبلی گم نشود یا صفحاتش کم نشود!
زاکانی گفت: مطمئن باشید این قضیه به نتیجه می رسد و متخلفان مجازات می شوند. رهبر انقلاب هم در زمینه مجازات کسانی که محکومیتشان ثابت شود تاکید دارند.
سید حسن خمینی- یکی از طلاب پرسیده بود نظرشما راجع به سیدحسن خمینی و موسوی خوئینی چیست؟ زاکانی گفت: بنظرمن این دو نفر را باید از هم جدا کنیم. آقای سیدحسن خمینی از نیروهایی است که نباید بگذاریم در این فتنه از بین برود. اتفاقا چندی قبل وی با رهبر انقلاب هم دیدار خوبی داشت. پس از آن دیدار هم ابراز خشنودی داشت و می گفت آقا با ما کریمانه برخورد کردند.
موسوی خوئینی- زاکانی اما درباره وی گفت: وضعیت آقای خوئینی مشخص است. وی 3-2 سال بعد از رحلت امام در جمع دانشجویان گفت: ما از ابتدا ولایت فقیه را قبول نداشتیم ولی ابهت و جذبه امام باعث می شد که چنین چیزی را ابراز نکنیم. زاکانی گفت: در آن زمانی که آقای خوئینی مسئولیت روزنامه سلام را برعهده داشت و مقالات منحرف سروش را چاپ می کرد، ما با دوستان دانشجویمان نزد وی رفتیم و به این مسئله و موضوعات دیگر اعتراض کردیم. آقای خوئینی عصبانی شد و گفت: «شما بروید کنار؛ بگویید خود آقا بیاد وسط!»
توکلی- من می توانم به جرات بگویم مسائل و انتقاداتی که آقای احمد توکلی مطرح می کنند کاملا از جنبه کارشناسی، و به دور از سیاسی بازی است. البته من همیشه گفته ام که انتقادات دلسوزانه را هم باید طوری مطرح کنیم که باعث سوء استفاده مخالفان نشود.
اعترافات- زاکانی پاسخ به پرسشي مبني بر حقيقت اعترافات ابطحي، عطريانفر و حجاريان گفت: جدا شدن آنها از فضاي مسموم اطرافيان، ايشان را به سمت و سوي حقيقت پيش برد و فشار خاصی در زندان بر آنها نيامده بود، البته ممكن است برخي با ارائه اطلاعات سطح پايين قصد داشته باشند كه كسي اطلاعات سطح بالايي كه در اختيارشان است، از آنها مطالبه نكند. و یا عده ای هم حرف هایی را زده اند تا بتوانند از زندان بیرون بیایند و آب و هوایی بخورند.
عاقبت فتنه- زاکانی گفت: چشم فتنه بزودی کور خواهد شد و نتیجه آن برای نظام اسلامی، پوست اندازی و وارد مرحله ای نو شدن است.


... بقیه فتوکاتورها را در ادامه مطلب ببینید:
در نيم کره قدرت و استيلا، مردمان براي مرگ توله سگشان سه روز عزاي عمومي ميگيرند و ديگران در روزنامه ها برایشان پيام تسليت مي دهند!
اما در نيم کره مظلوميت، قطار قطار جنازه سرپريده کودکان شيعي، ککي از برادران عرب شکم گنده نميگزد؛
اي آفتاب!
هنوز هم وقت آمدن نرسیده...؟!
به گزارش خبرگزاری فارس، علیرضا زاکانی یکی از اعضای کمیته 6 نفره مجلس شورای اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری شب گذشته در نشست "فتنه و فرجام " که از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) برگزار میشد به واکاوی حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری پرداخت و اظهار داشت: بسیاری از افرادی که به موسوی رای دادند، تنها به این دلیل از وی حمایت کردند که خاطرات خوبی از نخستوزیر دوران امام در ذهن داشتند و در واقع با حمایت از موسوی به شعارهای انقلاب رای دادند و نمیتوان رای آنها را به معنای مخالفت با نظام تعبیر کرد.
وی افزود: موسوی حتی در شعارهای خود نیز به این مسائل تمرکز کرده و ادعا داشت که نخستوزیر دوران امام است و مردم نیز با همین شعارها به وی رای دادند.

دبير كل جمعيت رهپويان انقلاب اسلامی، برنامههای انجام شده در این انتخابات را سناریویی از پیش تعیین شده خواند و خاطرنشان کرد: تمام اقدامات رخ داده در این انتخابات از قبل برنامهریزی شده بود و شاهد بودیم که این برنامهها یکی یکی اجرا میشد و حتی طرح مباحثی مانند دروغ و دروغگویی نیز از ابتدا مورد نظر این جریان بود.
وی ادامه داد: این جریان از کاندیداهای مختلف استفاده کرد تا بتواند به هر شکلی از آرای احمدینژاد کم کند و در نهایت یکی از گزینههای خود که بعدا مشخص شد، موسوی است را به ریاست جمهوری برساند.
این نماینده مجلس به مباحثی مانند دروغ و بحث تقلب اشاره کرد و گفت: این سناریوی از پیش تعیین شده مرحله به مرحله اجرا میشد. به شکلی که از ساعت 11 شب روز انتخابات پیامهای تبریک برای موسوی صادر شد و موسوی نیز در همان شب خود را رئیسجمهور اعلام کرد اما از فردا که کمی از نتیجه انتخابات مشخص شده بود، این جریان بحث تقلب را مطرح کرد.
* موسوی حتی یک استدلال هم نداشت
زاکانی در ادامه به عملکرد گروه شش نفره مجلس برای بررسی حوادث مربوط به انتخابات اشاره کرد و گفت: این گروه ترکیبی از نادران، کاتوزیان، عباسپور، ابوترابی، کاظم جلالی و بنده بود که با کروبی و رضایی، موسوی و همچنین 2 بار با هاشمی رفسنجانی دیدار کردیم.
وی افزود: اولین دیدار ما با موسوی بود که در سهشنبه بعد از انتخابات،یکساعت و نیم با وی صحبت کردیم. در آن جلسه جلالی به موسوی گفت که ترکیب این هیئت کاملا منصفانه است. نادران و زاکانی مخالف شما و حامی احمدینژاد هستند. کاتوزیان مسئول ستاد اصولگرایان حامی شما بوده و عباسپور هم که از حامیان شما است. فقط رای من که دیپلمات هستم و همچنین رای ابوترابی مشخص نیست.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با بیان اینکه موسوی در آن جلسه حتی یک کلمه حرف درست وحسابی نزد، خاطرنشان کرد: بنده هم در آن جلسه به موسوی گفتم که ما در زمان تبلیغات انتخابات به بسیاری از استانها سفر کرده و سخنرانی کردیم که تو رای نیاوری. اما حالا میگویم که ما دشمن تو نیستیم. فقط تو را لایق ریاست جمهوری نمیدانستیم و اکنون نیز به دنبال حق هستیم و اگر مطلبی مستند داری، ارائه کن که ما به دنبال آن برویم.
زاکانی در ادامه خاطرنشان کرد: در همان جلسه بنده به موسوی گفتم که ما شما را از نیروهای انقلاب میدانیم چرا شما خودت را خراب میکنی. اگر دلیلی در خصوص تقلب در انتخابات داری، میتوانی آن را ارائه کنی تا ما پیگیری کرده و به نتیجه برسیم اما دریغ از یک استدلال و سرخط که ما به دنبال آن برویم. البته باید بگویم که موسوی در آن دیدار خیلی نرم و آرام با ما برخورد کرد.
* درباره دیدار با هاشمی
زاکانی در ادامه این جلسه به بخش دیگری از سخنان هاشمی در دیدار با وی اشاره کرد و گفت: هاشمی در آن جلسه چنین گفت که شرایط جامعه سخت شده است و اکنون دانشجویان به جای روحانیت به گروههای مرجع جامعه تبدیل شدهاند، این 3.5 میلیونی که به خیابان آمدهاند، به خانههایشان برنمیگردند و بهتر است که خودمان به خواستههای آنها عمل کنیم!
نماینده مردم تهران گفت: البته هاشمی در خصوص نامه آتشین خود پیش از انتخابات که خطاب به مقام معظم رهبری منتشر کرده بود، نیز در آن جلسه چنین گفت که من ابتدا نامه را به دفتر آقا دادم اما چون ایشان جواب ندادند، بعد از 2 ساعت آن را رسانهای کردم!
* مشایی و رحیمی از جنس انقلاب نیستند اما شعارهای انقلابی میدهند
دبير كل جمعيت رهپويان انقلاب اسلامی، در ادامه حضور افرادی مانند مشایی و رحیمی که از جنس انقلاب نیستند اما شعارهای انقلابی میدهند را خطر پنجم در شرایط فتنه خواند و تصریح کرد: آن چیزی که مهم است اصول و اصولگرایی است که باید روی آن بیایستیم و تلاش کنیم که آگاهی جامعه را بالا ببریم، ما باید تلاش کنیم که در این مسیر خسته نشویم چون برطرف کردن این فتنهای که در کشور ایجاد شد، زمان زیادی را میطلبد.
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با بیان اینکه این حوادث به نگاههای خارجی به نظام جمهوری اسلامی نیز ضربه وارد کرد، گفت: در این حوادث برخی تلاش کردند که به اسلامیت و جمهوریت خدشه وارد کند و رفع این موارد نیاز به کسب آگاهی و همچنین انتقال آن به سایرین دارد.
زاکانی با تاکید بر اینکه همواره باید بر اصول توجه داشته باشیم، خاطرنشان کرد: در این خصوص به همگروهی و هم حزبی بودن توجه نداریم و اگر فردی در مجموعه خودمان نیز مشکلی داشته باشد تلاش میکنیم آن را حل کنیم، اگر در مقابل حل این مشکل ایستادگی شود، علنی کردن مسئله به این برمیگردد که منجر به ضربه زدن به نظام نشود، اما اگر علیرغم همه این موارد فردی بخواهد به ریشه نظام جمهوری اسلامی ضربه بزند در مقابل او میایستیم و تمام دعوای ما با مشایی از همین جنس است.
* ادعاهای کروبی از اساس دروغ است
نماینده مردم تهران با اشاره به اینکه نوع برخورد دو نامزد معترض به نتایج انتخابات توجیه ناپذیر است تصریح کرد: بحثی که کروبی در خصوص تجاوز به برخی افراد مطرح کرده از اساس دروغ است و صحت ندارد. کروبی معتقد بود خانمی به وی مراجعه و اعلام کرده است در زندان به پسر 22 ساله وی تجاوز شده است و ما نیز این جوان 22 ساله را احضار کرده و در خصوص این تجاوز از وی سئوال کردیم و این جوان در پاسخ به ما گفت مادر من دیوانه است و من هر چقدر میگویم برای من اتفاقی نیفتاده وی اصرار دارد که به من تجاوز شده است! و در اینجا مشاهده میشود مستند ترین دلیل کروبی برای تجاوز به برخی افراد این خانم دیوانه بود!
وی به دومین مستندات کروبی در خصوص تجاوز به برخی از زندانیان اشاره و تاکید کرد: کروبی اعتقاد داشته خانمی رزمیکار به وی مراجعه و اعلام نموده به وی تجاوز شده است و پس از صحبت با این خانم وی عنوان کرد هنگامی که با پلیس درگیر بودم آنها دست من را گرفتهاند و داخل خودروی پلیس کردهاند.
* انتقال متهمان به بازداشتگاه کهریزک با دستور مرتضوی بود
زاکانی در ادامه این جلسه در پاسخ به سوال یکی دیگر از دانشجویان در خصوص ماجراهای کهریزک یادآور شد: بازداشتگاه کهریزک اساسا برای اراذل و اوباشی ساخته شده بود که امکان نگهداری آنها در زندانهای عادی وجود نداشت.
وی ادامه داد: بنابر گفتههای هاشمی شاهرودی انتقال متهمان به این بازداشتگاه تنها با دستور مرتضوی ممکن بود و اظهاراتی که اخیرا وی در این خصوص داشته را باید فرار به جلو دانست.
نماینده مردم تهران با بیان اینکه بعد از انتخابات تعدادی از دستگیر شدگان را به بازداشتگاه کهریزک منتقل کرده بودند افزود: در این خصوص نامهای به مقام معظم رهبری رسید که ایشان فورا دستور رسیدگی داده و اعلام کردند که این افراد را از بازداشتگاه کهریزک برگردانید، البته جالب است که 2 سال قبل نیز گروهی از بازداشتگاه کهریزک بازدید کرده و در گزارش خود اعلام کرده بودند که اوضاع این بازداشتگاه مساعد نیست و در آن برخوردهای بدی با زندانیان صورت میگیرد و آنها را کتک میزند که مقام معظم رهبری نیز 4 بار در این مورد دستور داده بودند که حق زدن زندانیان را ندارند.
زاکانی با بیان اینکه زدن اسرا شیوه صدام است و حتی در زمان جنگ تحمیلی نیز با اسرای عراقی بداخلاقی نمیشد، خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری بعد از دریافت گزارش از کهریزک دستور دادند که این افراد را از کهریزک خارج کنند و حتی اگر بازداشتگاههای دیگر ظرفیت ندارند، آنها را آزاد کنند.
وی با تاکید بر اینکه معتقدم مرتضوی یک عنصر نامطلوب است که به سادگی با دومخردادیها هماهنگ میشود، ادامه داد: در مجلس هفتم ما از قوه قضائیه تحقیق و تفحص کردیم اما زمانی که میخواستیم آن را در صحن علنی قرائت کنیم، دوم خردادیها در مجلس آبستراکسیون کرده و اجازه قرائت را ندادند.
این نماینده مجلس در ادامه به گزارشی که 2 سال قبل از بازداشتگاه کهریزک تنظیم شده بود اشاره کرد و یادآور شد: در آن گزارش به اوضاع بد بازداشتگاه و وضعیت نامناسب تغذیه اشاره شده بود، اما بعد از آن نامهای با 4 امضا تنظیم شده که یکی از این امضاها مربوط به مرتضوی بود که این گزارش را با عنایت به صحت آن دروغ میدانست.
وی در ادامه با بیان اینکه اکنون 3 سال و نیم است با دادستان تهران نیز دعوا داریم، یادآور شد: ایشان دوست و همکار من در هیئت منصفه مطبوعات بودند اما در مجلس هفتم مشاهده کردم که به راحتی دروغ میگوید و تهمت میزند و من از همان زمان میدانستم که وی به نظام ضربه خواهد زد.
زاکانی در ادامه خاطرنشان کرد: اکنون مشکل ما این است که مشایی تلاش کرده تا مرتضوی را به دولت ببرد و شاهدیم که همه چیز در حضور مشایی، رحیمی و مرتضوی با هم همخوانی دارند.
* احمدینژاد را به امثال موسوی ترجیح میدهیم
وی در ادامه در پاسخ به اظهارات یکی از دانشجویان که خطر اصلی شرایط کنونی را حضور افرادی مانند مشایی و رحیمی در کنار احمدینژاد میدانست، تصریح کرد: بنده در این جلسه عواملی را ذکر کردم که پنجمین عاملش افراد سودجو بود، رحیمی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم از هاشمی حمایت میکرد و معتقدم که وی هنوز هم زد و بندهایی با آنها دارد با این حال باید توجه کنیم که بالاترین اصل نظام جمهوری اسلامی ولی فقیه است که همواره ضامن بقای جمهوریت آن بوده است.
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس ادامه داد: در دورهای که امثال مهاجرانی میخواستند دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را برخلاف قانون تمدید کند، ولیفقیه در مقابل این اقدامات ایستاد.
زاکانی با تاکید بر اینکه ما احمدینژاد را به امثال موسوی ترجیح میدهیم،خاطرنشان کرد: همه میدانند که خواسته ما از احمدینژاد چیست؟ و کاملا مشخص است که برخی افرادی که در اطراف احمدینژاد هستند به نظام ضربه میزنند و تاکنون نیز ضربههای زیادی را وارد کردهاند.
وی با بیان اینکه در این شرایط ما از دو سمت ضربه میخوریم، افزود: یک ضربه از سوی عوامل فتنه وارد میشود و ضربه دیگر را افرادی میزنند که با تابلوی اصولگرایی برخی اقدامات نادرستی را انجام میدهند و باید اذعان داشت هر دو این جریانات خطرناک هستند.
متن کامل صحبتهای علیرضا زاکانی
درپی انتشار اخباری درباره درخواست رسمی وزیر امورخارجه آمریکا برای برقراری روابط دیپلماتیک با کشورمان و تمایل دولت ایران به عادی سازی روابط سیاسی با دولت آمریکا، سه تشکل دانشجویی باانتشار نامه سرگشاده ای خطاب به دکتر احمدی نژاد، به دولت دراین باره هشدار دادند.
به گزارش الف، متن کامل این نامه از این قرار است:
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر احمدی نژاد
سلام علیکم
متاسفانه چند صباحی است اخباری مبنی بر تمایل و اشتیاق زاید الوصف دولت جنابعالی برای برقراری رابطه ی دیپلماتیک با کشور ایالات متحده و عدم شفافیت و اطلاع رسانی در این زمینه که به مثابه نا محرم دانستن مردم قلمداد می شود، موجبات نگرانی امت حزب الله را فراهم آورده است که از آن جمله می توان به سفر آقای متکی به کنسولگری پاکستان در واشنگتن و انجام مذاکراتی مبنی بر بازگشایی دفتر حافظ منافع در ایران و همچنین نطق های حمایت جویانه ی جنابعالی از سیاست های به اصطلاح متفاوت اوباما با اسلاف خود اشاره کرد.
حال سوال اینجاست براستی چه تفاوت جدی در سیاست های اوباما بوجود آمده است که اینگونه آقایان برای انجام مذاکرات و برقراری رابطه روزشماری می کنند؟ آیا پیش شرطهای ما که توسط مقام معظم رهبری کرارا گوشزد شده مورد قبول طرف آمریکایی است؟ آیا آمریکا و باراک اوباما از خوی استکباری خود دست برداشته اند؟ آیا آمریکا و باراک اوباما به حمایت های بی دریغ خود از رژیم غاصب صهیونیستی پایان داده اند؟ آیا آمریکا و باراک اوباما دست از کشتار مسلمانان در عراق، افغانستان، یمن و پاکستان برداشته اند؟ آیا آمریکا دیگر کافر حربی نیست؟ آیا آمریکا و دولت اوباما از تصویب بودجه های ده ها میلیون دلاری سالانه ی خود برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران منصرف شده است؟ آیا حمایت های آشکار و غرض ورزانه ی دولت اوباما از جریان نفاق داخلی و اغتشاشگران پس از انتخابات را نمی بینید؟ آیا آمریکا و دولت اوباما به تحریم های خود علیه ملت ایران پایان داده اند؟ آیا دولت اوباما خود را متعهد به بازگرداندن اموال ایران می داند؟
آقای احمدی نژاد
روی کار آمدن اوباما در آمریکا به عنوان یک جوان سیاه پوست دموکرات طرفدار صلح بر اساس نیاز مبرم این کشور به بازسازی چهره ی کریه و شیطانی خود در افکار عمومی جهانیان بود. آقای اوباما نیز با سردادن شعار مبهم و مجمل ” تغییر“ سعی در به اصطلاح از سرگیری فصل جدید روابط با کشورهای غیر دوست آمریکا را دارد. شعاری که با مشاهده ی رفتار های دولت اوباما جز عوامفریبی و دروغ بزرگ معنای دیگری نمی توان از آن برداشت کرد چرا که سیاست شیطان چیزی جز اغواء وتزئین نبوده و نیست.
آیا این جمله ی حضرت روح الله که انگار برای چنین روزهایی بیان شده است را فراموش کرده اید :
" از آنجا كه منطقه در شُرف یك نهضت اسلامى عمومى است، امریكا دست به طرح قضایایى زده است تا بلكه بتواند دست مردم بىپناه منطقه را از سرنوشتشان كوتاه كند و متأسفانه بعضى از دولتها هم او را كمك مىكنند؛ طرح سادات و فهد یكى است. بر فرض كه امریكا یك طرح صد در صد اسلامى- انسانى بدهد، ما باور نمىكنیم كه آنها به نفع صلح و منافع ما گامى بردارند. اگر امریكا و اسرائیل «لا اله الّا اللَّه» بگویند، ما قبول نداریم؛ چرا كه آنها مىخواهند سرِ ما كلاه بگذارند. سخنرانى در جمع اعضاى سازمان جنبش امل 6 آبان 1360
و یا بیانات اخیر مقام معظم رهبری در سالگرد 13 آبان که فرمودند:
"هر وقت كه لبخندى به روى مسئولین جمهورى اسلامى زدند، وقتى دقت كردیم، دیدیم خنجرى در پشت سرشان مخفى كردهاند؛ از تهدید دست برنداشتهاند؛ نیتشان عوض نشده است. خندهى تاكتیكى، لبخند و روى خوش تاكتیكى، فقط بچهها و كودكان را فریب میدهد. یك ملت بزرگ با این تجربه، و مسئولین برگزیدهى یك چنین ملتى، اگر فریب بخورند، خیلى باید سادهلوح باشند؛ یا باید سادهلوح باشند، یا باید غرق در هوى و هوس باشند؛ دنبال زندگى راحت و خوش و همراه با عافیت باشند؛ بخواهند با دشمن بسازند. والّا اگر مسئولین كشور باهوش باشند، دقیق باشند، مجرب باشند، پخته باشند، دل در گرو منافع ملت با همهى وجود داشته باشند، گول لبخند را نمیخورند. "
حال سوال اینجاست که آیا شعار تغییر اوباما بالاتر از شعار " لا اله الا الله " است؟ آیا این مواضع و سخنان به اصطلاح صلح جویانه در سیاست های شیطان بزرگ مسبوق به سابقه نیست؟ امروز که آمریکا با گردابی از مشکلات اقتصادی داخلی، درماندگی در عراق و افغانستان و بحران مشروعیت نزد افکار عمومی جهان و به خصوص ملت های مستضعف و مسلمان روبرو شده است، آیا ساده لوحانه نیست که ما نیز وارد بازی جدید آمریکا برای بازسازی چهره ی او شویم؟ آیا دست به اصطلاح دوستی دراز کردن اوباما به سوی ایران که به تعبیر مقام معظم رهبری ”دستی چدنی با روکش مخملی“است برای سوء استفاده از چهره ی موجه و الهام بخش ایران نزد مسلمین و مستضعفین جهت مشروعیت بخشی به خود و فرار از باتلاق عراق و افغانستان نیست؟ آیا امروز وقت آن نرسیده است که اتفاقا هر چه بیشتر با زبان مطالبه گرانه به تفهیم اتهامات آمریکا پرداخته و با انتقام تاریخی مستضعفین از این ام الفساد قرن، بازی مزورانه و اغواگرانه ی شیطان بزرگ را بر هم زده و موجبات انزوای بیشتر استکبار جهانی را فراهم آوریم؟
آقای احمدی نژاد
دولت و شخص جنابعالی با در پیش گرفتن سیاست انقلابی استکبار ستیزی در عرصه ی بین الملل، زمینه ی بسیار مناسبی برای رسوایی مستکبرین و امیدواری مستضعفین را فراهم آورد. این سیاست ها سبب گردید که موج جدید حرکات های ضدامپریالیستی با چشم امید داشتن به ایران در جهان به راه افتد؛ از اینرو هرگونه بی توجهی جنابعالی به عواقب و پیامدهای وخیم مذاکره و برقراری بی دلیل رابطه با شیطان بزرگ موجبات سر افکندگی، کور شدن چشم امید مستضعفین و تخریب وجهه ی انقلاب اسلامی را به همراه خواهد داشت. حال که ملت های مستضعف به نیمه ی راه پیروزی رسیده اند كسی حق ندارد با در نظر نگرفتن این شرایط خود سرانه اقدام نماید.
از سوی دیگر امروز جریان نفاق جدید داخلی که سال هاست قبله ی آمال خود را کاخ سفید قرار داده و ماه هاست که به حذف و تغییر شعار ”مرگ بر آمریکا ” مبادرت ورزیده و با فرصت طلبی و سوء استفاده از شرایط به وجود آمده، علم استکبار ستیزی را بلند کرده تا بتواند بار دیگر با قرآن به سر نیزه کردن به بازسازی و تطهیر چهره ی خود بپردازد، جنابعالی باید با تدبیر و هوشمندی در رفتار و اقداماتتان زمینه ی تطهیر چهره ی آنان را از میان بردارید؛ هر چند که این جریان روبه صفت به زودی رسوا شده و موجبات انقراض آن فراهم می آید.
در پایان به شما توصیه می کنیم تا با دست برداشتن از اعتماد بی جا و بی حد و حصر نسبت به حلقه ی بعضی اطرافیان که به نظر می آید با افکار التقاطی خود در مقام تئوریسین دولت برای مذاکره با شیطان بزرگ نیز برآمده و هنوز خاطره ی تلخ سخنانشان مبنی بر ”دوستی با ملت اسرائیل“ از یاد ملت اسلام نرفته است، از فراهم آمدن موجبات واگرایی امت حزب الله از دولت دهم و شخص خودتان جلوگیری به عمل آورید.
والسلام علی من التبع الهدی
جنبش عدالتخواه دانشجویی
جنبش دانشجویان جهان اسلام
دفتر تحكیم وحدت
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
توصیه جین شارپ(تئورسین انقلابهای مخملی) به سبزکها: لخت به خیابانها بیایید !

اگر دانشگاه خوب قبول بشيم مي گن با سهمیه قبول شدن.
اگر دانشگاه خوب قبول نشيم مي گن بي سواد هستن.
اگر پولدار باشيم مي گن پول مردم رو بالا کشيدن!
اگر پولدار نباشيم ميگن يه مشت پاپتي هستند.
اگر وبلاگ بنويسيم مي گن شما رو چه به وبلاگ نوشتن؟!
اگر وبلاگ ننويسيم مي گن امل هستند!
اگر درباره زنان بنويسيم مي گن فمينيست هستند.
اگر درباره زنان ننويسيم مي گن مردسالار هستند.
اگر روسري رنگي بپوشيم مي گن چادري ها عقده اي هستن!
اگر روسري مشکي بپوشيم مي گن چادري ها افسرده هستن!
اگر زود ازدواج کنيم مي گن ترسيدن بمونن رو دست بابا مامانشون.
اگر زود ازدواج نکنيم مي گن ترشیده هستن.
اگر کانديدامون رأي بياره مي گن تقلب کردن.
اگر کانديدامون رأي نياره مي گن مردم شما رو نميخوان.
اگر از دولت انتقاد کنيم مي گن مگه همين شما بهش رأي نداديد؟!
اگر از دولت انتقاد نکنيم مي گن چشماتونو به روي حقايق بستيد.
اگر دولتمون وزير زن معرفي کنه ميگن ميخواد استفاده ابزاري کنه.
اگر دولتمون وزير زن معرفي نکنه ميگن تبعیض جنسیتی قائل شده.
اگر بميريم مي گن خواستن از زير مسئوليت شانه خالي کنن!
اگر نميريم مي گن جاي ما رو تنگ کردن!
/منبع: گلدختر/
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بدون شرح !

۱۳ آبان امسال را باید یکی از مقاطع مهم پس از انتخابات دهم تلقی کرد ، نه از آن جهت که مثلا مردم بیشتری از روز قدس به میدان آمدند (که نیامدند) و نه تنها از این جهت که اوباش کمتری از آن روز و روزهای دیگر در پایتخت خودی نشان دادند ( که دادند).
این روز حاصل دو سه ماه رجز خواندن تمام مخالفان و معاندان ضد انقلاب به همراه هواداران جنبش سبز اموی بود. سایت منتشر کننده اخبار لحظه به لحظه آنان از مدتها قبل به شهرستانها فراخوان داده بود که بیایید و آنها پاسخ داده بودند که می آییم.
در برخی روزها کسانی گفته بودند که از خارج به ایران می آییم و اگر مثل همیشه دروغ نگفته باشند لابد آمده بودند . شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به همراه رادیو آمریکا و بی بی سی ( هم شبکه های تلویزیونی و هم رادیویی آنها) تبلیغات گسترده و مصاحبه ها و میزگردهای متعدد گذاشته بودند .
حتی گروهک تروریستی مجاهدین خلق و جامعه بهاییان نیز برای چندمین بار حمایت خودشان را از جنبش سبز کذایی اعلام کردند و گفتند: ما هستیم ( شعار معروف فرقه ضاله که در این ماهها به شعار " ما هستیم ، ما هستیم ، ما همه با هم هستیم " تبدیل شد ). استفاده بسیار بسیار گسترده از ایمیل و سایت و وبلاگ در این ایام و ماهها تشدید شد و تقریبا کسی نبود که ایمیلی داشته باشد و هر روز و هر ساعت ایمیلهای تبلیغاتی با شعارها و تبلیغات متنوع در حمایت از این حرکت و قیام ! در این روز دریافت نکند .
حتی وبلاگهای بچه های مسلمان و انقلابی و میهن دوست و ولایی نیز از تیررس تبلیغات آنان در امان نماند و با کامنتها و فحشهای ناموسی یا درخواستهای حضور در ١٣ آبان که بیشتر برای مخاطبان این وبلاگها نوشته می شد ، فضا سازی رسانه ای خود را تکمیل می کردند . بگذریم از کامنتهایی که در برخی سایتهای بی در و پیکر مثل تابناک و آینده و ... که هر اراجیفی را به عنوان کامنت منتشر و تایید می کردند و هنوز هم به این شیوه ضد ملی خود ادامه می دهند و خواسته ( و نه ناخواسته !) تریبون تبلیغاتی همه کسانی می شوند که ذکرشان رفت .
با این همه، ۱۳ آبان امسال چه اتفاقی افتاد ؟ برنامه ای که راس ساعت ١٠ در مقابل لانه سابق جاسوسی آمریکا قرار بود برگزار شود و دانش آموزان و دانشجویان و جوانان از ساعت ٣٠/٨ دقیقه در آن حضور سبز پیدا کرده بودند و تا ساعتی بعد از پایان آن هم حضور داشتند، شاهد ِحتی یک شعار سبز اموی در آن محدوده ( تاکید می کنم در آن محدوده ) نبود.

هم از لحاظ تعداد کسانی که امسال در مقابل لانه حاضر شدند و هم کسانی که شعارهای انقلابی و ملی و ولایی سر می دادند امسال سالی منحصر به فرد بود . اما کسانی که به فراخوان بسیار گسترده همه ضد انقلاب و ضد دین و ضد ملت و بیگانگان موصوف پاسخ دادند چند نفر بود ؟ به قول کیهان ١٠٠ تا ١۵٠ نفر ؟ به قول رجا نیوز ٢٠٠ نفر که به طور پراکنده خیابانها را بالا و پایین می رفتند و می آمدند ، به قول برخی سایتهای خارجی "چند صد " نفر؟ و در بدبینانه ترین نقل قول صورت گرفته "حداکثر یک هزار نفر"؟ آیا تمام بضاعت همه مردان و زنان ضد انقلاب و بهایی و بی دین و متمرد و مرتد و پشیمان و گوش به فرمان رادیو و تلویزیونهای خارجی و پس از این همه ماهها تبلیغات و رسانه و ایمیل و وبلاگ و پیامک و ... هزار نفر است ؟!
دوست دارم تشکرات صمیمانه خود را از تمامی اشخاص و گروههای پیش گفته ابراز کنم و در این تشکر نه قصد طعنه دارم و نه قصد مسخره؛ این تشکر، سپاسی از صمیم قلب است چرا که اگر آنها نبودند تمام مراسم ما مثل همه این سالهای اخیر به نوعی عادت و تکرار ملال آور تبدیل شده بود.
مقایسه کنید میزان و نحوه حضور و شعارهای تظاهرات روز قدس امسال را با سالهای پیش . آیا سالهای پیش هم مردم با این میزان انگیزه در تظاهرات شرکت می کردند ؟ روز ١٣ آبان امسال را با مراسم مشابه در سالهای قبل . آیا دانش آموزان و دانشجویان و جوانان ما ، مانند سالهای پیش در آن حضور یافته بودند ؟ آنها که در زیر زمین و پستوهای مترو میدان هفتم تیر قایم شده بودند کاش در خیابان طالقانی ، "قائم" ! می شدند تا می دیدند چهره های بی استثنا بشاش و سرزنده و پر انرژی بچه ها را و مقایسه می کردند آن روحیه را با کسانی که وقتی از سوراخ مترو وارد میدان هفتم تیر می شدند و خیل جمعیت را می دیدند ، مضطرب و ترسان چگونه آهسته و پنهانی دستبندهای سبز را باز می کردند و آن را در کیف و جیبشان می چپاندند!

١٣ آبان امسال یک "نشانه" است برای کسانی که می بینند و به قول رهبر انقلاب "بصیرت" دارند ؛ نشانه یک پایان برای آنها که انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی را هدف گرفته بودند و البته عده ای نا آگاهانه فکر می کردند زیر عَلَم "نخست وزیر امام " سینه می زنند و چشمشان را به روی این همه دروغ و تبلیغات از همه سوی جبهه کفر و نفاق داخلی و خارجی بستند .
آن "نخست وزیر امام" امروز چشمش را باز کند ( اگر چشمی دارد و رویی !) و ببیند که از آن ١٣ میلیون رای، همین تعداد اندک روز ۱۳ آبان برایش باقی مانده است که تازه بخشی از آن هم شعار می دهد: " نه موسوی، نه احمدی؛ فقط رژیم پهلوی"! بله آقای موسوی! آنها نه تو را می خواهند و نه احمدی نژاد را ، آنها تفاله ها و پسمانده های رژیم منفوری هستند که امامی که تو نخست وزیرش بودی علیه او قیام و انقلاب کرد و جوانانی در تثبیت و تحکیم آن به جنگی رفتند که تو امروز به نخست وزیر آن "دوران" بودن، خود را مفتخر نشان می دهی. کلاهت را بالا بگیر اگر آن را باد نبرده است . آنها چیزی نگذشته چهار نفر چهار نفر ، پارچه سبز مستطیل شکلی را به صورت تابوت حمل می کنند و می گویند این تشییع جنازه جنبش سبز است ؛ همان کسانی که شعار می دادند : نه موسوی ، نه احمدی ؛ فقط رژیم پهلوی !
تو گوش نکردی اما مردم ما شنیدند که رهبر عزیزمان چند روز پیش در جمع نخبگان چه فرمودند :
- "من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتى که صحنهگردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصى دادم. من اگر یک وقتى توى نماز جمعه یک حرفى میزنم، این ابتدا به ساکن نیست؛ حرف خصوصى، پیغام خصوصى، نصیحتِ لازم انجام میگیرد، وقتى انسان ناچار میشود، یک حرفى را مىآورد در علن بیان میکند. من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میکنید، اما نمیتوانید تا آخر کنترل کنید؛ مىآیند دیگران سوءاستفاده میکنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریکا را خط زدند! معناى این کار چیست؟ آنى که وارد عرصهى سیاست میشود، باید مثل یک شطرنجباز ماهر هر حرکتى را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیشبینى کند. شما این حرکت را میکنى، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر دیدى در آن حرکت دوم، تو درمیمانى، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى - حالا تعبیر بهترش این است - توى این کار، توى این بازى، توى این حرکت، ناشى هستى، ناواردى. اینها نمیفهمند چه کار میکنند؛ یک حرکتى را شروع میکنند، ملتفت نیستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میکردند. مطلب اصلى این بود."
یعنی شروع با "نخست وزیر امام" و پایان با " رژیم پهلوی" ! این هشدار چند ماه پیش آقا به تو و صحنه گردانان دیگر بود و ما البته امروز می فهمیم راز ِ حمایت رضا پهلوی و مسعود رجوی و عبدالمالک ریگی و حقیرهایی چون گوگوش و گنجی ( که گفته بود خمینی را باید در موزه تاریخ جست و جو کرد) از نخست وزیر امام و نخست وزیر دوران جنگ چیست .
این درخواست سایت كذايي بالاترين در ساعت ١۴ روز سیزدهم آبان بسیار با معناست که : "از کمی تعداد ناراحت نباشید. از مردم درخواست می کنیم که فقط دو ساعت دیگر تحمل کنند و در خیابانها باشند . ما اشتباه استراتژیک بزرگی مرتکب شدیم که در روز ِ کاری، برنامه تظاهرات گذاشتیم . مردم الان سر کارهای خودشان هستند و اگر دو ساعت دیگر بتوانید تحمل کنید و در خیابانها بمانید، ادارات که تعطیل شود مردم به ما ملحق می شوند ( به بیان دیگر از این قلت و کمی تعداد بیرون میآییم !)"
جالب اینجاست که ساعت ١٧ دیروز، که هم ادارات و هم مدارس و هم دانشگاهها تعطیل شده بود ، سرتاسر خیابان ولی عصر "عج" ساکت و آرام و خلوت بود و حتی خبری از آن ١٠٠ تا ١۵٠ نفر دو ساعت پیش هم نبود !
آری این گزارش و این درخواست عاجزانه و ملتمسانه بسیار با معناست. و معنی و مفهوم آن این است که جنبش سبز به وضعیت قرمز رسیده و مُهر پایان بر آن خورده و تمام شده است . خلاص !
در حقیقت یوم الله ١٣ آبان امسال ، ویژگی جدیدی دارد و آن ثبت چهارمین حادثه تاریخی در این روز پس از سه حادثه قبلی یعنی تبعید امام خمینی ، کشتار دانش آموزان و دانشجویان به دست رژیم پهلوی در سال ١٣۵٧ و تسخیر لانه جاسوسی ایالات متحده آمریکا در سال ١٣۵٩ و اینک زدن مُهر پایان بر جنبش سبز اموی است. /منبع: آب و آتش/
.: این پیروزی خجسته باد :.
افتضاحی دیگر برای سبزکها؛
حسين كروبي فرزند مهدي كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي با رد در حصر بودن ميرحسين موسوي گفت: او شهامت حضور در راهپيمايي ۱۳آبان را نداشت!

حسين كروبي در گفت و گو با ايرنا تاكيد كرد: ما اطلاع كافي داريم كه ميرحسين موسوي در حصر نبوده است و تنها نيروي انتظامي در اطراف فرهنگستان هنر حضور داشته است اما حصري در كار نبوده است.
وي ادامه داد: به هر حال هر فردي از ويژگيهاي خاصي برخوردار است و نبايد ترس و نداشتن شهامت را با بيان ادله غيرمنطقي استتار كرد.
حسين كروبي گفت: چگونه پدر من ميتواند در راهپيمايي حضور پيدا كند و حصري هم در كار نبود اما آقاي موسوي هميشه در زمان راهپيمايي در حصر هستند؟!
وي در خاتمه تاكيد كرد: نبايد به ملت دروغ گفت به هر حال اين نوع عملكردها به روحيات اخلاقي هر فردي بستگي دارد!
شایان ذکر است ساعاتی پس از این مصاحبه، حسین کروبی تحت فشار همفکرانش این مصاحبه را تکذیب کرد! اما ایرنا فایل صوتی صحبتهای پسر کروبی را منتشر کرد و مثل همیشه
دروغــــگویان واقعی رســــــوا شدند. ![]()
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اندر حکایت بی سوادی سبزکها ! ![]()

جالبه بدونید سایت بالاترین، یکی از اصلی ترین سایتهای سبزکها در تحریک و هدایت اغتشاشگران در رویدادهای اخیر بوده. کاربران این سایت از بی اعتنایی مردم به سبزکها در ۱۳ آبان دچار سوختگی عجیبی شده بودن! جاتون خالی دیدنی بود! ![]()
با نگاهی گذرا به بالاترین میتوان دریافت که بسیاری از کاربرانش از سواد کافی خواندن و نوشتن برخوردار نیستند! چراکه هر لینکی در این سایت، براساس رای کاربران به صفحه اصلی می رود؛ بااینحال لینکی با چنین غلط تابلویی بیش از ۱۰۰ رای آورده و داغ شده!
چنین اشخاصی به قول خودشان می خواهند رژیم را ساقط کنند! خب بگذار خوش باشند!
این شعر زیبا با عنوان « کرکس طوطی نمی شود » سروده آقای حنظله کرمانشاهی است كه در قالب درددلي با رنگ سبز، درباره عدم تعلق اين رنگ به يك عده خاص، سروده شده است.

رنگ سبز از ديرباز نشان تقدس و معنويت و ائمه اطهار(ع) بوده است اما در انتخابات اخير رياستجمهوري و ايام پس از آن به بازيچه عدهاي خاص تبديل شد، بازيچه برخي از كساني كه نه تنها به مقدسات اعتقادي نداشتند، بلكه بارها به آنها توهين كرده بودند؛ افرادي مثل اعضاي گروهك تروريستي منافقين، گوگوش، اكبر گنجي (فحاش به امام زمان و ائمه)، سلطنتطلبهاي فحاش و ...

گوگوش
مقصود آن نيست كه هركس رنگ سبز به همراه دارد يا بر دست خود بسته، منحرف يا خدايي نكرده بيناموس است اما اين شعر اين نكته را متذكر ميشود كه اين رنگ نه تنها متعلق به گروهي كه اخيرا مدعي تصاحب آن بوده، نيست بلكه روزي اين رنگ از دست افراد لاابالي و جاسوس و برخي بيناموسهايي كه هيچ اعتقادي به مقدسات ندارند، باز خواهد شد و به صاحبان اصيل خود باز خواهد گشت كه الحمدلله اين كار در حال انجام است ...

دادم ز کف چندی تو را با آه و با افسوسها
رفتی به یغما ناگهان با خدعه سالوسها
ای رنگ خوب و نازنین گشتی چرا چندی عجین
با جلبک و گلسنگها با حمله ویروسها

کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند
راهی ندارد این دغل در حلقه طاووسها
فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل
افتاده ای امروز اگر بر چهره جاسوسها
این رنگ احیا می شود، شیاد رسوا می شود
می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها
بنگر نقاب ننگ را، لبخند پر نیرنگ را
بر چهره شیادها بر روی اختاپوسها
این روزها آید به سر، بیرق شوی بار دگر
گر اجنبی بندد تو را با حیله بر ناقوسها

ای سبز من قدیس من، زیباترین تندیس من
وا می کنم روزی تو را از دست بیناموسها
* اين هم شعري درباره جنبش سبز علوی:
ما جمله برآنیم که خورشید برآید شام سیه غصه عالم به سر آید
با جنبش سبز علوی در پی آنیم تا جامه ی فتنه ز تن سبز درآید
دکتر محمد تیجانی السماوی، محقق تونسی که با تحقیق در حوزه ادیان، شیعه را بعنوان مذهب پیرو حق برگزیده و کتاب «آنگاه هدایت شدم» را نگاشته است، در سخنانی به تمجید از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، رهبر معظم انقلاب و دکتر احمدی نژاد پرداخت.

وی که پنجشنبه گذشته در مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) قم در جمع طلاب غیر ایرانی صحبت می کرد، با ذکر حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: حضرت محمد(ص) می فرمایند: «اگر جایی دیدید علما به در خانه حاکمان و امرا رفته اند، بدانید آنها بد عالمان و بد حاکمانی هستند.» نمونه این را ما در دنیای امروز می بینیم که شیخ الازهر، قرضاوی با روی باز به ملاقات شیمون پرز می رود و فرمانبر حاکمان ظالمی چون رؤسای اسرائیل و حسنی مبارک است.
اما در جمهوری اسلامی ایران قضیه برعکس است! همانطور که پیامبر(ص) در ادامه حدیث می فرمایند: «اما اگر حاکمان و امرا بدنبال علما بودند، بدانید که آنها خوب عالمان و خوب حاکمانی هستند.» در ایران همین گونه است. یعنی رئیس جمهور احمدی نژاد، مطیع رهبر و ولی فقیه زمان، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است و با تواضع، دست ایشان را نیز می بوسد و این تفسیر عملی فراز دوم حدیث پیامبر است.

تیجانی، رهبر انقلاب را فردی شجاع، مدیر و فرانگر دانست و گفت: علاقه من به ایشان علاقه ای است که با مودت اهل بیت(علیهم السلام) جمع می شود. خداوند طول عمر همراه با صحت و عافیت به ایشان عنایت کند تا بتوانند به مسیر مبارک خود ادامه دهند.
دکتر تیجانی همچنین در ادامه با تقدیر از شجاعت آقای احمدی نژاد در موضع گیری های عزتمندانه و رفتار استکبارستیزانه وی اظهار داشت: دکتر احمدی نژاد اکنون در قلب بسیاری از آزادگان و عدالتخواهان سراسر جهان جای دارد.
(نقل از حجت الاسلام امیر موسوی؛ معاون تربیتی مجتمع آموزش عالی امام خمینی)
صانعی در مسیر دور افتاده از خط امام(ره)
جوان آنلاین: دگردیسی و تناقضات فاحش تئوریک و نظری در هیأت و ماهیتی دینی و مذهبی بار گرانی است که اصحاب تفکر و تحلیل را دچار بهت و تعجب میکند. مطالعه مکتوبات و تواترات فقهی و نظری و نیز بررسی نقد و نظرات سیاسی صانعی طی چند دهه گذشته تاکنون نشاندهنده آن است که وی از رهگذر گفتمان اصلاحطلبی دچار قرائتهای پارادوکسیکال و به ظاهر نو در حوزه عمل و نظر سیاسی شده است. اکنون «صانعی دهه 60» با موضعگیریهای افراطی و رادیکال خود در آن زمان چنان حالت جمود و ارتدوکسی به خود گرفته است که در جبهه دیکتاتوران نوظهور و نوگرا به عنوان «رهبری معنوی» قلمداد میشود. باقی ماندن ابهام در مورد موضعگیریهای اخیر وی نه تنها دستمایه خوش خیالیهای عناصر اپوزیسیون و بیگانگان شده بلکه باعث از دست رفتن پایگاه اجتماعی وی شده است. در این یادداشت سعی شده است تا با واکاوی دیدگاهها و انگارههای دیروز و امروز صانعی عملکرد وی در ترازوی منطقی نقد عموم قرار گیرد:
صانعی در دهه اول انقلاب:
«شیخ یوسف صانعی: من به عنوان یک مسأله شرعی میگویم که تخلف از فرمان آیتالله خامنهای، گناه و معصیتی بزرگ، و رد بر او رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و ورود بر ولایت شیطان است.» (روزنامه جمهوری 22/3/68) وی در دوران تصدی دادستانی کل کشور (61 تا 64) در مصاحبه با روزنامه اطلاعات میگوید:« تا نبض مسلمین در دست ولی فقیه نباشد، فشار و بدبختی ادامه خواهد داشت.» صانعی در دیدار با اعضای گشتهای ثارالله در جواب این سؤال که چه کنیم برخی افراد به گشتها جواب نمیدهند، میگوید:«آنها نمیتوانند بگویند، آزاد هستم. خیر. تو آزاد نیستی، تو از این آزادی میخواهی آزادی را ببری... باید اینها از شما بترسند، ضدانقلاب آنقدر باید از شما بترسد که عکس شما را ببیند فرار کند و اگر این جور شد مسلمان صددرصد هستید.» (روزنامه جمهوری 11/12/61)

دگردیسی و مخالفت با آموزههای حضرت امام(ره)
از نظر بسیاری از فقیهان و کارشناسان، مکتوبات و دیدگاههای صانعی در باب فقه و افتاء، باب بسیاری از احتیاطها را بسته است و وی پیرامون برخی قواعد مشهور میان قاطبه علما، دست به نوعی تابوشکنی و نوگرایی زده است.
1- وی صاحب کتاب«مجمعالمسائل» است که در شیوه پاسخگویی از تساهل و تسامح میرزای قمی الگو گرفته و بهزعم طرفدارانش، صانعی در باب فقه توصیه جواهر به شیخ انصاری را همواره مورد توجه قرار داده است که: «از احتیاطهای خود بکاه، زیرا دین اسلام، شریعت آسان است!»
2-«برابری دیه غیر مسلمان با دیه مسلمان» و «تساوی غیرمسلمان و مسلمان در قصاص» از دیدگاههای بحث برانگیز وی در مورد غیرمسلمانان است. صانعی در حوزه زنان نیز دیدگاههای متفاوتی نسبت به حضرت امام(ره) و اکثر مراجع دارد:«عدم شرطیت مرد بودن در مرجعیت دینی، کلیه مناصب حکومتی و قضاوت» و «تساوی زن و مرد در قصاص نفس و دیه و اطراف آن» و... شاید به همین دلیل است که برخی او را یک روحانی «طرفدار فمینیسم» و «روحانی اصلاحطلب» میدانند و بدین خاطر هم در پایگاه اینترنتی دفتر وی، بیشتر کفه اختصاصی آن در مورد حقوق زنان بر جنبه عمومیاش میچربد.
3- در مورخه 22/7/86، آقای صانعی در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین در تضادی آشکار با نظر حضرت امام(ره) میگوید:«باید تلاش کنیم به همه بفهمانیم که خدا کسی را در امور سیاسی قیم مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاکم بر سرنوشت خویش قرار داده است.» در حالی که حضرت امام(ره) در نامهای خطاب به نمایندگان مجلس دوم آنگونه که در صحیفه امام جلد 19 صفحه 43 آمده است، بیان میدارد:«هرچند فقهای جامعالشرایط از طرف معصومین نیابت تمام در امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امر در غیبت کبری موکول به آنان است، اما این امر غیر ولایت کبری است که مخصوص به معصوم باشد...»
4- شیخ صانعی در مصاحبهای با روزنامه اعتماد ملی مورخه 7/2/87 در تضادی دیگر با آموزههای امام راحل میگوید:«ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلامی ضروری است اما نه به دلیل نسخ! بلکه بر همان مبنایی که میرزای قمی فرموده که حدود تنها اختصاص به زمان حضور امام معصوم (ع) دارد.» در حالی که حضرت امام(ره) در این زمینه میفرمایند:«بدیهی است ضرورت اجرای احکام که تشکیل حکومت رسول اکرم(ص) را لازم آورده، منحصر و محدود به زمان آن حضرت نیست و پس از رحلت رسول اکرم (ص) هم ادامه دارد. طبق آیه شریفه، احکام اسلام محدود به زمان و مکان نیست و تا ابد باقی و لازمالاجراست»(کتاب حکومت اسلامی- حضرت امام(ره)- صفحه 29)
صانعی، انتخابات دهم، «فشار از پایین، چانهزنی از بالا»
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، فرصت خوبی بود تا صانعی در کنار كسانی چون حسینعلی منتظری، محسن کدیور و عبدالله نوری، کانون توجه جریانات اپوزیسیون و نیز عوامل سازمان سیا و m16 انگلیس قرار بگیرد تا شاید تز انگلیسی«تفرقه بینداز و حکومت کن» توسط وی در جمهوری اسلامی موفق شود.
1- در بهمن ماه 81 در پی رفع حصر از حسینعلی منتظری، اولین روحانی است که همراه با آیتالله اردبیلی به ملاقات وی میرود.
2- در مهرماه 85 در ملاقات با اعضای طیف غیرقانونی تحکیم وحدت (علامه) میگوید:«اگر دیدید میخواهند با مذهب شما را از بین ببرند، شما هم با استفاده از مذهب مقابله کنید چرا که دفاع هم باید از جنس حمله باشد وقتی شما را به بیمذهبی متهم میکنند باید تا حدی به سمت مذهب بروید... به هر حال جنگ مذهب با مذهب است نه با بیمذهبی» ...
... (بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید) :
متن کامل این سروده را در ادامه مطلب ملاحظه بفرمایید :
نظــرسـنـجـی درمورد انتخابات ریاست جمهوری 4سال بعد (کلیک کنید)
اين شعر به بهانه جشن تولد اخير خاتمي سروده شده است؛ چرا كه خاتمي و موسوي و دوستانشان خودشان فتنه و آشوب را كليد زدند و به جاي شيرينكامي از آن انتخابات عظيم، كام ملت غيور ايران را تلخ كردند و حالا در اين ميان، خيلي راحت براي خود جشن تولد مي گيرند...
به به سلام ! جشن تولد گرفته ای
عیشی برای دور و بر خود گرفته ای

فصلی گذشت، سینه مردم کباب شد
بازی بچه های وطنم هم خراب شد
فصلی گذشت ، خون به دل عشق کرده ای
با خون ریخته ...بله .. عشق کرده ای
حالا برای شادی خود کیک را بخور
چاقو بکش به سینه من ،حنجرم ببر
یک تکه از جگرم را به لب بکش
خورشید شهر مرا رنگ شب بکش
فصلی گذشت ، فصل دگر را خراب کن
یک تکه دیگر از جگرم را کباب کن
چاقو بکش وطنم را دو تکه کن
این من ..بزن.. بدنم را دو تکه کن
فصلی گذشت، فتنه و آشوب می کنی
آتش بزن به وطن ، خوب می کنی
یادت که هست جشن وطن را بهم زدی
با خون پاک جوانان شکم زدی
کادو چه لازم است برایت بیاوریم؟
فصلی پر التهاب و خیانت بیاوریم؟
حالا برقص فصل دگر را خراب کن
با خون چند نفر دیگر خضاب کن
چاقو بکش تکه ی این کیک را بخور
کافی اگر که نیست گلوی مرا ببر
منبع: كركسهاي سبز
نظــرسـنـجـی درمورد انتخابات ریاست جمهوری 4سال بعد (کلیک کنید)
روایتی محرمانه از ناگفته های ژنو
همزمان با ارائه بسته پیشنهادی ایران به کشورهای 5+1، فضای رسانه ای شدیدی علیه برنامه هسته ای ایران شکل گرفت مبنی بر اینکه آخرین مهلت ایران برای انجام مذاکره با غرب تنها تا پایان سپتامبر 2009 میباشد. اما در پشت پرده این تبیلغات، اتفاقات دیگری در جریان بود.
خاویر سولانا، دبیر کل اسبق ناتو و مسوول فعلی سیاست خارجی اتحادیه اروپا با آقای دکتر سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت تا با القای فضای رسانه ای غرب، ایران را به انجام مذاکرات در سپتامبر درباره "پرونده هسته ای" وادار نماید. جلیلی با اعلام اینکه اولا برنامه کاری اش در ماه سپتامبر پر است و وقت ندارد و ثانیا موضوع مذاکرات نباید پرونده هسته ای ایران باشد زیر بار تعیین تکلیف سولانا نرفت. بالاخره سولانا پذیرفت که مذاکرات در اکتبر و با موضوع بسته پیشنهادی ایران برگزار شود.
در دور نخست مذاکرات هر بار که هیئت 1+5 بر خلاف توافق قبلی، درباره پرونده هسته ای سخن می گفت، جلیلی با بی توجهی به سخنران نشان می داد نسبت به خروج از محور مذاکرات ناخرسند است. این برخورد مدبرانه با واکنش شش کشور خصوصا نماینده انگلیس مواجه شد که با اعتراضی تند، روند مذاکرات را در حال بازگشت به نقطه صفر دانست. جلیلی در پاسخ به این اعتراضات با ذکر این نکته که نماینده انگلیس سومین نفری است که به نمایندگی از انگلیس در طول مسوولیتش با او مذاکره کرده است او را تازه کار در مذاکرات و بی خبر از روند گذشته خطاب می کند و اظهار می دارد که اتفاقا ایران به دنبال بازگشت به نقطه صفر نیست. ایران روندی را در شش سال گذشته طی نموده و به دستاوردهایی رسیده است که حاضر نیست از آن عدول کند و درباره اش مذاکره نماید. جلیلی چند روزنامه انگلیسی زبان را - که بیانیه 239 نماینده مجلس شورای اسلامی در اعلان هشدار به 1+5 و حمایت از برنامه های هسته ای را تیتر کرده است - به طرفهای مذاکره نشان می دهد. او سخنان چندی پیش اوباما را که گفته بود "باید به نمایندگی از مردم صحبت کرد" بدون ذکر نام اوباما بر سر نمایندگان 1+5 می کوبد و خود را نماینده ملت ایران در مذاکرات اعلام می کند. ملتی که انرژی هسته ای را حق مسلم خود می داند.

سعید جلیلی؛ دیپلماتی که پای راستش را در جبهه فدا کرده و الان پایش مصنوعی است...
پس از این اظهارات، طرف مقابل درخواست تنفس می کند که دکتر جلیلی موافقت کرده، برای استراحت به فضای سبز بیرون محل اجلاس می رود و می نشیند. پس از مدتی قائم مقام وزیر امور خارجه سوئیس که کشورش میزبان اجلاس است با شتاب به سراغ جلیلی آمده، با حرارت خبر مهمی می دهد: "نیکلاس برنز معاون وزیر امور خارجه آمریکا شما را به مذاکره ای دوجانبه دعوت کرده است." دکتر جلیلی بی اعتنا به هیجان او، می گوید نیازی به این کار نیست و نماینده آمریکا سخنش را در جمع و در دور بعدی نشست مطرح کند. مقام سوئیسی پس از اصرار مجدد با واکنش تند جلیلی مواجه می شود که او را تنها به انجام وظیفه میزبانی نشست دعوت می کند. پس از او خاویر سولانا می آید و در ضرورت بهره برداری از این فرصت تاریخی سخن می سراید و حتی دست جلیلی را گرفته او را به رفتن برای مذاکره تشویق می کند اما با پاسخ قاطع منفی جلیلی مواجه می شود که به کنایه می گوید ما می خواهیم این فرصت تاریخی را از دست بدهیم .ضمن اینکه سایر اعضای نشست اغیار نیستند و نماینده آمریکا بهتر است در حضور جمع صحبت کند.
با ایستادگی چند باره جلیلی، این بار خود نیکلاس برنز می آید و درخواست مذاکره می کند که همان پاسخ را می شنود. برنز اصرار می کند که حرفهای دیگری دارم که بگویم. جلیلی از برنز می خواهد در همان محل سخن بگوید و بعد به سمت محل پذیرایی وعده ناهار شروع به قدم زدن می کند و برنز هم به دنبالش راه افتاده، از جلیلی می خواهد که لااقل بایستد و گوش دهد که جلیلی می پذیرد و حدود 45 دقیقه در فضای سبز با او گفتگو می کند. این فرآیند در حالی اتفاق می افتد که نمایندگان پنج کشور روسیه، چین، فرانسه، آلمان و انگلیس به همراه سولانا از بالکن ساختمان با حیرت در حال نظاره گفتگوی جلیلی و برنز هستند. گفتگویی که در آن جلیلی پرونده هسته ای ایران را راستی آزمایی شده، حل شده و مختومه می داند.
پس از پایان این مذاکره، سولانا به سمت جلیلی می آید و نتیجه را جویا می شود که جلیلی با ذکر اینکه نماز نخوانده و ناهار هم نخورده است، محل را ترک می کند. در حین صرف غذا، سولانا به جلیلی اعلام می کند که 1+5 آماده است پس از ناهار مذاکرات را ادامه دهد. جلیلی می گوید باید فکر کند و در محوطه بیرون اقدام به قدم زدن می کند و این کار را 15 دقیقه ادامه می دهد. سولانا به سراغش آمده می گوید: "تو با قدم زدن در حال تمرکز کردن هستی ولی تمرکز ما را به هم می زنی!"
بالاخره دور بعدی مذاکره بطور مختصر برگزار می شود و طرفین توافق می کنند که روند مذاکرات را مثبت بدانند و شرایط را برای مذاکرات کارشناسی فراهم کنند تا کارشناسان پیشنهاداتی برای آینده مذاکرات هفت جانبه تهیه کنند. /وبلاگ محرمانه/
افراط و تفریط دو پرتگاه هولناک سیاستند و عجیب این که افراط گرایان اکثرا سر از وادی تفریط درمی آورند.
طی سالیان پس از پیروزی انقلاب تا به امروز نیز عرصه سیاسی کشور ما شاهد تغییرات 180 درجه ای برخی فعالان و جریان های سیاسی بوده است که زمان حضور در قدرت، به نام انقلابی گری، تند ترین مواضع و رادیکال ترین برخوردها را داشته اند اما زمانی که از گردونه قدرت خارج شده اند، دکان رحمت و عطوفت و تساهل باز کرده اند!
به جرات می توان یکی از مصادیق بارز حرکت آونگی در عرصه سیاسی پس از انقلاب را شیخ یوسف صانعی عنوان کرد. شاید بسیاری از کسانی که طی سال های اخیر استفتائات نادر فقهی صانعی را ملاحظه و یا مواضع اپوزیسیونی وی را در ماه های اخیر ملاحظه کرده اند، با سوابق مواضع و رفتارهای سیاسی وی در گذشته ای نه چندان دور، آشنایی نداشته باشند.
صانعی در سالیان نخست بعد از پیروزی انقلاب عضو شورای نگهبان و تا سال 1364 دادستان کل کشور بود. به جرات می توان گفت دوگانه «صانعی - خلخالی» مسئولیت اصلی برخورد قضایی با همه افراد و جریان هایی که در آن سال ها در دایره معارضان سیاسی، فکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نظام قرار می گرفتند، بر عهده داشتند.
گرچه پرونده صانعی در زمان مسئولیتش می بایست با توجه به شرایط و فضای سیاسی آن سال ها مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد اما نکته این جاست که وی در مواضع ماه های اخیر خود، حاکمیت و دستگاه های مسئول را - بدون توجه به شرایط و فضای کشور - به دلیل اقداماتی محکوم و مورد مواخذه و حتی اهانت قرار می دهد که در قیاس با مواضع و رفتار و برخوردهای خودش در زمان مسئولیت قضایی، یک در برابر هزار نیز به شمار نمی آیند!
آنچه در پی می آید یک نمونه ساده از بیانیه های عادی و آشکار صانعی با لحنی تند و زننده، در زمان تصدی مسئولیت دادستانی کل کشور(سال 1364) در خصوص بدحجابی و آرایش خانم ها و نیز راه اندازی مراکز فساد است. سئوال ساده این است که اگر در زمان کنونی، نه یک مسئول قضایی و حکومتی بلکه یک روحانی یا دانشگاهی فاقد مسئولیت با چنین ادبیاتی بیانیه صادر می کرد، صانعی به سیاق مواضع زمان مسئولیتش به حمایت از او برمی خواست یا صادر کننده بیانیه را به چوب دیکتاتوری و خفقان و تحجر می نواخت و به سرکوب کرامت انسانی متهمش می کرد؟ بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به اینکه بیش از 6 سال است که از استقرار و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران میگذرد قوانین مصوبه مجلس شورای اسلامی که برای کلیه ساکنین ایران لازمالاتباع است در همه زمینهها از طرق مختلف منتشر و ابلاغ گردیده و در اطراف آن ارشاد و هدایت در حد گسترده به عمل آمده بنابراین از این جهت دیگر برای هیچکس عذر و بهانهای برای تعطیل و توقف قانون مسموع نمیباشد و قانون جمهوری اسلامی که ثمره خون هزاران شهید و معلول است باید با قاطعیت بالاخص در جهت قطع ریشههای عوامل فساد و فحشا و منکرات اجرا شود. دیگر ملت شهید داده و مسؤولان جمهوری اسلامی ایران تاب تحمل حرکات زشت و کثیف این افراد را ندارند و بیش از این نمیتوانند تماشاگر اعمال این از خدا بیخبران باشند. در زمانی که جوانان ما در جبههها برای دفاع از حریم مقدس اسلام و تثبیت قوانین و ارزشهای اسلامی چون گل پرپر شده در خون خود میغلتند و معلولان ما در بیمارستانها از فرط درد و رنج به خود میپیچند و در حالی که ملت ما در زیر آتش بمب و موشک دشمنان بعثی به خاک و خون کشیده شدهاند این عده فاسد و تفالههای باقیمانده از رژیم طاغوت که هنوز هم طوق اسارت و بندگی اجانب را به گردن دارند غافل از همه جا با اشاعه فحشا و ترویج اعتماد و تشکیل پارتیهای شبانه در خانه های فساد به عیاشی و پایکوبی سر میبرند و یا عدهای دلقک با لباسهای نامناسب و خلاف عفت عمومی و یا چون زنان هر جایی با آرایش شرمآور در مجامع اسلامی ظاهر و مقدسات یک مملکت اسلامی را بازیچه گرفته و خون جوانان ما را پایمال می کنند.
بنا به مراتب دادستانی کل کشور به عنوان اتمام حجت بار دیگر به خلافکاران و قانونشکنان اخطار میکند در صورتی که برای خود آبرو و حیثیت قائل میباشند رعایت کامل قوانین لازمالاجرا مملکت را بنمایند در غیر این صورت در صورت اعمال کیفر و مجازات باید بدانند در واقع خود آنان هستند که مسؤول عواقب اعمال خلاف قانون خود میباشند و حق ندارند گناه عمل خویش را به گردن مجریان قانون بگذارند.
اینک برای آگاهی و هشدار بیشتر چند ماده از قانون مجازات اسلامی در باب جرایم بر ضدعفت و اخلاق عمومی به عنوان نمونه تذکر داده میشود.
ماده 102- هرکس علناً در انظار و اماکن عمومی و مغایر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل تا هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم میگردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دارای کیفر نمیباشد ولی عفت عمومی را جریحهدار نماید فقط تا 74 ضربه شلاق محکوم میگردد.
تبصره: زمانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به تعزیر تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهند شد.
ماده 103 – افراد زیر به حبس از یک سال تا ده سال و شلاق تا 74 ضربه محکوم میشوند:
1- کسی که مرکز فساد یا فحشا دائر و اداره کند که مردم را به فساد و یا فحشا بکشاند.
2- کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده و یا موجبات آن را فراهم نماید.
تبصره: در صورتی که عمل فوق سببیت از برای فساد عفت عامه داشته باشد و با علم به سببیت آن را مرتکب شود مجازات مفسد فیالارض را خواهد داشت.
ماده 104- اشخاص ذیل به حبس از یک ماه تا یک سال محکوم خواهند شد:
1- هر کس نوشته یا طرح، یا گراور یا نقاشی، یا تصاویر، یا مطبوعات، یا نوار سینما، یا به طور کلی هر شیئ دیگر را که عفت و اخلاق عمومی را جریحهدار نماید برای تجارت یا توزیع، یا به نمایش و معرض افکار عمومی گذاردن ، بسازد و نگهدارد.
2- هر کس اشیای مذکور فوق را شخصاً یا به وسیله دیگری وارد یا صادر کند یا به نحوه از انحاء ، متصدی یا واسطه تجارت یا هر قسم معامله دیگر شود یا از کرایه دادن آنها تحصیل مال نماید.
3- هر کس اشیای فوق را به نحوی از انحاء منتشر نماید و یا آنها را به معرض افکار عمومی بگذارد.
4- هر کسی برای تشویق به معامله اشیای مذکور در فوق یا ترویج آن اشیا به نحوی از انحاء ، اعلان یا اعلام نماید که فلان شخص فاعل یکی از اعمال ممنوع فوق میباشد. همچنین هر کس اعلان و یا اعلام نماید که چگونه و یا به وسیله چه اشخاصی یکی از اشیای مذکور در فوق را عنوان مستقیماً و یا به طور غیرمستقیم به دست آورد.
ضمناً دادسرای سراسر کشور مکلفند براساس مواد 12 ، 13 و 15 قانون اقدامات تأمینی و مواد 103 ، 104 و 105 قانون آئین دادرسی کیفری نسبت به ضبط اشیاء و آلات و ادوات جرم و بستن مؤسسه و اماکن و مغارههای مربوط به اشیا و آلات جرم یا مؤسساتی که محل فروش احساس و کالاهای قاچاق و خلاف قانون و شرع میباشد یا مؤسساتی که موجب تسهیل وسائل برای اعمال منافی عفت هستند به تکلیف قانونی خود عمل نمایند.
در خاتمه از ملت حزبالله و همیشه در صحنه مانند همیشه انتظار دارد که حفظ ارزشهای اسلامی را نموده و با ما همکاری نمایند و افراد مغرض و ضدانقلاب بدانند که توان حیطه و نفوذ در ملت شهیدپرور را نداشته و ندارند و آنان همیشه به وظایف شرعی و قانونی آگاه و عامل بوده اند و هستند.
دادستان کل کشور، یوسف صانعی
مخالفان نظام اسلامی، همانها که سبز را آلت دست خود کرده اند، آنچنان دیکتاتور منش هستند و آنچنان به منتقدان یا مخالفان خود یورش می برند، گویا هر نوع انتقادی که از سوی آنان علیه دیگران مطرح شود، حلال است اما هر انتقادی که دیگران در مورد آنان مطرح کنند، حرام است. اکثر بیت های این شعر هم به زبانی طنز از زبان آنهاست ...
سراسر فعل سبزی ها حلال است *** نشستن پیش محرومان حرام است
مکش دست نوازش بر یتیمان *** که بیکس را، نوازش هم حرام است

دیدار نوروزی احمدی نژاد با ایتام
شعاری بر عیله انگلستان *** بنا بر قول سبزی ها حرام، است
مبادا لج کنی با آل صهیون *** به قول موسوی، این هم حرام است
اگر اشغال دشمن شد فلسطین *** مسلمان را حمایت هم حرام است
ولی استاد موسیقی و آواز *** برایش ربنا خواندن حلال است
به من ربطی ندارد در فلسطین *** مسلمان را مسلمانی حرام است
همانا موسوی، ای حامی سبز *** تمام فعل و افعالش حلال است
بمیرد در فلسطین کودکی زار *** حمایت های لفظی هم حرام است


نمونه ای از جنایت رژیم کودک کش صهیونیستی/ همان رژیمی که سبزها برایش در روز قدس به خیابان آمدند
چنان گردنکشی، سرمایه داری *** برای فوج کروبی حلال است
به فتوای سران اغتشاشات *** اطاعت، جز ز بی بی سی حرام است
اگر سبزی بسوزد مسجدی را *** نگاه چپ به او کردن حرام است
اگر خوردی کتک از آل سبزی *** دفاع از خود، بدان اما حرام است

نماز جمعه با سوت و کف و جیغ *** حلال است و به غیر از آن حرام است
حلال آن ادعای پر هیاهوست *** بخواهی مدرک از آنها، حرام است
حلال است آنکه ناموس من و تو *** خورد فحش از شما، جز این حرام است
بساط قلدری اندر خیابان *** ز سوی جمع سبزی ها حلال است
در این وضع سراسر شبهه آلود *** حلال شرعی و عرفی حرام است
الا سبزی، ز بی بی سی حذر کن *** که گوید عشق ایران هم حرام است
گمانم انتقاد از آل سبزی *** حرام اندر حرام اندر حرام است
مگر مي شود با تابلوي خط امامي بودن، زير بيرق كسي رفت كه خون به دل امام كرد و كار را به جائي رساند كه پير مراد ملت از خدا طلب مرگ كرد؟ مگر مي شود شعار خط امام را فرياد زد و دست خط امام را ناديده گرفت؟!
شاید بشود به مدد فضاسازیهای رسانه ای و به راه انداختن موج بیسر، برخی واقعیت ها را کتمان کرد و بعضی حقایق را وارونه جلوه داد، شاید بشود رای 25 میلیون «آدم فرودست بدبخت بیتریبون» مظلوم را به «لجن» کشید و صدای اعتراضشان را با جیغ های بنفش خفه کرد، شاید «متهمان اصلی» بتوانند در پس خرناسکشی دادرسان خوابآلوده، زمین و زمان را متهم کنند، شاید بشود «خط امام» را فریاد کرد و به «دست خط» امام بی اعتنا بود، اما...
اما با تاریخ و حافظه تاریخی مردم کاری نمی شود کرد. رویدادها از پس هم می آیند و از مقابل چشمان ما میگذرند و در بایگانی تاریخ ثبت می شوند. بدون کم و کاست، بدون حذف و اضافه.
***
«آقاي منتظري! شما معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند... به قدري مطالبي كه ميگفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايدهاي براي جواب به آنها نميديدم... ميبينيد كه چه خدمت ارزندهاي به استكبار كردهايد. و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم... از آنجا كه سادهلوح هستيد و سريعاً تحريك ميشويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد. »
این چشمبندی و «شعبدهبازی» نیست، «دروغ» و تهمت هم نیست! البته كه «تقلب»ی هم در کار نیست؛ این بخشی از رنجنامه خمینی بتشکن است خطاب به فردی که با رفتار و عملکرد سخیفش، جان و تن پیر عارف انقلاب را آنچنان رنجور کرد تا مرگ خود را از خدا طلب کند.
در صحت این نامه هم جای هیچ شک و شبهه ای نیست! مو لای درز این سند نمی رود. این سند تاریخی مورد تائید «دفتر نشر آثار امام» بوده -دفتری که عماد الدین باقی در آن مسئولیت داشته است!- و در کتاب «رنجنامه سید احمد خمینی(ره) به آقای منتظری» تصویر دستخط شریف امام آورده شده است.

برای مشاهده تصویر با اندازه واقعی، آنرا Save و سپس مشاهده کنید.
اظهارات اشخاص گوناگون درباره موضوع عزل آقاي منتظری و واکنش روحانیونی از جمله سیداحمد خمینی، مهدی کروبی، حمید روحانی و برخی دیگر از اعضای دفتر امام که البته اکثرا از جناح چپ و متحد اصلی میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت بوده اند، موضوع را کاملا روشن می کند و شکی در صحت «اختلاف عمیق بین امام و منتظری» و خروج وی از مسیر انقلاب و نظام باقی نمی گذارد.
سید احمد خمینی در کتاب رنجنامه خطاب به منتظری می نویسد: «يادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نيم ساعت حرف زديد و امام سكوت كردند. وقتي بلند شديد برويد، امام فرمودند: "بيشتر حرفهاي شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشايد و مرگم را برساند." امام تنها همين دو جمله را فرمودند. آيا از خود پرسيده ايد كه چه كرديد كه امام، مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است؟»
اینها را گفتیم تا به عمق شکاف بین امام و منتظری، آن هم از زبان کسانی که امروز در کنار آقای میرحسین موسوی ایستاده اند و دوستان گرمابه و گلستان وی هستند، اشاره کرده باشم، وگرنه این موضوع تاریخی آنچنان در حافظه تاریخی ملت نقش بسته است که نیازی به تشریح و تبیین آن نیست.
***
چندروز پیش، میرحسین موسوی نامه ای را همراه با پیوست بیانیه خود برای منتظری - هم او که امام راحل از ورود به سیاست منعش کرده بود - نوشت و از وی برای ادامه راه سبزش، راهنمایی و ارشاد خواست.
کاری به محتوا و فحوای این نامه و آن بیانیه ندارم که در جای خود مورد نقد و ارزیابی قرار خواهد گرفت، مهم نفس کار موسويِ مدعی "خط امام" در هدایت خواهی و استرشاد از شخصی است که مطرود امام بوده و هیچ جایگاهی در خط و اندیشه امام ندارد. مگر مي شود با تابلوي خط امامي بودن، زير بيرق كسي رفت كه خون به دل امام كرد و كار را به جائي رساند كه پير مراد ملت از خدا طلب مرگ كرد؟ مگر مي شود شعار خط امام را فرياد زد و دست خط امام را ناديده گرفت؟
آقاي خط امامي! مگر مي شود آن روزهاي تلخ را به اين زودي فراموش كرد؟ مگر مي شود خشم بغضآلود «خط امام»یهای واقعی از فتنه ای که دل و جان امامشان را آزرده بود و چشم های خیس و لب های«امن یجیب»گوی و دل های مضطرب ان دوره را به باد فراموشي سپرد؟
نه آقا! يا اصلا خط امامي نبوده ايد، و يا شاید هم بوده اید؛ اما الآن منافعتان اینطور اقتضاء می کند که به همه مقدسات، پشت پا بزنید...

استقبال مردم چالوس از مقام معظم رهبری
اين روزها شکل، ادبیات و قالب معارضه با خط انقلاب و نوع برگزاری تجمعات و نوع شعارها به گونهاي تغيیر پيدا كرده که تلاش دارد شعارها و نمادهای خط انقلاب را به نفع خود مصادره کند.
با وجود اين تغييرات، اين روزها خط نفاق را همچنان هم مي توان شناخت چون نفاق و دروغهاي آنان در استفاده از شعارها و نمادهای انقلابی به قدري بزرگ هست که نتوان بر آن پرده پوشید.
در اين ميان اما نیاز است تا خط انقلاب و مدافعان امام و ارزشهای انقلاب نیز به تناسب، شعارهای خود را تغییر دهند و تک آنها را با پاتک قویتر عملیات روانی پاسخ دهيم.
فعلا براي مبارزه با برخي تجمعها كه در مهر ماه سال جاري كليد خورده است، اين شعارها را به دوستان انقلابيمان پيشنهاد مي دهيم:
قطعا آن چه در ذیل می آید یک تلنگر و یک جرقه و پیشنهاد است که در عمل و رفتار دانشجویان و امت حزب اللهی هوشیار و فعال ميتواند مقبول و مورد پسند افتد:
* تقلب و دروغگویی:
شعار اصلی سران نفاق و اغتشاش، ادعاي تقلب و دروغگویی بود كه بيش از مسئولان، اين صفت در سران نفاق متجلي بوده است؛ پس بايد تقلب و دروغگویی سران نفاق با شعارهايي مانند اينها برجسته شود:
موسوی دروغگو/ مدرک و اسنادت کو
موسوی دروغگو/ تاریخ تولدت کو
دانشجو بیدار شو/مرگ بر دروغگو
* وحدت رویه سران نفاق با سران نفاق اول انقلاب:
میرحسین رجوی/ خجالت خجالت
موسوی، اسرائیل، پیوندتان مبارک
کروبی، بیبیسی، پیوندتان مبارک
* شهدا و کشته شدگان:
در ناآرامی های اخیر برخی افراد به حق و متاسفانه برخی به ناحق کشته شدند. ولی پروژه شهیدسازی در خط رسانهای نفاق هم چنان ادامه دارد. لذا برای بی اعتبار کردن این خط رسانه ای می توان از این شعارها استفاده کرد:
عامل قتل ملت / موسوی دروغگو
شهید ماهواره ای/ کجایی کجایی
* فعالان فتنه:
سران اصلی فتنهها و اغتشاشات بعد از انتخابات، خصوصا در اين روزهاي مهر ماه در دانشگاهها، صورتهای خود را پوشانده و هدایت اغتشاشات را به عهده می گیرند.
براي جدا كردن صف دانشجويان واقعي با فتنهگران، بايد نقابداران از صف دانشجويان آرمانگرا و حقيقتطلب جدا شود :
نقابدار، نقابدار/ دانشجویی؟ یا اشرار؟
نقابدار، نقابدار/ چوبت رو وردار بیار!
* ساير شعارهاي مناسب
توهين به راي ملت/ خيانت خيانت
قبول اكثريت/ نشان آدميت
دروغگو دروغگو/ 72 كشتهات كو؟
مرگ بر ديكتاتور مخملي
مرگ بر اسلام آمريكايي
سبز فقط سبز نبي/ رهبر فقط سيد علي
مرگ بر مزدور ماهوارهاي
بازيچه حيا كن/ بادكنكو رها كن
آزادي انديشه با اغتشاش نميشه
* نكته: اگه شعارهاي ديگه اي به نظرتون ميرسه پيشنهاد بدين تا به اين مجموعه اضافه كنيم و مورد استفاده همه دوستان انقلابيمون قرار بگيره ...
* مخاطبان اين شعارا رو پيشنهاد دادن:
نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی
دانشجوی مسلمان/ پیرو خط قرآن
دروغگو دشمن خداست / موسوی دوست آمریکاست
موسوی! حیا کن / اغتشاشو رها کن
کروبی رو باد کنید / دشمنو دلشاد کنید
دروغ می گی امیده / راه سبزت پلیـــــده
غارت، فساد و وحشت / با راه سبز ذلت
میرحسین توهم / دشمن جان مردم
موسوی گریزون/ دشمن دین و قانون
سبز هرز بی ریشه / مخالف اندیشه
میرحسین و سبز لجن/ خائنا میفروشن وطن
موسوی فسیل شده/ برای نظام زیگیل شده
سبز و غم نوامیس؟ / گشتم نبود نگرد نیس
میرحسین قاتله/ ادعاهاش باطله
میرحسین حیا کن/ شیطنتو رها کن
نه اسلام نه ایران/ چاکر انگلستان
شعار تو ،شعار من/ مرگ بر این سبز لجن
سردسته اغتشاش/ موسوي و نوچههاش
از جد خود حیا کن / دانشجو رو رها کن
نخست وزیر امام/ خائن به خط امام
سبز لجن سبز لجن/ ضربه چرا زد به وطن؟
موش سبز انگلیس/ دانشگاه جای تو نیس
علم ، ایمان، اندیشه/ با موسوی نمیشه
منبع: خبرنگار مسلمان
سرانجام یک دروغ دیگر
شبكههاي ماهواره اي و حاميان خارجي موسوي در ايجاد تشنج در مراسم آغاز سال تحصيلي باعث شد موسوي با انتشار اطلاعيه اي از طرفداران خود بخواهد جشن تولد از پيش اعلام شده وي را در روز هفتم مهر لغو كنند.
به گزارش الف، در تجمع روز گذشته دانشگاه تهران، كه همزمان با مراسم آغاز رسمي سال تحصيلي و تجليل از نفرات برتر كمكور برگزارشد، عده اي حدود 200 نفر از طرفداران موسوي سعي كردند با سردادن شعارهاي توهين آميز و تحريك كننده محيط دانشگاه را به تشنج بكشند اما استقبال سرد دانشجويان از حركت اين عده باعث شد تا تجمع كنندگان مايوس و متفرق شوند.
لازم به يادآوري است طرفداران موسوي در دانشگاه ها با حمايت تمام عيار شبكه هاي ماهواره اي غربي تلاش داشتند همزمان با آغاز سال تحصيلي محيط دانشگاه ها را به آشوب و درگيري بكشانند.
برگزاري جشن تولد براي موسوي بهانه ديگري براي ايجاد درگيري و اغتشتش در دانشگاه تهران بود كه با ناكامي دیروز طرفداران موسوي در ايجاد اغتشاش، اين مراسم از سوي موسوي لغو شد.
لازم به يادآوري است تاریخ تولد میرحسین موسوی در شناسنامه اش 11 اسفند 1320 ثبت شده كه در خبر جعلی وی متولد 7 مهر 1320 معرفی شده است.

.jpg)
روز گذشته سايت هاي حامي موسوي و شبكه هاي بي بي سي و صداي آمريكا سعي كردند با بزرگنمايي تجمع ديروز هواداران موسوي در دانشگاه تهران، آنرا حركتي بزرگ جلوه دهند.
مريم رجوي سركرده منافقين هم در آغاز سال تحصيلي جديد از دانشجويان خواسته بود دانشگاه ها را به اغتشاش بكشانند.
سایتهای متمايل به مهدي هاشمی رفسنجانی همزمان با مراسم آغاز سال تحصيلي در دانشگاه تهران، با درج خبر جعلی حضور دکتر احمدینژاد در اين مراسم و اعلام متشنج بودن خیابان های اطراف این دانشگاه، تلاش کردند تا این تجمع را موفق و بزرگ جلوه دهند.
دوست دارم نظر دوستان رو درمورد عنوان جدید وبلاگ بدونم: ![]()
.: مطیع رهبریم، منتقد دلسوز دولتیم، درکنار ملتیم :.
رئيس جمهور كشورمان بامداد امروز به وقت تهران در شصت و چهارمين مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك سخنراني كرد.
به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به نيويورك، دکتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان بامداد امروز به وقت تهران در شصت و چهارمين مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك سخنراني كرد كه متن آن به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
جناب آقاي رئيس،
همكاران گرامي ،خانم ها و آقايان
خداي بزرگ را از اعطاي فرصت حضور مجدد در اين مجمع مهم جهاني سپاسگزارم. طي چهارسال گذشته از چالش هاي اصلي پيش روي جهان، علل و عوامل ريشه اي بروز و پايداري آنان و ضرورت بازنگري در انديشه و عمل صاحبان قدرت و همچنين نياز به سازوكارهاي جديد با شما سخن گفتم .
از دو جريان متقابل كه يكي بر اساس ترجيح منافع مادي خود بر ديگران ، با توسعه نابرابري و ستم ، فقر و محروميت ، تحقير انسانها ، تجاوز و اشغالگري و فريب كاري ، به دنبال تسلط بر جهان و تحميل اراده خود بر ملتهاست و در نتيجه نااميدي و آينده اي تاريك را در برابر بشريت ترسيم مي نمايد و ديگري كه با ايمان به خداي يگانه و در پيروي از تعليمات انبياء الهي، با احترام به كرامت انسانها و با عشق به نوع بشر ، در صدد برپايي جهاني سرشار از امنيت ، آزادي ، رفاه و صلح پايدار مبتني بر عدالت و معنويت براي همگان است. جرياني كه به تك تك انسانها و ملت ها و فرهنگ هاي ارزشمند بومي ، ملي و انساني احترام مي گذارد ، خواستار نفي تبعيض از جهان و برابري همه در برابر قانون مبتني بر عدالت، در استفاده از امكانات، فرصتهاي علم آموزي ، كمال انساني و پيشرفت است و آينده اي اميد بخش را ترسيم مي كند. از ضرورت تغيير بنيادين در نوع نگاه به جهان و انسان و لزوم برپايي نظامات عادلانه و انساني جديد براي ساختن فردايي روشن سخن گفتم.
دوستان و همكاران؛
امروز و در ادامه، درباره ابعاد تحول و تغييراتي كه بايد به وجود آيد نكاتي را به عرض شما خواهم رساند .
نكته اول؛
بسيار روشن است كه ادامه وضع موجود حاكم بر جهان ممكن نيست. شرايط يك جانبه و نامطلوب فعلي، بر خلاف فطرت انسان و در نقطه مقابل هدف از خلقت جهان و انسان است.
ديگر نمي شود با ايجاد دارايي هاي كاذب كاغذي، معادل دهها هزار ميليارد دلار ثروت غير واقعي را به اقتصاد جهان تزريق كرد و با ايجاد كسري بودجه هاي شديد، تورم و مشكلات اقتصادي و اجتماعي را به ديگران منتقل كرده و ثروت ديگران را به اقتصاد برخي دولتهاي خاص منتقل نمود.
ماشين اقتصاد سرمايه داري لجام گسيخته با تنظيمات ناعادلانه به پايان راه رسيده و از كار افتاده است و اين معادله يك سويه قابل دوام نيست.
دوران تحميل انديشه سرمايه داريِ بي عاطفه و تحميل سليقه و علاقه يك گروه خاص بر جامعه جهاني، توسعه سلطه بر جهان به نام جهانيسازي و عصرِ برپايي امپراطوريها به پايان رسيده است. دوران تحقير ملتها و اعمال سياستهاي دوگانه و معيارهاي چندگانه سپري شده است.
اينكه تحقق نتايج دلخواه برخي دولت ها، تنها ملاك بود و نبودِ آزادي و دموكراسي باشد و تحت لواي آزادي، زشت ترين روش هاي فريب و تهديد، دموكراتيك جلوه داده شده و ديكتاتور مآب ها، دموكرات به حساب آيند، قبيح و فاقد مشروعيت است. ديگر زمان آن گذشته است كه عده اي خود، دموكراسي و آزادي را تعريف كنند، خود معيار آن باشند و در حاليكه خود، اول ناقض آن هستند، در موضع قاضي و مجري نيز قرار گيرند و با دولتهاي متكي بر مردمسالاري حقيقي مبارزه كنند. گسترش آزادي هاي جهاني و بيداري ملت ها ديگر اجازه اين مشرب ناصواب را نمي دهد و به همين دلايل است كه اغلب ملت ها و از جمله مردم امريكا در انتظار تغييرات گسترده، عميق و واقعي هستند و از شعار تغيير استقبال كردند و مي كنند.
چه كسي تصور مي كند ادامه اعمال سياست هاي غير انساني در فلسطين امكان پذير باشد؟ اينكه ملتي را بر خلاف همه معيارهاي انساني با زور سلاح و با تبليغات فريبنده بيش از 60 سال از خانه خود برانند، با روش هاي ضدبشري و موشك و حتي تسليحات ممنوعه بر او بتازند و در مقابل، حق دفاع مشروع را نيز از او سلب كنند و عجيبتر آنكه در برابر نگاه بهت زده جهانيان، متجاوزان و اشغالگران را "صلح طلب " و "صاحب حق " و مردم تحت ستم را "تروريست " بنامند.
چگونه ممكن است جنايات عده اي اشغالگر عليه كودكان و زنان بي دفاع و تخريب خانه ها و مزارع و مدارس و بيمارستانها مورد حمايت كامل و بي قيد و شرط برخي دولت ها قرار گيرد و مردان و زنان مظلوم به جرم دفاع از خانه و وطن خود تحت سنگين ترين محاصره ها و تحريم هاي غذايي و آب و دارو و مورد نسلكشي قرار گيرند. حتي از بازسازي اماكن آنان كه در تهاجم وحشيانه 22 روزه صهيونيستها تخريب شده است، آنهم در آستانه زمستان، جلوگيري شود و همزمان متجاوزان و حاميان آنان شعار دفاع از حقوق بشر سرداده و ديگران را به اين بهانه تحت فشار قرار دهند. ديگر قابل قبول نيست كه يك اقليت محض با يك شبكه پيچيده با طراحي غير انساني، بر اقتصاد و سياست و فرهنگِ بخش هاي مهمي از جهان حاكم شود، برده داري نوين راهاندازي كند و تمام حيثيت ملتها حتي ملتهاي اروپا و امريكا را قرباني مطامع نژادپرستانه خود كند.
پذيرفتني نيست كه عده اي از چند هزار كيلومتر دورتر در منطقه خاورميانه دخالت نظامي كنند و كشتار، جنگ، ترور، تهديد و تجاوز را به همراه آورند ولي حساسيت ملتهاي منطقه به سرنوشت و امنيت ملي خود و فرياد اعتراض آنان به بي عدالتي ها و تجاوز ها و حمايت آنان از هموطنان و هم كيشان مظلوم شان را ضديت با صلح و دخالت در امور ديگران بنامند. وضع عراق و افغانستان را ببينيد.
ديگر نمي شود با شعار مبارزه با تروريسم و مواد مخدر سرزميني تحت سلطه نظامي قرار گيرد ولي توليد مواد مخدر و دامنه تروريست در آن چند برابر شود، و هزاران نفر از مردم بيگناه كشته و زخمي و آواره شوند ، تاسيسات زيربنايي نابود گردد ، امنيت منطقه اي تحت مخاطره قرار گيرد و عاملان اصلي اين فجايع دائما ديگران را متهم كنند. نمي شود شعار دوستي و همراهي با ملتها سرداد و همزمان پايگاههاي نظامي را در مناطق جهان از جمله آمريكاي لاتين توسعه داد. اين وضعيت قابل ادامه نيست. ديگر نمي توان سياست هاي توسعه طلبانه و ضد انساني را با منطق نظامي گري به پيش برد ، منطق زور و تهديد عواقب وخيم تري را به دنبال داشته و بر مشكلات موجود به شدت مي افزايد.
غير قابل قبول است كه هزينه نظامي برخي از دولتها چند برابر هزينه نظامي كل دولتهاي جهان باشد، سالانه صدها ميليارد دلار سلاح صادر كنند، سلاح شيميايي و بيولوژيكي و اتمي انبار كنند، در نقاط مختلف دنيا پايگاه و نيروي نظامي داشته باشند و در همين حال ديگران را متهم به نظاميگري كنند و با سوء استفاده از امكانات جهاني و با شعار دروغين مقابله با گسترش تسليحات، مانع از پيشرفت علمي ساير ملتها شوند.
قابل قبول نيست كه سازمان ملل و شوراي امنيت كه بايد نماينده همه ملتها و دولت ها باشند و تصميم گيري در آن براساس مردمي ترين و دموكراتيك ترين شيوه ها باشد تحت سلطه چند دولت و در خدمت منافع و خواست آنها باشد. اصولاً در دنيايي كه انديشه و فرهنگ و افكار عمومي عامل تعيين كننده است، ادامه اين وضع ناممكن و تحول اساسي يك ضرورت غير قابل اجتناب است. ما خواهان برپايي يك نظام نوين در جهان هستيم.
نكته دوم؛ .....
سلام دوستان. عیدتون مبارک(با تاخیر البته)
برگشتم؛ پس هستم. ![]()
از لطف فراوانتون توی مطلب قبلی و درخواستتون برای ادامه وبلاگ نویسی، بی نهایت ممنونم.![]()
![]()
احمد توکلی دیروز یه نامه نوشته و توش حرف دل ما رو زده...
احمد توكلي در نامه سرگشاده اي خطاب به موسوي و خاتمي اعلام كرد: گويا ميخواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. ترديدي نيست كه معارضه چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. تصميم به بازگشت بگيريد.
متن اين نامه به شرح ذيل است:
بسمه تعالي
برادر محترم جناب آقاي ميرحيسين موسوي
برادر محترم جناب آقاي سيد محمد خاتمي
سلام عليكم
در دو سه ماه گذشته، حوادثي گزنده و تلخ بر كشور ، انقلاب و مردم رفت كه حرفهاي شنيدني و لابد گفتني بسياري پيرامون آنها وجود دارد كه بحث از آنها در حوصله اين مقال نيست. قصد نامه نوشتن به شما را نداشتم ؛ چرا كه از مكاتبه با جناب آقاي كروبي اثر چنداني حاصل نشده است. ولي در روز قدس حوادثي رخ داد و به نام طرفداري از شما شعارهاي داده شد كه خود را ناچار از اين كار ديدم تا وجدانتان را در معرض سؤالاتي قرار دهم كه نه به من، بلكه به مردم توضيح دهيد.
شما كه همواره بهدرستي گفتهايد پرسشگري ازصاحبان و طالبان قدرت امرمقدسي است، طبعا نبايد رنجشي پيدا كنيد؛ بلكه «فان الذكري تنفع المؤمنين» اما نكات قابل عرض:
1- در روز قدس كسانيكه به حمايت شما اجتماع و راهپيمايي داشتند، و كم هم نبودند، شعار ميدادند:
استقلال، آزادي ، جمهوري ايراني
نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران
مرگ بر...
ما اهل كوفه نيستيم، پشت يزيد بايستيم
اين شعارها حاكي از استراتژي به ظاهر تازهاي است كه در سالهاي اول انقلاب هم به ميدان آمد و با مقاومت امام راحل و مردم ميدان را خالي كرد.اين استراتژي به وضوح با سه محور اعتقادي و استراتژيك امام در تضاد است. آن بزرگوار حتي در وصيتنامهشان نيز بر اين محورها تاكيد دارند. آيا امام نفرمود جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد؟ و اين را اساس سياست داخلي نمي شمرد؟ آيا امام نفرمود روز قدس روز اسلام است و حمايت از فلسطين را يكي از اركان سياست خارجي قرار نداد؟ آيا امام مكررا نفرمود پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟ آيا پردازنده نظريه ولايت فقيه و پايهگذار آن نبود؟
پاسخ اين پرسشها آنقدر روشن است كه كسي را ياراي انكار نيست. حالا شما بايد جواب دهيد كه وقتي با ادعاي احياي ارزشهاي فراموششده خط امام، معترضان را علمداري ميفرماييد، آيا از اين شعارها و سردهندگانشان برائت ميجوييد يا با ادامه سكوتتان آنها را تاييد ميكنيد؟ در اين صورت جواب امام را چه ميدهيد؟
2- تا اينجا، حوادث نشان داد كه جريان موسوم به سبز لااقل چها ويژگي زير را دارد:
با مباني انقلاب اسلامي ناسازگار است.
از پشتباني بيگانگان مخالف اسلام، استقلال ايران و مسلمانان جهان برخوردار است.
رفتار وظاهر كثيري از افراد آن حاكي از عدم تقيد به شرع و ارزشهاي انقلابي است.
قصد معارضه با نظام قانوني و مردمي حاكم را دارد و به اعتراض در شكل قانوني راضي نميشود.
آيا اگر امام زنده بود چنين جرياني را خيانتبار نميخواند؟
3- در ميان معترضان، طرفداران نظام و دينداران ناراضي از اوضاع كم نيستند. بعضي از اعتراضات اينان و حتي معارضان بياعتقاد به دين و نظام نيز درست است و بايد زمينههاي اعتراض برانگيز را رفع كرد؛ ولي آيا شما فكر ميكنيد اكثريت معترضاني كه راه معارضه را برگزيدهاند و شعار جانم فداي ايران سردادهاند، وقتي خطري متوجه ايران شود روي حرفشان ميايستند؟ جان كه هيچ، يك گام هم اكثرشان براي استقلال و آزادي ايران عزيز بر نخواهند داشت.
مينشينند و منتظر ميمانند تا همان اكثريت مستضعفي كه به پيروي از امام و مراجع و روحانيت انقلابي، ايران را حفظ كردند بازهم جانفشاني كنند و بعد هم غرولند و ملامت تحمل كنند. شما پشتيباني چه كساني را بهدست آوردهايد و حمايت چه اقشاري را از دست دادهايد؟ مؤكدا ميگويم كه اين نگاه بههيچوجه نافي حقوقي كه بر عهده حكومت حتي در قبال معارضان قرار دارد نيست و نبايد باشد، چه رسد به مخالفان و معترضان. حق هركس محترم است و بايد ادا شود.
4- جناب آقاي موسوي! يادتان هست كه يكبار امام در پاسخ اعتراض برخي روحانيان صاحبنام نسبت به دولت جنابعالي، خطاب به آنان فرمود نه شما از اميرمؤمنان برتريد و نه نخستوزير از خلفا بدتر؛ همانطور كه علي عليهالسلام با خلفا در برابر خطر خارجي همكاري كرد، شما هم با دولت مدارا كنيد (نقل به مضمون). درحاليكه به شهادت صحيفه نور امام همانند آن معترضان، با سياستهاي اقتصادي دولتسالارانه جنابعالي مخالف بود ولي بهخاطر وجود خطر دشمن خارجي از شما به شدت حمايت ميكرد و مخالفانتان را به همكاري فراميخواند. حالا چه شده است كه آن استدلال امام را فراموش كردهايد؟ خطر بيگانه كم شده يا معارضه مجاز گشته است؟ حتي اگر حق كاملا با شما ميبود- كه حتما چنين نيست- باز اجازه معارضه نداشتيد.
5- برادران محترم! شما در ايام مسؤليتتان موضوع فلسطين را بهدرستي، موضوع همه ما ميدانستيد حالا چرا در برابر شعار انحرافي نه غزه نه لبنان سكوت كردهايد؟ نظرتان عوض شده يا صهيونيستها تغيير ماهيت دادهاند؟ آيا قدرت آنقدر شيرين است كه براي رسيدن به آن بايد پا روي اعتقادات امام گذاشت؟ شما كه ميگوييد خط امامي هستيد.
6- جناب آقاي خاتمي! شما و يا اطرافيانتان، زماني نفرينِ «مرگ بر آمريكا» را كه شعار برحق ملت ستمديده ايران بوده است، خشونتبار خوانديد. حالا نظرتان در باره شعارِ «مرگ بر ...» چيست؟ آيا امام بر اصالت امر ولايت فقيه در اسلام تاكيد نميكرد و نفرمود:«پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟» فكر نميكنيد كه شما هرچه داريد از حكومت ولايت فقيه است؟ فكر ميكنيد اگر كساني كه امروز شعار جمهوري ايراني ميدهند، سركار بيايند، شما را خلع لباس و منزوي نخواهند كرد؟ البته اگر زندهتان بگذارند.
7- روش شما در اين ايام چنان است كه گويا ميخواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. داريد سلاح كساني را تيز ميكنيد كه اعتقاد چنداني به مدارا با مردم و مردمسالاري ديني و لوازمش ندارند. ترديدي نيست كه معارضه به ظاهر جديد، با شعارها و استراتژيهاي شمرده شده، چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. اگرچه خيانت فاعلي بر همه افراد اين جريان صدق نميكند، ولي قطعا خيانت فعلي هست. فكر ميكنيد حكومت تا كجا مدارا خواهد كرد؟ اگر تصور شود اجازه داده ميشود نظامي كه با خوندادنها و خون دل خوردنهاي بسيار برپا شده و تنها حكومت ديني جهان، ولو پر عيب و نقص، است، به اين راحتي عوض ميشود؛ يا تصور كنيد همه آناني كه امروز زير علم شما سينه ميزنند، به شما وفادار خواهند ماند، هردو تصور اشتباه است.
سه نتيجه ناگوار ديگرنيز بر اوضاع فعلي مترتب است:
8- دولت فعلي برخاسته از راي مردم و قانوني است ولي در كنار خداماتش، خودراييها، ندانمكاريها و جهتگيري هاي نادرستي نيز دارد كه رفتار و روش شما، كار برخورد با اين كژيها را(كه در دولتهاي پيشين هم بيسابقه نيست) دشوار ميكند و ميدان نقادي حاكميت تنگ ميگردد.
9- علاوه بر اين، طبيعي است كه وقتي حضور جريان حامي شما، با اغتشاش و خسارتهاي اجتماعي همراه ميگردد، حضور نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي به ضرورت بيشتر ميشود، از اين حيث نيز آزاديها محدود ميگردد. در اين محدوديتي كه براي نقادي و آزاديخواهي بهوجود ميآيد شما چقدر مسؤليت داريد؟
10- نكات فوق، به اضافه فضاي نامطمئن سياسي ناشي از معارضه جريان به اصطلاح سبزبا نظام، نااطميناني را به دنبال دارد، نتيجهاش كاهش سرمايهگذاري است كه توليد و اشتغال را كاهش و قيمتها را افزايش ميدهد. يعني فشار بر مردم بيشتر ميشود. در واقع بازنده اصلي مردماند. آيا ميارزد؟
برادران محترم! همه ما كموبيش، و امروز شما آقايان به ويژه، مخاطب اين آيه قران هستيم:
يا ايهاالذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون، اي مؤمنان! چرا سخني ميگوييد كه بدان عمل نميكنيد؛ اينكه چيزي را كه بدان عمل نميكنيد مدعي باشيد، در نزد خداوند بسيار خشمبرانگيز است. شما با ادعاي احياي ارزشهاي فراموششده حضرت امام رضوان الله عليه به ميدان آمدهايد، بايد با صراحت تكليف خود را مشخص بفرماييد تا گرفتار خشم خدا نشويد.
اين نصيحت مرا با ذكر عيوب مخالفان خود پاسخ ندهيد. سعي نفرماييد با فهرست كردن اقوال بيعمل آنان يا تعارضات قول و فعلشان خود را مبرا بنماييد. و لا تزر وازرة وزر اخري، كسي بار ديگري را بهدوش نميكشد. تعدادي از نيروهاي وفادار به انقلاب و ولي فقيه مظلوم و مردم شريف، از جمله بنده، در اين ايام همواره خواستهايم كه شما در عرصه سياست با احترام، و البته با رعايت تكاليف قانوني خودتان، فعال بمانيد تا در فرايندي مردمسالارانه به رقابت بپردازيد و ضمن آنكه به تصحيح مسير و كاركرد حكومت مدد ميرسانيد ، خطر تحجر را كاهش دهيد، اميد و مشاركت مردم در سرنوشت خويش را بالا ببريد و فرصت جولان در عرصه آزمايش عملي برايتان باقي بماند. آيا شما نميخواهيد امكان دهيد تا اين خيرخواهي مؤثر شود؟ مقصود من اين نيست كه همه تقصيرها، صددرصد بر عهده شماست و ما و ديگران بيقصور و تقصيريم اما آنكه بايد اول تصميم به بازگشت بگيرد، شماييد نه مخالفان شما.
من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم
تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال
برادر شما - احمد توكلي
29/6/1388
خسته شديم... از نوع كوفتگي مغزي-روحي-جسمي و روزمرگي و افسردگي مزمن! البته شما رو نميدونم! خودم رو ميگم... خسته شدم... ديگه نميكشم... ديگه تحمل ندارم... سیاست زده شدم...! هرروز بيام اينترنت و پيگيري اخبار و جنگ و دعواها و بي اخلاقي ها و بي شرمي هاي سياسي و غيره كه مطالعه و دنبال كردن اونها چيزي جز اعصاب خردي براي آدم نداره... مگه سرم درد ميكنه كه اينقدر خودمو و شما رو اذيت كنم؟!
ماه میهمانی خدا می آید بخاطر همین روزه سکوت می گیرم ![]()
تا با فراغ بال بیشتری از برکات فراوان این ماه دوست داشتنی استفاده کنم.
به شما هم توصيه مي كنم حداقل در اين ماه، روزه سكوت سياسي بگيريد! و از بحثهاي بي فايده بپرهيزيد...
اگر بعد از ماه مبارک رمضان باز هوس وبلاگ نویسی کردم و سرم دوباره برای این جنگ و دعواها درد گرفت برمی گردم و باز هم همان آش و همان کاسه... اما شاید هم هیچوقت برنگشتم...! اما هرچه باشم و هرکجا باشم دلم و قلبم برای ایران اسلامی می تپد و همواره برای سربلندی و عزت مردم عزیز کشورم دعا می کنم...
از همه شما دوستان عزیز هم اگر کسی از دست من رنجیده است عذرخواهی می کنم و از همه طلب حلالیت می کنم...بخاطر حضور دلگرم كننده و نظرات مفيدتان در اين وبلاگ هم بي نهايت متشكرم... لطفا در صورت تمایل ایمیلتان را بگذارید تا بعدا با هم در ارتباط باشیم...
اگر برگشتم که برگشتم... وگرنه برنمی گردم...!!
ضمنا اصلا دوست ندارم این مطلب، سیاسی بشه! بخاطر همین هیچ نظر سیاسی ندید که تایید نمیشه! اگر نظر سیاسی مهمی داشتید که خواستید بیان کنید، لطفا در پست های قبلی ارسال کنید...
اين بنده سراپاتقصير، ياد شما خواهم بود... شما هم توی این ماه عزیز و مخصوصا شبهای قدر، ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید... ![]()
یا عــــــلی ؛ خدانگهــــــــدار ![]()

روزه سکوت می تونه نماد سکوت از غیبت و تهمت و سخنان لغو باشه .
می تونه نماد سکوت فکری و پر نکشیدن قوه خیال به هر ناکجا آباد باشه .
می تونه نماد خلوت با خدا باشه تو این ماه مبارک که از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟!
می تونه نماد مرخصی استعلاجی برای یه وبلاگ نویس باشه .
می تونه نماد خسته شدن از اين وضعيت خسته كننده باشه.
می تونه سکوت از رضایت نباشه ، دله اهل شکایت نباشه .
می تونه به قول یه نویسنده انگلیسی جواب غیر قابل پاسخ باشه .
می تونه راه رسیدن به فریاد باشه ، گر سکوت خویش را می داشتم /زندگی پر بود از فریاد من.
می تونه اوج فریاد باشه .
آهاااااای
اینم به یک زبان دیگه:
صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن
روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است .
(حضرت امیرالمومنين علي علیه السلام )
تعلم تعلم و اصمت تسلم
تحصیل علوم کن تا عالم شوی و کمتر حرف بزن تا سالم بمانی .
(حضرت امیرالمومنين علي علیه السلام )
لاتتکلمن فیما یعنیک حتی تری للکلام موضعا
تا زمانی که برای کلامت موقعیت پیدا نکردی از سخن گفتن خودداری کن .
( امام حسین علیه السلام )
النوم راحه للجسد و النطق راحه للروح و السکوت راحه للعقل
خواب آسایش بدن است و سخن آسایش جان و سکوت آسایش عقل و خرد است .
( اما جعفر صادق علیه السلام )
ان الصمت باب من ابواب الحکمه
سکوت و خاموشی خود یکی از راه های تحصیل علم و حکمت به شمار می آید .
( امام رضا علیه السلام )
ان الصمت یکسب المحبه انه دلیل علی کل خیر
سکوت و خاموشی باعث جلب محبت دیگران و خود راهنمای تمام خوبی ها است .
( امام رضا علیه السلام )
![]()
در دنیای امروز که حتی خصوصیترین رفتارها و اظهارات شخصیتها نیز از تیررس رسانههای اینترنتی، صوتی و تصویری در امان نیست، هر روز اخبار تأملبرانگیز، شگفتآور، ترسناک و گاه خندهآوری از اظهارات و مواضع افراد شناخته شده، فضای رسانهای موجود را در مینوردد و چشمها و گوشهای بسیاری را به خود متوجه میسازد.
این موضوع بویژه در ایام پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم در ایران، مصادیق زیادی یافت و طی آن بارها مواضع و سخنان شخصیتهای مختلف بر صدر رسانهها قرار گرفت و موجی از واکنشها را برانگیخت.
این بار اما نوبت به شیخ یوسف صانعی رسیده تا از نردبان مطالب سایتهای خبری و دیگر رسانهها بالا رود و بر قله آنها بنشیند.
براي دانلود فايل تصويري اینجا كليک كنيد.
البته صانعی در جریان آشوبهایی پس از انتخابات نیز، چندین بار به مدد بیانیههایی که در حمایت از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و آشوبگران معترض و مخالفت با احمدینژاد منتشر کرد، به خبر اول رسانهها بهویژه رسانههای بیگانه تبدیل شده بود.
این روند اما، ادامه یافت و رسانههای خبری پرده دیگری از "کینه" شیخ یوسف را از رئیس جمهور دهم، افشا کردند.
بر این اساس، صانعی که در هفتههای گذشته بارها در حمایت از آشوبگران، نظام را متهم کرده و تلویحاً شخصیتهای انقلابی را مورد اهانت قرار داده بود، اخیرا نیز در اقدامی عجیب احمدینژاد را "حرامزاده" خواند!

وی که خود را "مرجع تقلید" میخواند، در جمع تعدادی از روحانیون همنظرش در گرگان، با اشاره به مراسم تحلیف رئیس جمهوری در مجلس گفت: "در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند میخورند، این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیره است. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو میبینه".
اهانت بیسابقه و تعجببرانگیز صانعی به رئیس جمهور کشور که حدود دو ماه پیش با کسب بیش از24،5 میلیون رای، بار دیگر از مردم ایران رای اعتماد گرفته،در حالي منتشر مي شود كه فيلم اين فحاشي اكنون در خروجي سايت هاي مخالف نظام در دسترس است با اين وصف، براي يوسف صانعي ممكن نيست تا با تكذيب صوري شانه از بار مسئوليت بيان چنين سخنان مجرمانه اي خالي كند.
البته این فحاشی علاوه بر اینکه مفهوم ادعاهای صانعی و کاندیدای محبوبش را درباره "اخلاقمداری" و "ادب" بر همگان روشن ساخت، جایگاه این شیخ را در میان علما و مراجع قم نیز بیش از پیش افشا کرد.
صانعی که نقش پررنگی در همراهی موسوی برای ادامه آشوبها و گسترش دامنه آنها ایفا کرده، حتی از سوی رسانههای ضد ایرانی بیگانه با عنوان "آیتالله العظمی" یاد میشود تا بدین وسیله به سخنان و ادعاهای وی جنبه واقعی بخشیده شود.
ادعاهایی صانعی با درخواست موسوی و با تاکید بر "تقلب" کلید خورد اما پس از آنکه هیچ سند و دلیلی برای اثبات آن وجود نداشت، اکنون وارد فاز اتهامزنی و اهانت به نظام و منتخبان ملت ایران شده، به گونهای که دست از ادب و نزاکت و منطق شسته و بدون دلیل روی به فحاشی به بالاترین مقام اجرایی آورده است.
اما نکتهی روشنی که بعید است صانعی با توجه به ادعایش مبنی بر مرجع تقلید بودن از آن بیخبر باشد، مجازات شرعی و قانونی اتهامی است که او به احمدینژاد وارد ساخته است.
البته شاید او انتظار افشای این فحاشیها را به منتخب مردم ایران نداشته اما به هر روی با انتشار فايل صوتي چنين سخناني هرگونه شکایتی از او مستوجب حد خواهد بود.
طبق قانون مجازات اسلامی هر کسی اتهامی را به شخص دیگری نسبت دهد و نتواند صحت این انتساب را ثابت کند، اگر مستوجب حد نباشد، به یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکى از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.
اما ماجرای اظهارنظرهایی که شامل حدود و تعزیرات میشود، به شیخ یوسف خلاصه نمیشود.
مهدی کروبی نیز اخیرا در نامهای به هاشمی رفسنجانی بدون ذکر نام قربانیان و متجاوزان ادعایی و حتی یک سند، به صراحت مدعی تجاوز جنسی به زندانیان پسر و دختر شده بود که پس از تحقیق مسئولان کذب بودن آن آشکار شد.
به نظر می رسد اظهارات کروبی نیز همچون صانعی شامل این حکم اسلامی میشود چرا که "اگر کسی به یک مؤمن یا مؤمنه نسبت فحشا بدهد و نتواند آن را با 4 شاهد اثبات کند، اولاً این شخص گناهگار و فاسق است مگر اینکه توبه کند، ثانیاً باید 80 ضربه شلاق بخورد."
در این میان احمدینژاد که در دوره چهارساله مسووليتش در دولت نهم آماج حملات به ظاهر انتقادي قرار مي گرفت، طی هفتههای پیش و پس از انتخابات هدف فحاشی و تهمتها شگفتآوری قرار گرفته است.
با اين حال احمدي نژاد تاکنون موضع خاصی عليه سخنان مجرمانه صانعي اتخاذ نکرده است. /منبع: رجانیوز/
ليست كامل وزراي پيشنهادي احمدينژاد به مجلس
رئيس جمهور چهارشنبه شب طي نامهاي ليست كامل وزراي پيشنهادي خود را به مجلس شوراي اسلامي معرفي كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، ليست كامل وزراي پيشنهادي دولت دهم به همراه چكيدهاي از سوابق وزراي پيشنهادي كه از سوي خبرگزاري فارس به آن اضافه شده، بدين شرح است:

* وزارت علوم تحقيقات و فناوري: كامران دانشجو
(دانشجو كه داراي دكتراي مكانيك با گرايش هوافضا است، پيش از اين در دولت نهم قائم مقام و معاون سياسي وزارت كشور، رئيس ستاد انتخابات كشور و استاندار تهران بوده است)
* وزارت كشور: مصطفي محمدنجار
(محمدنجار كه داراي مدرك مهندسي مكانيك در رشته طراحي جامدات و فوق ليسانس در رشته مديريت اجرايي با گرايش مديريت استراتژيك است، پيش از آنكه در دولت نهم به عنوان وزير دفاع منصوب شود، فعاليتهاي متعدد مديريتي در سپاه پاسداران و وزارت دفاع داشته است)
* وزارت امور خارجه: منوچهر متكي
(متكي كه داراي كارشناسي علوم اجتماعي از دانشگاه بنگلور هندوستان و كارشناسي ارشد روابط بين الملل دانشگاه تهران است، در دولت نهم نيز وزير خارجه بوده و پيش از آن نمايندگي دورههاي اول و هفتم مجلس شوراي اسلامي و سفير ايران در آنكارا و توكيو بوده است)
* وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي: سيدمحمد حسيني
(حسيني كه داراي دكتراي فقه و مباني حقوق اسلامي از دانشگاه تهران است، در دولت نهم معاون پارلماني و قائم مقام وزارت علوم بوده و پس از عليرضا علياحمدي رياست دانشگاه پيام نور را نيز بر عهده داشته و پيش از آن نيز نمايندگي مجلس پنجم و مدير عاملي انتشارات سروش و معاونت سازمان صدا و سيما در زمان رياست لاريجاني را در كارنامه خود دارد)
* وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات: رضا تقيپور (تقيپور كه در دولت نهم معاون وزير ارتباطات و رئيس سازمان فضايي كشور بوده است. مديريت عامل صنايع مخابرات ايران و مديريت كلان پروژه ماهوارههاي كوچك، از جمله سوابق مديريتي رضا تقي پور در سال هاي اخير است)
* وزارت كار و امور اجتماعي: عبدالرضا شيخالاسلامي
(شيخالاسلامي كه داراي دكتراي مهندسي عمران است، ابتدا در دولت نهم به استانداري استان هرمزگان منصوب شد اما در پي وزير شدن الهام، رئيسدفتر رئيسجمهور و با حفظ سمت به رياست گروه مشاوران جوان رئيسجمهور منصوب شد و چندي پيش نيز به عنوان دستيار ويژه رئيسجمهور در سازماندهي نيروي انساني منصوب شده است)
* وزارت آموزش و پرورش: سوسن كشاورز
(خانم كشاورز كه داراي دكتراي فلسفه تعليم و تربيت است، از سومين سال دولت نهم تاكنون معاون وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان آموزش و پرورش استثنايي بوده است)
* وزارت نفت: سيدمسعود ميركاظمي
(ميركاظمي كه داراي دكتراي مهندسي صنايع از دانشگاه تربيت مدرس است، در دولت نهم وزير بازرگاني بود و پيش از آن نيز رئيس دانشگاه شاهد و رئيس مركز مطالعات بنيادي سپاه از جمله سوابق وي است)
* وزارت نيرو: محمد عليآبادي
(عليآبادي كه داراي مهندسي عمران است، معاون عمراني شهردار سابق تهران بود و در دولت نهم نيز معاونت رئيسجمهور و رياست سازمان تربيت بدني را بر عهده داشت)
* وزارت بازرگاني: مهدي غضنفري
(وي در دولت نهم معاون وزير بازرگاني در توسعه روابط اقتصادي و رئيس كل سازمان توسعه تجارت ايران بوده است)
* وزارت مسكن و شهرسازي: علي نيكزاد
(نيكزاد كه داراي كارشناسي ارشد عمران است در دولت نهم معاون عمراني وزير كشور، رئيس سازمان شهرداريها و استاندار اردبيل بود و پيش از آن نيز در دولت هشتم معاونت عمراني استانداري لرستان را بر عهده داشت)
* وزارت راه و ترابري: حميد بهبهاني
(بهبهاني كه داراي دكتراي تخصصي عمران با گرايش حمل و نقل و ترافيك از دانشگاه كينزول فلوريدا است، در دولت نهم پس از رحمتي به عنوان وزير راه منصوب شد و پيش از آن نيز به عنوان معاون برنامهريزي و اقتصاد حمل و نقل در همين وزارتخانه مشغول بكار بوده است)
* وزارت جهاد كشاورزي: صادق خليليان
(صادق خليليان داراي دانشنامه دكتراي اقتصاد طبيعي دانشگاه تربيت مدرس است. سابقه تدريس دو دهه اقتصاد كلان و اقتصاد سنجي و همچنين معاون امور اقتصادي و برنامهريزي وزارت جهاد و كشاورزي را در كارنامه خود دارد.)
* وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح: احمد وحيدي
(وحيدي كه در دولت نهم جانشين وزير دفاع بوده و با حكمي از سوي رئيس جمهور به عنوان نماينده نيروهاي مسلح در تدوين برنامه پنجم منصوب شده بود، در دوران وزارت دفاعي شمخاني معاونت طرح و برنامه اين وزارتخانه را بر عهده داشت.
رياست كميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي مجمع تشخيص و مسئوليت معاونت طرح و برنامه وزارت دفاع نيز از ديگر مسئوليتهاي وي به شمار ميرود)
* وزارت بهداشت، درمان و اموزش پزشكي: مرضيه وحيد دستجردي
(وحيددستجردي كه داراي درجه تخصصي در رشته زنان از دانشگاه علوم پزشكي تهران است، سوابق متعدد پزشكي را در كارنامه خود دارد و در دورههاي چهارم و پنجم نيز نماينده مجلس شوراي اسلامي بوده است.)
* وزارت رفاه و تامين اجتماعي: فاطمه آجرلو
(آجرلو كه داراي كارشناسي ارشد روانشناسي شخصيت و دانشجوي دكتراي روانشناسي تعليم و تربيت است، در مجلس هفتم و هشتم نماينده كرج ،اشتهارد و آسارا بوده است.)
* وزارت اطلاعات: حيدر مصلحي
(مصلحي ضمن تحصيلات حوزوي، تحصيلات خود را در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد با گرايش الهيات و معارف اسلامي در موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) پشت سر گذاشته است. وي كه نمايندگي ولي فقيه در نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروي مقاومت بسيج را در كارنامه خود دارد، در دولت نهم ابتدا مشاور رئيسجمهور بود و اكنون نيز مشاور و نماينده رئيس جمهور در دانشگاه مذاهب اسلامي است و نمايندگي وليفقيه و سرپرستي سازمان اوقاف و امور خيريه را بر عهده دارد.)
* وزارت صنايع و معادن: علياكبر محرابيان
(محرابيان كه داراي مدرك مهندسي عمران از دانشگاه علم و صنعت است، در دولت نهم وزير صنايع بود و پيش از آن مديرعامل شركتهاي شهروند و رفاه، نماينده رئيس جمهور در ستاد تبصره 13، رئيس سازمان عمران و مشاور محمود احمدي نژاد نيز بوده است.)
* وزارت امور اقتصاد و دارايي: سيدشمسالدين حسيني
(حسيني كه داراي دكتراي اقتصاد است، در دولت نهم وزير اقتصاد بود و پيش از آن نيز مدير كلي دفتر بينالملل و روابط عمومي وزارت نيرو و مديركل دفتر مطالعات اقتصادي وزارت بازرگاني را در كارنامه خود دارد.)
*وزارت تعاون: محمد عباسي
(عباسي كه داراي مدرك دكتراي مديريت، در دولت نهم نيز وزير تعاون بود و پيش از آن نمايندگي مردم گرگان در مجلس هفتم را بر عهده داشت.)
* وزارت دادگستري: سيدمرتضي بختياري
(وي پيش از اين استاندار اصفهان، مدير كل دادگستري استان خراسان رضوي، معاون قوه قضائيه و رئيس سازمان زندانهاي كشور و مدير كل دادگستري استان فارس بوده است و داراي مدرك حوزوي است.)
طی هفته های اخیر، فایل صوتی و متن سخنان دکتر محمدباقر قالیباف، در انتقاد از دولت دکتر احمدی نژاد در برخی سایت ها منتشر شده است.
قالیباف در این اظهارات که ۷ ماه قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری گفته شده و اولین بار بصورت یک فایل صوتی منتشر شد، به انتقادات شدیدی از احمدی نژاد می پردازد و دست به افشاگری هایی می زند. گفتنی است قالیباف تاکنون این اظهارات منتسب به خویش را تکذیب نکرده است.
بخش هایی از اظهارات قالیباف، در پی می آید:
این صحبتهایی که میخواهم بگویم، همه اش با چند سند و مدرک است و من مدیون شما و همه اون شهدای جنگ هستم، اگر سخن ناحق و بی اساسی بگویم.
فضای سیاست فضا کثیفی است، حتی من که حالم از سیاست بهم می خورد همین الان در این فضای کثیف و منجلاب حرکت می کنم.
احمدی نژاد را آدم سالم و صادقی در کار نمی دونم، انقلابی هم نمیشناسمش، راستگو هم در کارش نمیشناسم، بعنوان یک شخص ولایی هم قبولش ندارم. بعنوان مثال همان اول، آقا به احمدی نژاد گفتند این مشایی را نذار رییس میراث فرهنگی. احمدی نژاد محل نگذاشت و وقتی آمد پیش آقا که حکم مشایی را رسما داده بود و رهبری را در مقابل عمل انجام شده قرار داد. یا مثلا آقا بهش گفتند آقای قالیباف را بیار توی دولت، اما احمدی نژاد گوش نکرد که نکرد.
یکی از وزرای رئیس جمهور همسر فرانسوی دارد. / یکی از وزرای کابینه شُرب خمر می کند.
پرفسور مولانا بورسیه پنتاگون است.
مشایی منافق بود و همسرش هم جزء منافقین بوده و بعدها که بازجوی او در زندان می شود با همسرش ازدواج می کند
هم احمدی نژاد برای انقلاب خطر است و هم هاشمی رفسنجانی.
آقای احمدی نژاد حتی سابقه یک ساعت و یک روز جبهه را ندارند.
احمدی نژاد حتی یک روز سابقه ی قبل از انقلاب ندارد، حتی یک سیلی در راه انقلاب نخورده است، اگر بوده بیاید بگوید/ احمدی نژاد اگر یک روز در جبهه بوده تاحالا هزار بار گفته بود
احمدی نژاد در دوران تسخیر لانه ی جاسوسی خطاب به دانشجویان گفت که "چرا رفتید سفارت امریکا را تسخیر کردید و حتی او ، پس از تایید امام (ره) در مورد قضایای تسخیر لانه ی جاسوسی می گوید: این چه کاری بود که امام آمد کرد و این کار غلط را تایید کرد؟!
اگر نفت به زیر ۵۰ دلار برسد کشور به لحاظ اقتصادی کاملا” فلج شده و در حالی که با آقای مفیدی که حاضر در جلسه بوده اند هم سخن می شود می فرماید آقای مفیدی شما کارشناس امور برقابی هستید وقتی کشور را آقای احمدی نژاد تحویل گرفت چقدر برق داشتیم ؟ و آقای مفیدی جواب می دهند ۳۶ هزار مگاوات.در صورتیکه آقای احمدی نژاد در حضور آقا اعلام کردند ۱۲ هزار مگا وات اضافه تولید نسبت به گذشته داریم یعنی ۴۸ هزار مگاوات . اگر چنین باشد ما نباید مشکل برق داشته باشیم و از اطرافیان آنرا می پرسند و ادامه می دهند در حالیکه حتی اگر خشکسالی هم موجب کمبود برق باشد ما فقط ۹ درصد تولید برق از طریق سدها داریم من در جلسه ای که آقای احمدی نژاد توضیح می داد می دیدم که همه در گوشی صحبت می کنند و لبخند می زنند.
آقای رحیمی بسیار بدتر از کردان است . رفته بودند به رحیمی گفته بودند که یک چیزی مدرکی علیه قالیباف پیدا و منتشر کن. به آقای رحیمی گفتم : من که مدار کم رو است بیائید ببرید، ولی اگر مصلحت باشد تمام کارهای تو و امثال تو را رو می کنم.
کردان به خاطر کاری که کرده بود، حتی بچه اش و زنش هم نمی خواستن ببینندش
این هوشنگ امیراحمدی که یک شخص کثیفی است به دستور آقا ممنوع الورود شده در دولت اخیر، 5 بار با آقای احمدی نژاد دیدار داشته است! برای اینکه با ذلت با امریکا مذاکره کنیم... اینهایی که گفته می شود شعار مبارزه و مخالفت با آمریکا همش کذب و دروغگویی هست.
اگر من بیایم از دزدی هایی که در شهرداری آقای احمدی نژاد شده بگویم که ... از کارچاق کن هایی که آقای احمدی نژاد داشته والان اون کارچاق کن شده استاندار ایشان!
اگر نبود دفاع های مقام معظم رهبری از دولت، تاحالا بارها مجلس هشتم طرح عدم کفایتی احمدی نژاد را وسط اورده بود.
نباید حمایت های رهبری از دولت احمدی نژاد را به حساب قوی بودن دولت ایشان بگذاریم بلکه باید به حساب ضعف ایشان بگذاریم.
اگه این سخنانم دروغ باشد همین جا بخوابانینم و ۸۰ ضربه شلاق بزنید ولی اگه راست گفته باشم نامرده کسی که عزلش نکنه!
اگر روزی قرار باشد این مسائل را بگویم، همه ی این مسائل را با صراحت کامل می گویم.
در چند روز اخیر موج جدیدی در رسانه های حامی دولت علیه برخی از افراد ذینفوذ و موثر کشور شکل گرفته است که در آن افرادی چون لاریجانی و توکلی بعنوان سیبل، آماج بدترین حملات و غیر اخلاقی ترین عبارات قرار گرفته اند.

در این موج، مدارک تحصیلی این افراد بر اساس برخی شواهد ذهنی و دستمایه قرار دادن اشکالات غیرمستند زیر سوال رفته است. مشابهت و تبعیت صحنه گردانان این موج از رویه توکلی به هنگام جعلی خواندن مدارک تحصیلی کردان و شکل گیری کردانیسم بخوبی از یک پاتک رسانه ای خبر می دهد.
جدا از صحت و سقم موضوع، پاسخ به چند پرسش اصلی و اساسی ضروری است و آن اینکه چرا حامیان دولت الان اقدام به چنین افشاگری کرده اند و چرا این اشخاص را برای پیشبرد کارشان برگزیده اند و مهمتر از همه چرا اینگونه کلید کار را زده اند؟!
پاسخ به سوال اول را می توان در سوء استفاده این گروه از حساسیت بالای مردم به اینگونه مسائل بعد از ماجرای کردان و رحیمی جستجو کرد و از سوی دیگر آن را ناشی از سطحی ترین برداشت طراحان میتوان دانست که بر این باورند فضای قابل تنفسی را به زعم خود در این آلوده بازار می توانند برای پوشش وخنثی کردن دولتمردانی چون کردان و رحیمی می توانند فراهم سازند.
مهمترین موضوع در این میان بحث گزینه های انتخاب شده توسط این جریان است. لاریجانی و توکلی به عنوان سردمداران جریان اصولگرایی در مجلس توانستند در چند سال اخیر خط مشی کاملاً مستقل و در بیشتر اوقات در مخالفت با زیاده خواهی دولت اتخاذ کنند.
به نظر می رسد در آستانه معرفی وزرای کابینه دهم به مجلس و بروز برخی مخالفت های جدی و ارسال سیگنالهای انتقادی از سوی نمایندگان مجلس و طرح شائبه هایی در خصوص تلاش دولت در معرفی افراد ضعیف به مجلس ،حامیان دولت بر آن شده اند تا با انتخاب سر حلقه ها و افراد شاخص و اصلی در مجلس هرگونه مخالفت احتمالی با وزرای کابینه را هدف قرار داده و بالا بردن هزینه های اجتماعی و سیاسی آنها اینگونه افراد را به محاق فرو برند و فرصت و قدرت مانور در صحن علنی مجلس را به جهت تاثیرگذاری آنها بر طیف اصلی مجلس کاهش دهند.
اما در دیگر سو علتی عمیق از حس حمایت بی شائبه از دولت پشت سرانتشار چنین خبرهایی است و آن اینکه برخی رسانه ها و پایگاههای خبری حامی دولت که از روزهای آغازین انتخاب دکتر احمدی نژاد مورد غضب قرار گرفته اند، با این دستاویز در صدد برگرداندن روزهای رویایی قدرت و سیطره خود بر اغلب پایگاههای خبری و مراکز اطلاع رسانی دولت هستند که این روزها چون ماهی در حال لغزیدن از دستان آنها است.
موضوع دیگر اینکه کم اطلاعی و متأسفانه بی سوادی برخی رسانه ها در انعکاس این اخبار سبب شد تا عدم آشنایی آنها به چگونگی کسب مدارج عالی علمی در خارج و حتی داخل کشور زمینه ساز شبهه و توهم نسبت به برخی سیاسیون شود.
هرچند تخلفات احتمالی صورت گرفته از هر کس و در هر مقام و موقعیتی پذیرفته نیست اما تا که گوید و چه گوید و چرا گوید و چه خواهد؟
مضاف بر اینکه شخصیت های اصلی پشت این رسانه ها که آهنگ وداع آنان از دولت به صدا در آمده نیز پرونده شفافی در هیات علمی شدن و دکترا گرفتن و استادی دانشگاه اخذ کردن ندارند. پایگاه خبری تحلیلی جهان، نه به عنوان طرفدار توکلی و لاریجانی بلکه به عنوان رسانه متعلق به جریان اصولگرایی اصیل آماده است تا به افشاگری درباره برخی مسائل پشت پرده بپردازد...
پاسخ تند دکتر علی مطهری به شریعتمداری
در پی درج مقالهای در روزنامه کیهان، خطاب به دکتر علی مطهری، وی در نامهای پاسخ خود را برای این روزنامه فرستاد که متأسفانه این نامه در کیهان به طور کامل بازتاب داده نشد.
در توضیحی که دکتر مطهری برای «تابناک» فرستاده شده، آمده است:
توضیح: نظر به اینکه روزنامه کیهان از درج متن کامل پاسخ اینجانب به مقاله «آقای علی مطهری بخواند» خودداری و تنها یک چهارم آن را در روز دوشنبه ۱۹/۵/۸۸ درج نمود و سپس اتهاماتی به این جانب وارد کرد که علاوه بر هویدا بودن نشانههای خامی و کم سوادی از آن ـ مانند این که قیاس در منطق را بی پایه ترین نوع استدلال دانسته است ـ که پاسخ آنها در بخش چاپ نشده مقاله اینجانب موجود بود، لذا متن کامل پاسخ خود را در اختیار آن رسانه محترم قرار میدهم تا ظلم کیهان که با همه منتقدان به همین شیوه رفتار میکند، بر مردم شریف ایران به ویژه بسیجیان عزیز آشکارتر شود.
متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان:
آقای حسین شریعتمداری بخواند
در شماره پنجشنبه 15/5/88 روزنامه کیهان مقالهای تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلمهایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانتهایی که به شخص اینجانب شده بود در میگذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان مینویسم از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم، میدانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده میشود که مثلا بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولا هدف وسیله را توجیه میکند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج میشود، باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد.
از نظر نگارنده اساسا کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستیهای حکومت، آن هم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار میرود و دوستیهای آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستیهای خاله خرسه است که معمولا ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است.
برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاهها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.
از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقالههایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ میشود روشن میشود و آن این است که اساسا کیهان و برخی روزنامههای دیگری که خود را اصولگرا نامیدهاند، مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه میپردازد و با مذاق توجیهگر آنها سازگار نیست درج نمیکنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمیکنیم، شما هم حق ندارید به روزنامههای دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم! انتقاد میکنیم.
اما درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است: اول این که همان طور که علی ـ علیه السلام ـ «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است. دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند؛ گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر برکفه مقابلش میچربد. حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلا همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابانها کرد و زمینه آشوبها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینهساز آشوبها به شکل دیگر بود.
پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله میتوانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست. اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حداکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن باقی است و فک او را شکستهاند، تحویل خانوادهاش دادند؛ خانوادهای که در این دو هفته از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مسأله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است! ...
«ضرورت حفظ اصلاح طلبان قانون گرا در صحنه سیاست»
وجود آلترناتیو یا بدیل و جایگزین جناح حاکم از ضرورتهای حفظ حق انتخاب شهروندان است. در این مقام توجه به نکاتی چند ضروری به نظر میرسد:
1- جناح منتفد در بستر زمان و با صرف هزینههای اجتماعی موصوف به صفت جایگزین و الترناتیو بودن میشود. این گروه سیاسی با اعلام مواضع انتقادی به هنگام، سعی مینماید تمامی کسانی که از قدرت حاکم دچار نارضایتی میشوند را در زیر چتر خودش جمع نمایند و طبعا با پذیرش مشارکت سیاسی در چهارچوب قانون طیف ناراضی از قدرت را به رفتار قانونمدارانه و حفظ آمادگی جهت حضور پرقدرت در عرصه سیاسی دعوت مینماید. لذا از یک طرف حاکمیت میبایست امکان حضور نیروی جایگزین از طریق انتخابات را در سلسله مراتب قدرت فراهم آورد و از طرف دیگر منتقدین جناح حاکم از هرگونه رفتاری که موجب سلب مشروعیت ایشان و تبدیل شدن ایشان به اپوزیسیون شود خودداری نمایند. طبعا وهن و بیاعتنایی به قانون با مشارکت در چهارچوب قانون سازگار نیست و هیچ حاکمیتی اجازه مشارکت قانونی به کسانی که قانون را زیر پا میگذارند نمیدهد.
2- هر گاه قدرت انتخاب مردم توسط حاکمیت محدود شود به این معنی که مردم نتوانند در چهارچوب انتخابات به خواست خویش مبنی بر نفی دولت و یا کسب اکثریت مجلس به روند جدیدی که دارای دیدگاه متفاوت از قدرت حاکم است دست یابند، با سرخوردگی از حاکمیت سعی مینمایند از طرق غیردموکراتیک فکر و اندیشه متفاوت را حاکم نمایند. در واقع، تنگ شدن دایره بدیل قانونی مساوی است با گسترش اپوزیسیون غیر قانونی. از طرف دیگر نخبگانی که از طریق قانونی قادر به مشارکت در قدرت نیستند در چشم دستهای از مردم به سمت شاخص شدن و اسطورگی میروند و در حقیقت چون بر سریر قدرت نمیتوانند نشست ضعف و تواناییشان شناخته نمیشود و آرام آرام جایگاه ایشان به سطح منجی ارتقا مییابد. نقطه قوت دمکراسی همین است که با تضمین حق انتخاب در حقیقت بقا حکومت مردمسالار را تضمین مینماید؛ چرا که مردم همیشه راه انتخاب بدیل و جایگزین را در قبال حزب حاکم باز میبینند پس دلیلی برای خروج از قواعد حاکم بر نظام سیاسی برای رسیدن به خواست عمومی نمییابند.
3- نبود سابقه طولانی در امر انتخاب در کشور ما موجب شده انتخابکنندگان پس از انتخاب، عواقب و آثار سو احتمالی ناشی از عملکرد منتخب را به دوش دیگر عناصر قدرت میاندازند در حقیقت باور ندارند که خود در تصمیمسازی موثر بودهاند و این امر موجب میشود انتخاب کنندگان قدرت حاکم کمتر به سراغ واقعگرایی و یافتن علل بروز آثار سوء عملکرد جناح حاکم که بعضا اجتنابناپذیر است بروند و به صورت فعال به حمایت از فرد منتخب بپردازند باز همین امر موجب میشود که مردم بیشتر با دید سلبی به سراغ انتخابات بروند بدین معنی که میگوید رای میدهم به فلانی تا فلانی رای نیاورد چنانچه در انتخابات اخیر هم تحلیلی میگوید جناب دکتر احمدینژاد با توجه به دید منفیای که عموم مردم نسبت به اشرافیت حاکم در دوره آقای هاشمی رفسنجانی داشتند فضای انتخابات فعلی را دو قطبی کرد تا برای پیشگیری از حضور مجدد اطرافیان جناب هاشمی و برای نفی مجدد منش فوق به ایشان رای دهند.
4- حال اگر بپذیریم احتمالا در آیندهای نه چندان دور چنانچه سیکل هشت ساله انتقال قدرت در کشور ما حکایت مینماید مردم به دنبال جایگزین با مبانی متفاوت برای جناح حاکم میگردند و باز اگر قبول کنیم که تضمین حیات و بقا مردم سالاری در گرو به رسمیت شناختن واقعی حق انتخاب مردم با خصوصیات فوق است، به این نتیجه میرسیم که برای پیشگیری از تولد اپوزیسیونی قدرتمند که در چشم مردم و نخبگان جناح خاص الترناتیو قدرت حاکم محسوب میشود، میبایست با مدارا سعی نماییم جناح اصلاحطلب را به تمکین نسبت به قانون و فعالیت در چهارچوب قانون والبته با فراهم آوردن زمینه مناسب جهت مشارکت فعال سیاسی این طیف فرا بخوانیم. دراین زمینه تاسف آور است که عدهای شادیکنان هلهله خروج طیفی از نیروهای سیاسی را از صحنه قانونی دنبال میکنند غافل از اینکه حذف بدیل واقعی جناح حاکم، زمینه را برای جستجوی بدیل در چهارچوبهای غیر قانونی نظیر همان انقلاب مخملین فراهم میسازد. حال آنکه طیف اصلاح طلب اگر چه دچار وهم و اشتباهات فاحشی در انتخابات اخیر گردید و برخی از آنان مردود شدهاند، اما بسیاری از آنان سوابق روشنی پیش و پس از انقلاب در حمایت از مبانی نظام دارند و خطرناکتر آنجاست که با حذف چهرههای فوق میدان برای موج سوارانی که به غیر از قدرت به چیزی نمیاندیشند بازمی شود. /نویسنده: حائری شیرازی - الف/
ولادت مسعود حضرت صاحب الزمان(عج) مبارک

نظــر بدهید: مهم ترین توقعات شما از دولت دهم چیست؟
احمدینژاد سوگند ياد كرد خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای كشور كند
دکتر محمود احمدي نژاد، رييس جمهوري صبح چهارشنبه چهاردم مردادماه ۱۳۸۸ در خانه ملت و در برابر نمايندگان مردم در مجلس، رييس قوه قضاييه و اعضاي شوراي نگهبان آيين تحليف را به جاي آورد و متن سوگندنامه را امضا كرد.

به گزارش ايرنا، رييس جمهوري در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال قسم ياد كرد تا پاسدار مذهب رسمي، نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور باشد و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسووليتهايي كه برعهده گرفته، به كار گيرد و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي كشور، ترويج دين و اخلاق، پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازد و از هذگونه خودكامگي بپرهيزد و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كند.
متن سوگندنامه رییس جمهور ایران:
بسم الله الرحمن الرحيم
من به عنوان رييس جمهور در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد ميكنم كه پاسدار مذهب رسمي و نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور باشم و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسووليتهايي كه بر عهده گرفته ام، به كار گيرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي كشور، ترويج دين و اخلاق ، پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازم و از هرگونه خودكامگي بپرهيزم و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است ،حمايت كنم . در حراست از مرزها و استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي كشور از هيچ اقدامي دريغ نورزم و با استعانت از خداوند و پيروي از پيامبر اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام قدرتي را كه ملت به عنوان امانتي مقدس به من سپرده است همچون اميني پارسا و فداكار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم.
مطالب مرتبط:
رهبر معظم انقلاب اسلامی حكم دومين دوره رياستجمهوری محمود احمدینژاد را تنفيذ كردند.

به گزارش فارس، در اين مراسم كه صبح دوشنبه دوازدهم مردادماه 1388 در حسينيه امام خميني (ره) برگزار شد، علاوه بر سران قوا، مقامات لشكري و كشوري نيز حضور داشتند.
در ابتداي اين مراسم صادق محصولي وزير كشور گزارشي از روند برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ارائه داد.
سپس حكم تنفيذ احمدي نژاد از سوي محمدي گلپايگاني رئيس دفتر مقام معظم رهبري قرائت شد.
پس از قرائت متن حكم تنفيذ رياستجمهوري محمود احمدينژاد، اين حكم از سوي رهبر معظم انقلاب به وي اهدا شد و بدين ترتيب احمدينژاد در دومين دوره رياستجمهوري خود، در دولت دهم فعاليت رسمي خود را آغاز كرد.
متن حکم تنفیذ رییس جمهور محمود احمدی نژاد:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
خداوند را سپاس كه بار ديگر ايران را سرافراز و مردم هوشمند ما را به آفرينش حماسهى ماندگار ديگرى موفق ساخت. بيست و دوم خرداد يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت، برگ زرينى شد از كتاب سرنوشت ايران كه مردم ما سطر سطر آن را با همت والا و عزم استوار خود نگاشته و هشيارى و پايدارى خود را به حراست از آن گماشتهاند. حضور هشتاد و پنج درصدى در پاى صندوقهاى رأى در انتخابات اخير، نشانهاى آشكار است از احساس دلبستگى و غيرت و اهتمامى كه اين ملت كهن و پرافتخار، به دسترنج سى سالهى خود ميورزد و اميد و آرزوئى كه به كمال و اعتلاى آن و زدودن كاستىها و كجىها از آن در دل ميپروراند.
اين همه از رحمت و فضل خداوند حكيم و قدير است كه اين بندهى بيقدر و ناتوان و همهى دلهاى متذكر و خاشع، بايد آن را قدر بشناسيم و جبههى شكر بر آستان منعم محبوب بسائيم.
رأى قاطع و بىسابقهى مردم به رئيسجمهور منتخب و محترم، رأى به ويژگىهائى است كه كارنامهى چهارسالهى دولت نهم بدانها زينت يافته است و سمت و سوى گرايشهاى اكثريتِ بىچون و چراى ملت را آشكار ميسازد. اين، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطهطلبان بينالمللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بىوقفه و خستگىناپذير است.
اينها بخشهاى مهمى است از آنچه ملت ايران از منتخبان خود مطالبه ميكند و هر گاه كسى را با اين سمت و سو بشناسد، به او دل ميبندد و با بهرهگيرى از موهبت آزادى كه هديهى انقلاب اسلامى به اين ملت است، او را بر كرسى مسئوليت و مديريت مينشاند.
اينجانب در آستانهى زادروز فرخندهى نجاتبخش بشريت، ولىّ اعظم خدا و امام صالحان حضرت حجةبنالحسن روحى فداه و عجّل اللَّه فرجه، اين عيد بزرگ را گرامى داشته و انتخاب جناب آقاى دكتر محمود احمدىنژاد را در دهمين انتخابات رياست جمهورى تبريك ميگويم و به پيروى از ملت بزرگوار ايران، رأى آنان را تنفيذ و اين مرد شجاع و سختكوش و هوشمند را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب ميكنم. و براى ايشان و همكارانشان توفيق خدمتگزارى به مردم؛ و تلاش در راه اِعلاء كلمهى اسلام؛ و اقدامات بزرگ و ماندگار و شايستهى ملت و كشور عزيز؛ و حركت كوشنده به سوى پيشرفت و عدالت، از خداوند متعال مسئلت ميكنم. و بديهى است كه رأى مردم و تنفيذ اينجانب تا هنگامى است كه ايشان بر اين صراط قويم پايدار باشند.
در پايان با تجليل و تكريمِ نام و ياد امام بزرگوار و شهيدان عالىمقام كه ملت ما موفقيتهاى بزرگ خود را به آنان مديون است، علو درجات و شمول رحمت الهى بر ارواح طيبهى آنان را از خداوند متعال مسئلت ميكنم.
والسلام على عباداللَّه الصالحين
سيّد على خامنهاى
12/5/1388
مطالب مرتبط:
آدرسی کوتاه؛ جهت دسترسی آسان تر به این وبلاگ: www.ahmadinejad.dil.ir
در حالي كه هر لحظه به زمان تنفيذ حكم رياست جمهوري نزديك مي شويم اما همچنان ماجراي مشائي و چندين اقدام هيجاني دكتر احمدي نژاد محل اشكال و ابهام دوست داران و طرفداران دولت منتخب قرار گرفته است.
چرا كه اين ما را عقيده بر اينست كه احمدي نژاد آن طور كه بايد و شايد در اجراي اين حكم ولايي به موقع و با بهترین ابزار و روش ها وارد عمل نشده است.
اين اعتراض كه بايد آن را انكار ناشدني و غير قابل خدشه دانست هر چند وارد است و ما نيز در صف اول منتقدان به رئيس جمهور محترم بود كه چرا و به چه دليل فضايي اين چنين را در اذهان هواداران و دلسوزان انقلاب پديد آورد اما حواشي غليظ تر از متني نيز وجود دارد كه در صورت بي توجهي به آنها و صدور نتيجه قضاوت نهايي، يقينا اجحاف بزرگي در حق احمدي نژاد و آرمان هاي مود اعتماد وي صورت گرفته است.
دكتر احمدي نژاد تنها كسي بود – حتي از ميان مدعيان و پدرسالاران انقلاب – كه داعيه اصلي خود را بر احياي تفكر راستين امام كه همان مباني اصیل اسلام باشد قرار داد و به همين علت، در زماني كه همگان با تكيه بر طبل هاي توخالي روشنفكري و غرب زدگي، الفاظ و تعابير برآمده از تساهل و تسامح را به گوش مردم مي رساندند و فضاي فكري و ذهني جامعه را به مسيري مخالف با اهداف انقلاب سوق داده بودند، گرماي حضور مرد گرمساري شهرداري تهران در كابينه نهم بود كه درخت نيمه خشك شده انقلاب را جاني دوباره بخشيد.
فراموش نخواهيم كرد كه در طي اين چهار سال احمدي نژاد در مقايسه با دوره هاي گذشته كه آنها را بايد دوران كپي برداري بي چون و چرا از غرب دانست ، همواره مورد اعتراض بود كه چرا نظام را دچار پس رفت و عقب گرد تئوريك مي كند؟ همواره بر وي تاختند كه بايد افق رو به جلوي جهاني معيار و ملاك پيشرفت باشد نه ارزش هايي كه خورده خاك هاي سي ساله نشسته بر دوشش ، هم اكنون به تلي از خاك سياه فراموشي مبدل شده است.
از منظر اين افراد احمدي نژاد آينده را در گذشته جستجو مي كرد و براي فردايش، توشه اي از ديروز مهيا كرده بود.
آری اين چنين است. احمدي نژاد همواره مسير خود را با راه رفته بنيان گذار انقلاب و سربازان خونين جامه اش تطبيق داد. هر چند لغزش و خيزش، همواره در طي اين چهار سال در اين طي طريق مشاهده شده است اما تقيد احمدي نژاد به حركت هارمونيك با خواسته ها و چشم اندازهاي امام همواره به دولت نهم و اعضاي آن توفيقاتي را عطا كرده كه در مقايسه با لغزش ها و خطاهايش، كفه سنگيني را به خود اختصاص نمي دهد.
حال رئيس دولتي كه آمد تا به گفته خودش، تير دشمنان وي را هدف قرار دهد نه رهبري را، در يكي از حساس ترين زمان ها و در ايامي كه بدخواهان حماسه اي بزرگ را در حد يك فاجعه به چالش كشيده بودند، لغزشي نابخشودني در به كار گيري افراد نالايق و تعلل در فرامين سكان دار انقلاب تمام طرفداران و دلسوزان نظام و انقلاب را دل شكسته و رنجور كرد.
رنجش خاطري كه در تمامي ابعاد جامعه و با تمام توان به انعكاس آن پرداخته شده و احمدي نژاد در برابر نقدهايي جدي و خشن سر را به زير افكنده و از پاسخ گويي عاجز ماند.
اما بنا به اظهارات رئیس جمهور، وی در اين واقعه دردناك، در صدد به كار بستن چيزي جز خواست اصلي رهبري نبوده است! اما شرايط و اوضاع ناهمگون صحنه سياسي كشور سبب شد تا نتواند آنچنان که باید عمل کند!
با اين حال، در حالي كه كم كاري رئيس جمهور محترم در اجابت سريع دستور رهبر معظم انقلاب هيچ گاه فراموش نخواهد شد، اما بر خلاف آنچه خواست و نهايت مطالبه مخالفان داخلی و خارجی نظام است احمدي نژاد نشان داده و خواهد داد كه بسان گذشته و حتي پررنگ تر از آن خدمت گزاري از خدمت گزاران ولايت است كه تمام هم خود را به جامه عمل پوشانيدن به منويات رهبري به كار بسته است.
اين، مطلبي است كه احمدي نژاد خود پس از ماجراي مشائي در چندين جا به صراحت بيان كرده و از اينكه حساب و كتاب هاي وي براي اجراي هر چه بهتر دستور رهبري با عامليت برخي مسائل بيروني چنين جوي را پديد آورده به شدت اظهار نارضايتي كرده و آينده را بهترين فرصت براي پاسخ به اين بدخواهي ها و تخيلات تفرقه افكنانه دانسته است.
به همين خاطر، باید به مانند ميليون ها نفر باز هم اين فرصت طلايي را در جريان برنامه ها و اهداف عالي دولت نهم دنبال کنیم و تا بدانجا كه اين خط و اين برنامه ها در حال تحقق و اجراست به ياري و مساعدت آن بپردازیم. /جهان نیوز/
اخبار مرتبط:
نتایج کامل نظرسنجی وبلاگ:

شاید اگر تفسیرها، تحلیلها و توجیههای متعصبانه بعضی افراد در دفاع از عملکرد آقای احمدینژاد در ماجراهای اخیر نبود، هرگز این مطلب را نمینوشتم، اما با توجه به همین تفسیرها و تحلیلهای توجیه کنندهی بعضی دوستان و ادامه تصمیمات اشتباه و جنجالی احمدی نژاد ناگزیر به نوشتن هستم.
همه ما بخوبی میدانیم که حوادث روزهای اخیر از وقتی آغاز شد که رییسجمهور محترم، اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان معاون اول خود برگزید. با توجه به حساسیتهایی که در 4 سال گذشته در خصوص آقای مشایی وجود داشت، طبیعی بود که این انتخاب با واکنشهایی روبرو شود. واکنشهایی نه از سوی مخالفان احمدینژاد، که از سوی دوستان، حامیان و طرفداران وی.
ممکن است افرادی اعتقاد داشته باشند که چنین اعتراضهایی مقابل حق طبیعی رییسجمهور در انتخاب معاونان و همکاران خود، نوعی زیادهخواهی، سهمخواهی و دخالت در کار دولت باشد، اما این اتهام تنها در صورتی قابل قبول است که ما عضو جناحی سیاسی باشیم و حقیقتا به دنبال سهمخواهی از دولت آینده کشور باشیم، اما بخش زیادی از معترضان را دانشجویان، طلاب و حامیان عادی احمدینژاد تشکیل میدهند، نه احزاب و جناحهای سیاسی. همان حامیانی که رهبر انقلاب در نامهی خود به احمدینژاد، ناراحتی و سرخوردگی آنها را به وی گوشزد کرد و از او خواست که بخاطر جلوگیری از ناراحتی آنها، در تصمیم خود تجدید نظر کند.
نکته بعدی اینست که ببینیم معترضان و منتقدان چرا با انتخاب آقای مشایی مخالف بودند؟ ما با آقای مشایی دعوای شخصی و خصوصی نداریم، همه حرف ما درباره جایگاهی است که به وی سپرده شده بود. حرف ما اینست که با توجه به تفکرات و عقاید آقای مشایی، تصدی چنین پستی برای او نمیتواند قابل قبول باشد.
اختلاف ما با آقای مشایی بر سر مسائلی ساده و ناشی از تبلیغات رسانه ای و حسادت ما نیست. واقعیت اینست که در 4 سال گذشته سخنان و مواضعی از آقای مشایی دیده و شنیده شده است که به هیچ وجه نمیتوان از آن دفاع کرد. اگر دو یا سه سال پیش، مواضع وی را ناشی از اشتباهات او در سخنرانیها می دانستیم، امروز دیگر برای ما مشخص شده که رحیم مشایی با اعتقاد تمام به افکار خود به دنبال مسائلی است که برای ما قابل قبول نیست. فراموش نکنیم اگر بخشی از اقدامات انجام شده و در دست اقدام آقای مشایی، در دولتهای قبلی صورت میگرفت، قطعا با برخورد خشن و قهرآمیز بعضی آدمها مواجه میشد!
... عدهای از حامیان آقای رییسجمهور به ما اعتراض میکنند که مسالهی کوچکی را بیجهت بزرگ کردهایم و اسیر جو رسانهای مخالفان احمدینژاد شدهایم و در این بازی رسانهای فریب خورده و زود قضاوت کردهایم. این دوستان همچنین به سخنان چند روز پیش مقام معظم رهبری استناد میکنند و به ما ایراد میگیرند که منصفانه قضاوت نمی کنیم!
من فکر میکنم این افراد یا دارند صورت مساله را پاک میکنند و یا اینکه هنوز متوجه اصل قضیه نشدهاند. در اینکه ما باید مطابق نصایح رهبری در انتقاد از دولت منصف باشیم شکی نیست، اما این دلیل نمیشود که خودمان را گول بزنیم و مساله اصلی را فراموش کنیم. ماجراهای اخیر از روز سخنرانی رهبری آغاز نشده، بلکه با اقدام آقای احمدینژاد و انتخاب مشایی شروع شده است. ضمنا این سیاست همیشگی رهبر انقلاب بوده است که افراد را هیچگاه از خود و نظام طرد نکند، اما این مساله منافاتی ندارد با این که ما زیرک و هوشیار باشیم و بدانیم در اطراف ما چه اتفاقاتی دارد می افتد! همه حرف ما این است که چرا در اجرای حکم رهبری تا این حد کوتاهی شد؟
جالب اینجاست که بعضیها، تا چند روز پیش، اصل وجود چنین نامهای را هم تکذیب میکردند. بعد اعتراض کردند چرا چنین نامهای باید محرمانه باشد؟! بعد ایراد گرفتند که چرا ابوترابی و توکلی آنرا علنی کردهاند؟ سپس آنرا جنگ تبلیغاتی مخالفان رییسجمهور دانستند. آقای مشایی هم دقیقا در همین روزها، مخالفت مخالفان خود را ناشی از حسادت آنها اعلام کرد! در کنار اینها، برخورد آقای احمدینژاد هم همچنان بیاعتنایی به نامهی رهبری بود، آنهم نه بیاعتنایی همراه با سکوت، بلکه با حمایت و تاکید مجدد بر شایستگیهای آقای مشایی!
به هرحال پس از گذشت حدودا یک هفته، نامهی رهبر انقلاب منتشر شد، آنهایی که تا دیروز چنین نامهای را موهوم میدانستند، با دیدن آن، منتظر اقدام سریع آقای احمدینژاد شدند، اما آقای رییسجمهور نه تنها مشایی را برکنار نکرد، بلکه در اقدامی قابل تامل، رونوشت استعفای مشایی را به همراه نامهای عجیب به دفتر رهبری ارسال کرد!
میشود با خیال راحت نشست و همه این مسائل را از ابتدای آن تا پایان توجیه و تفسیر کرد. مثلا میتوان مثل برخی آدمهای متوهم ادعا کرد که همه این ماجراها جنگ زرگری است و یا اینکه بگوییم احمدینژاد میخواهد حواس همه دشمنان را از رهبری به سمت خود جلب کند! و یا اینکه قصد دارد اذهان عمومی را از مسائل انتخاباتی به سمت دیگری سوق دهد. ما حتی می توانیم نامه رهبری را هم توجیه کنیم و بدون در نظر گرفتن عبارت «لازم است» در پایان آن، ادعا کنیم که حکمی در کار نبوده! اصلا میشود همه این اتفاقات را فراموش کنیم و بخشهایی از سخنان رهبری را به نفع خودمان مصادره کنیم و دهان و دندان منتقدان را درهم بکوبیم که شما بیانصافید! هیچ اشکالی ندارد، اما ما چنین توجیهاتی را نمیپذیریم. حرف من و شاید بسیاری دیگر از دوستان من اینست:
1- ما از جنس آدمهایی نیستیم که پروندهی آنها در زمینه اطاعت از رهبری کاملا مشخص و سنگین است. ما از جنس سایت آینده هم نیستیم که دقیقا بعضی روزها ولایتی میشود! ما حتی از جنس آن آدمها هم نیستیم که به راحتی از کنار برخی نامههای سرگشاده عبور میکنند اما با دیدن نامههای احمدینژاد، ذوب در ولایت میشوند!
2- کسی نمیتواند ما را به تندروی، شتابزدگی و «فریب خوردن» متهم کند و ما را به رسانههای مخالفان احمدینژاد نسبت بدهد؛ ما در روزهایی از آقای احمدینژاد حمایت کردیم که بسیاری از افراد و رسانهها علیه او بودند.
3- اگر تا پیش از این، خیال آقای احمدینژاد از بابت پایگاه اجتماعی، محبوبیت مردمی و نفوذ کلام منتقدان و مخالفان خود در بین مردم عادی جامعه راحت بود، این بار نباید راحت باشد. ما آدمهای سیاسی و جناحی و وکیل و وزیر و مسئول مملکتی نیستیم که بخاطر ترس از دست دادن جایگاه خود نتوانیم با مردم صحبت کنیم، ما همان آدمهایی هستیم که در روزها و شبهای انتخابات با مردم و در میان مردم بودیم!
4- ما به دنبال اثبات تقابل احمدی نژاد با رهبری نیستیم و چنین ادعایی هم نداریم و آنرا به مصلحت نظام و احمدی نژاد نمیدانیم. اما ادعای برخی دوستان را هم قبول نداریم که چشم و گوش بسته میگویند «مگر میشود احمدینژاد ولایتی نباشد؟!» معنای ولایتمداری تاخیر چند روزه در برابر حکم رهبری نیست. معنای ولایتمداری، بوسیدن دست رهبری هم نیست، ولایتمداری آقایان را باید در لحظات حساس ببینیم نه در شرایط عادی!
5- ما با اطاعت از فرامین رهبر انقلاب جانب انصاف را در نقد دولت در پیش گرفتهایم. قطعا اگر دستورات و نصایح چند روز پیش رهبری نبود، ما و دوستانمان برنامههایی برای رساندن صدای اعتراض خود به گوش آقای احمدینژاد داشتیم!
6- بهتر است برای رعایت انصاف، سخنان مقام معظم رهبری را با همه جوانب آن، ملاک و معیار خود قرار بدهیم. مخصوصا توصیهها و دستورات اکید رهبری به دولت و شخص رییسجمهور که متاسفانه گاهی با بیتفاوتی روبرو شده است! مواردی وجود دارد که اگر لازم شد، در فرصت های بعدی خواهم نوشت.
مرتبـــط:
مشهد بودم؛ تنها ساعتي از بامداد 26 تير گذشته بود كه خبر دادند مشايي معاون اول شده است. تا اذان صبح به دوستان زنگ زدم و اين پيشآمد ناگوار را تسليت گفتم.
با توجه به روحيه اي كه از احمدينژاد سراغ داشتم، ميدانستم كه از تصميمش عقبنشيني نميكند.
بعد ازماجراي الحاق سازمان حج و زيارت به گزدشگري و مخالفت صريح رهبري با اين اقدام مشايي و احمدينژاد، به صورت خصوصي با احمدينژاد صحبت كرده و گلايه شديد بچههاي حزباللهي را به او منتقل كرده بودم، اما پاسخ داد كه: "اينها القائات شيطاني است!"
با تكبر مشايي هم به خوبي آشنا بودم و ميدانستم كنار نميرود. چون به او هم چند روز بعد از انتخابات گفته بودم كه نبايد در دولت دهم باشي و با پوزخند پاسخ داده بود: "جاي من محكم است!"
قبلا هم در مورد ماجراي دوست ناميدن اسرائيليها، قبل از آنكه اعتراضات بالا بگيرد، مشايي را كنار كشيده بودم و گفته بودم كه اين حرفت اشتباه است و نيروهاي حزباللهي بسيار گلايهمند هستند، اما با داد و هوار پاسخ داده بود: "به خاطر چند نفر كه نميشود مملكت را تعطيل كرد!"
حالا در جريان معاون اول شدن مشايي، همه به شدت ناراحت بودند، اكثر خواص حامي احمدينژاد نگران و ناراحت بودند، حتي خود اعضاي هيئت دولت …
عدم توجه احمدينژاد به همه نگرانيهاي دلسوزانه، كار را به "آقا" رساند و آقا هم دستور دادند كه مشايي بايد برود اما آنچه نبايد اتفاق مي افتاد، اتفاق افتاد …
ماجراي اين روزهاي مشايي و احمدينژاد و عدم تمكين احمدينژاد به دستور رهبري و لحن نامههاي احمدينژاد و مشايي نكات و تحليلهاي فراواني دارد كه زياد به آنها پرداخته شده و ميشود و من نمي خواهم به آن نكات بپردازم، خلاصه حرفمان اين است كه …
ما هرچه داريم از ولايت و جانمان فداي "آقا"ست؛ حتي اصليترين علت حمايت ما از احمدينژاد هم به خاطر ولايتمداري او بود، چون بر خلاف خاتمي و هاشمي دست آقا را به نشانه ولايتمداري بوسيده بود؛ پس عدم اطاعت از رهبري و چنين لحني در مقابل وليفقيه زمان به هيچ وجه پذيرفتني نيست … كاش حداقل دست آقا را نميبوسيد تا انتظار ما از او به اندازه مقدار ولايتمداري روساي جمهور قبلي باقي ميماند …
ديگر به اختلاف نظرها در مورد اينكه واقعا مواضع و اقدامات مشايي خوب بوده يا بد، كاري ندارم اما نوع اقدامات و ادبيات احمدينژاد در نامهنگاريهايش به "آقا" و دهنكجي احمدينژاد به ارزشيهايي كه او را سركار آوردند، باعث شده كه نگاه من و ما به احمدينژاد ديگر آن نگاهي نباشد كه پيش از اين به او داشتيم …
در طول سالهاي گذشته چند بار عليه مشايي و اقدامات و اظهاراتش مطلب نوشته بودم اما اين بار عليرغم مخالفت شديد با اقدامات مشايي و حمايت بيجاي احمدينژاد، دستم به قلم نميرفت.
دستم به قلم نميرفت چون در اين مدت كوتاه بعد از انتخابات تلخيهاي زيادي به كاممان نشسته بود و تحمل تلخي روزافزون اين ماجرا را نداشتم…
اما حالا ديگر نوشتم چون تلخي نوشتن از خودخواهي احمدينژاد، قطعا كمتر از تلخي عدم فرمانبرداري از وليامر و وليفقيه زمان است … /حامد طالبی (خبرنگار فارس)/
اخبار مرتبط:
-
بيانيه 210 نماينده مجلس در تقدير از ولايت مداری محسنی اژه ای (دم محسنی و نماینده ها گرم!)
-
وزیر بهداشت: كابينه دولت دهم كارآمد و مورد اعتماد خواهد بود (صمیمانه امیدواریم)
وزیر اطلاعات برکنار شد، وزیر ارشاد استعفا داد !

رییس جمهور، طی اقدامی بسیار عجولانه و نسنجیده، غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد را در فاصله 8 روز تا پایان دوره نهم ریاست جمهوری برکنار کرد !!
البته ساعتی پس از آن، رییس جمهور متوجه شد با این کارش، دولت از رسمیت می افتد لذا برکناری صفارهرندی را پس گرفت! اما خود صفارهرندی استعفای خود را تقدیم رییس جمهور کرد ولی احمدی نژاد آنرا نپذیرفت تا فعالیت های دولت در این یک هفته مختل نشود!
علت برکناری این دو وزیر -همانطور که در خبرگزاری ها و صداوسیما اعلام شد و در گزارش واحد مرکزی خبر هم آمده است- اعتراض این دو به رییس جمهور بخاطر تاخیر زیاد در اجرای دستور انقلاب درمورد عزل مشایی بوده است! ابوترابی نماینده اصولگرای مجلس هم در همین باره گفت: برکناری وزیرانی که خواستار اجرای دستور رهبری بودند درست نبود... (آقای احمدی نژاد! متاسفم براتون!!)
اخبار مرتبط:
استعفای مشایی و مردودی احمدی نژاد
پس از گذشت یک هفته از دستور مقام معظم رهبری به رئیسجمهور در خصوص ضرورت برکناری آقای مشایی از معاون اولی رئیس جمهور و بی اعتنایی دکتر احمدی نژاد به دستور صریح رهبری، سرانجام مشایی شخصا با انتشار پیامی ولایت دوستانه(!) از این سمت کنارهگیری کرد تا منتی ابدی بر سر همگان بگذارد!

به گزارش مهر، متن اطلاعیه کناره گیری اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاونت اولی ریاست جمهوری به این شرح است: اینجانب بعد از دستور مقام معظم رهبری خود را معاون اول رئیس جمهور نمی دانم و به عنوان یک سرباز ولایی در هر کجا که بتوانم به مردم عزیز کشور خدمت خواهم کرد.
مشایی همچنین در نامه ای به احمدی نژاد، استعفای خود را اعلام داشت و رییس جمهور هم با آن موافقت کرد. احمدی نژاد همچنین در نامه ای به رهبر معظم انقلاب، از اجرای دستور ایشان مبنی بر کناره گیری مشایی(البته پس از یک هفته تعلل و مخالفت!) خبر داد... هرچند که وی باز هم دستور رهبری را عمل نکرده! چراکه رهبر دستور برکناری مشایی را داده بودند نه استعفا و موافقت با آن!
ماجرا به اینجا ختم نشد و رییس جمهور ساعاتی پس از پذیرش استعفای مشایی، در حکمی مشایی را به سمت رییس دفتر رییس جمهوری منصوب کرد تا خود رأیی خود را تکمیل کند و دهن کجی بزرگی به همه نشان دهد و صد البته میزان علاقه خود را به مشایی! (کاریکاتوری در همین مورد)
* * *
ولایت پذیری به ظاهر نیست
در فضایی که تمامی جریان های سیاسی موافق و مخالف کشور باتوجه به ابلاغ رهبر انقلاب منتظر عکس العمل سریع رئیس جمهور برای برکناری مشائی بودند تعلل و کندی احمدی نژاد ما را بر آن داشت تا نکاتی چند را برای رفع توهمات ناشی از آرای 24 میلیونی آقای احمدی نژاد به ایشان متذکر شویم.
آقای احمدی نژاد! به نظر می رسد که رای بالای مردم به شما و رکورد 24 میلیون پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم سرابی از موفقیت و اعتماد به نفس را برای شما مسجل کرده که با تکیه بر آن به خود اجازه می دهید تمامی اعتقادات و اعتماداتی را که پایه گذار پیروزی دوباره تان بوده است را به استهزا بگیرید. می ترسیم فراموش کرده باشید که همین مردم معتقد ولایت پذیر بودند که به رای دادند وگر نه مخالفانتان که شاهد عرض ارادتشان به شما در روزهای شلوغی وازدحام بودیم نه تنها از ضعف ونقص شما ناراحت نمی شوند که آن را تایید بر انتخاب نامزد محبوبشان می دانند.
ما را رو سیاه نکنید لطفا!
رئیس جمهور منتخب، اصل 110 قانون اساسی به عنوان محور قانونی اختیارات ولی فقیه و نیز اصول دینی و مذهبی ما که برداشتی نیابتی از اختیارات فقیه در زمان غیبت دارد به صراحت تکلیف ما و شما را در برابر دغدغه های علما به خصوص ولی فقیه روشن کرده است چه برسد به جایی که ولی امر دستوری قاطع و کتبی بسان آنچه در لزوم برکناری مشائی ازمشاغل حساس نوشته اند به رشته تحریر بیاورند.
هر چند شما خود را بی نیاز از وصیت و نصیحت می دانید اما باید به شما من باب (فذکر، ان الذکری تنفع المومنین) یادآور شویم که ولایت پذیری و ذوب در ولایتی که شما در سال های پس از استانداریتان در سخنرانی ها و مواضعتان یادآور می شدید و ما نیز به مانند مخاطبان معدود دیگر از شما و رهنمودهایتان استفاده می کردیم تنها به دست بوسی و احترام ظاهری نیست. این دیگر بدیهی ترین اصل ولایت پذیری است که؛
به عمل کار بر آید نه به حرف!
نکته آخری که باید با کمال تاسف به شما یادآور شویم اینکه ما و میلیون ها ایرانی دیگر که به شما رای دادند و حتی کسانی که فرد دیگری را مخاطب خواسته ها و مطالبات خود دیدند و به شما رای ندادند، رهبری را نه یک شخص و اصل قانونی بلکه رکن رکین انقلاب می دانیم و به فرموده امام پشتیبان آن شده ایم تا مملکت را از آسیب دشمنان حفظ کنیم و بر همین اساس، برادرانه به شما گوشزد می کنیم که همان گونه که با اعتماد ولایت پذیران روی کار آمدید و در انتظار تنفیذ حکمتان از سوی ولایت امر هستید به همان شکل نیز در صورت مردودیتان در این آزمون بزرگ و حساس شما را از ادامه تصدی جایگاهی که به عنوان معتمد مردم و ملت به دست آورده اید بازداشته و تمام توان خود را برای مخالفت با دولتی که رئیسش به خواست ولایت فقیه بی توجهی کرده به کار خواهیم بست. /منبع: جهان نیوز/
اخبار مرتبط :
>> مشاهده جدیدترین مطلب وبلاگ شخصی رییس جمهور
نتایج نظرسنجی وبلاگ: 69% شرکت کنندگان، با معاون اولی مشایی مخالفند
موجی از نارضایتی درپی انتصاب مشایی به سمت معاون اول رئیس جمهور
پس از اینکه دکتر احمدی نژاد برخی تغییرات در کابینه دولت دهم را اعلام کرد که مهمترین آن انتصاب اسفندیار رحیم مشائی به سمت معاون اولی رئیس جمهور بود، با هرکسی که صحبت می کردم -چه موافق دولت چه مخالف- از این اقدام راضی نبود. چراکه وی در دوران ریاست خود بر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، بارها با گفته ها و کارهای نسنجیده خود، مشکلات فراوانی را بوجود آورد و هزینه های مختلفی را متحمل کشور نمود. تا جایی که صدای اعتراض رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام تقلید، نخبگان و مردم شریفمان را هم در آورد.

دامنه این اعتراضات تا حدی بود که اصلی ترین حامیان دکتر احمدی نژاد هم قبل از انتخابات تلویحا این وعده را داده بودند که احمدی نژاد در دولت دهم از مشایی استفاده نخواهد کرد. بعنوان مثال، علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای مجلس گفته بود: حمایت شخص من از احمدی نژاد جدی است اما از طرفی دیگر پس از انتخابات از جمله مطالباتی که از او داریم نبود عناصری چون رحیم مشایی در کنار اوست. وی در پاسخ به این سوال مبنی بر اینکه «چرا احمدی نژاد تا کنون با رحیم مشایی برخوردی نداشته» اظهار داشت: برخی از مطالبات چون نبود این عناصر در کنار احمدی نژاد را پس از برگزاری انتخابات دنبال خواهیم کرد.
با در نظر گرفتن همه این مسائل، انتظار داشتیم مشایی یا در کابینه دهم نباشد و یا حضوری کمرنگ تر داشته باشد؛ نه اینکه ارتقاء سمت هم بیابد و معاون اول رئیس جمهور شود!
«وبلاگ دوستداران و منتقدان دکتر احمدی نژاد» ضمن اعتراض شدید به این اقدام رییس جمهور، از دکتر احمدی نژاد خواستار است به این اعتراضات و انتقادات دلسوزانه ترتیب اثر دهد و قبل از مراسم تنفیذ و تحلیف، مشایی را از سمت معاون اولی کنار بگذارد. شما بازدیدکنندگان محترم نیز می توانید از طریق این نظرسنجی و همچنین قسمت نظرات، موافقت یا مخالفت خود را با این اقدام رئیس جمهور اعلام کنید.
اخبار مرتبط :
تلاش مذبوحانه حامیان موسوی برای بالا بردن جنبه وی!
ما در تاریخ ۱۰ تیر، یک نظرسنجی راه انداختیم برای انتخاب باجنبه ترین سیاستمدار ایران... (بقیه اش را در ادامه مطلب بخوانید...)
تـذکـر : ضوابط به نمایش درآمدن نظرات را از اینجا بخوانید
در پي سقوط هواپيماي مسافربري مسير تهران- ايروان و جان باختن تمامی ۱۶۸ سرنشین آن، رییس جمهور پيام تسليتي صادر كرد و به وزير راه و مسوولان ذيربط دستور داد در اسرع وقت علل وقوع اين حادثه را بررسي و گزارش آن را اعلام نمايند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، متن كامل پيام دکتر احمدی نژاد به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
سانحه تلخ و دلخراش سقوط هواپيماي مسافربري و درگذشت جمعي از هموطنان گرامي موجب تاثر شديد و اندوه فراوان شد.
اين حادثه جانسوز را به محضر بقيه الله الاعظم ارواحنا الفدا، رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي و خانواده محترم درگذشتگان و عموم مردم كشورمان تسليت مي گويم.
به وزير محترم راه و ساير مسوولان ذيربط ماموريت داده مي شود در اسرع وقت علل وقوع اين حادثه را دقيقا بررسي و گزارش لازم را به اينجانب و ملت شريف ايران اعلام نمايند.
از خداوند متعال براي كليه بازماندگان صبر جميل و براي جانباختگان علو درجات و رحمت و مغفرت الهي مسالت مي كنم.
محمود احمدي نژاد
رئيس جمهوري اسلامي ايران
88.4.24

پسرعمه ام توی تابستون کلاس جودو میره؛ میگفت امروز بعد از ظهر که رفته بودم باشگاه، دیدم نوشته "کلاس جودو تعطیل است" و خیلی ها هم نشستن دارن گریه میکنن... آخه مربیان و بازیکنان همین تیم نوجوانان جودو که توی این حادثه جانشون رو از دست دادن، توی کلاس پسرعمه ام هم مربیگری میکردن... روحشون شاد...
ما نیز به نوبه خود این مصیبت را به خانواده های عزادار و عموم ملت ایران تسلیت می گوییم و امیدواریم مسئولین، احساس مسئولیت بیشتری از خود نشان دهند.
نظــرسـنـجـی: بهترین وزیر دولت نهم کیست؟ (کلیک کنید)
حضرت امام خمینی(ره) : ما نمي خواهيم در خارج از كشور وجاهت پيدا كنيم، ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم و اما اشتباهي كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابي عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاي فاسد. و دولت انقلابي و ارتش انقلابي و پاسداران انقلابي، هيچ يك از اينها عمل انقلابي نكردند و انقلابي نبودند.
اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد.

من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز عذر مي خواهم، خطاي خودمان را عذر مي خواهم. ما مردم انقلابي نبوديم، دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم، يك حزب و آن "حزب الله" حزب مستضعفين، و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم.
(صحیفه امام خمینی(ره) ج9 ص282)
میرحسین موسوی با رفتار و حرکت های بی منطق و بدون استدلال های حقوقی، مسیری را طی کرد که ثبت تاریخی آن برای آینده کشور و نظام می تواند الگویی انحرافی را نهادینه کند.
ملت بزرگ ایران برای اولین بار در طول تاریخ انقلاب اسلامی، پدیده هایی را مشاهده کرد که تاکنون مشاهده نکرده بود. هر قدر مشارکت عمومی در یک انتخابات بالاتر باشد، باید جشن و شیرینی آن نیز گسترده تر باشد. اما میرحسین موسوی با رفتار و حرکت های خویش و بدون استدلال های حقوقی، مسیری را طی کرد که ثبت تاریخی آن برای آینده کشور و نظام می تواند الگویی انحرافی را نهادینه کند.

آنچه موسوی پس از انتخابات انجام داد، حتی برای برخی کسانی که به وی رأی داده بودند نیز غیر عادی و غیر قابل باور بود و کثیری از حامیان وی از رای خود پشیمان شدند.
میرحسین موسوی، بدعت هایی را بنیان نهاد که دل بسیاری از انقلابیون و مردم به واسطه آن جریحه دار شد، از جمله این بدعت ها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1-عدم مراعات قواعد مردم سالاری
مردم سالاری یا دموکراسی ضوابطی دارد که به صورت قراردادی دو طرف مبارزه پذیرفته اند. میرحسین موسوی بعد از باخت، ریل حرکت خود را از مسیر قانون جدا کرد و به سمت التهاب اجتماعی پیش رفت و هیچ گونه استدلالی برای نحوه تقلب، با تفاوت 11 میلیون رأی ارائه نمی کند.
از یکی از راهپیمایان عصر 25 خرداد پرسیدم: سند شما مبنی بر تقلب چیست که اکنون به خیابان آمده اید؟ گفت من نمی دانم ما به گفته آقای موسوی اعتماد داریم، بنابراین میرحسین مسیر را برای چنین رفتاری در انتخابات آتی کشور باز کرد و رویه ای را ایجاد کرد که در حافظه ملت ماندگار خواهد شد. او ثابت کرد که می توان در وسط بازی، قواعد را عوض و یک طرفه اعلام پیروزی کرد.
2-عدم ارجاع مشکلات به مراجع قانونی و بی اعتبار دانستن آنها
میرحسین موسوی از اول مشی ای را دنبال می کرد که دولت، شورای نگهبان و مجریان را قبول ندارد. این مشی ابتدا به ساکن و قبل از انجام هر گونه تخلفی، قابل تأمل بود.
تشکیل کمیته صیانت دو ماه قبل از انتخابات، مکاتبه با رهبری برای مشکلات کوچک و صدور بیانیه خطاب به ملت، به جای شکایت به شورای نگهبان بدعت های جدید ایشان است. کسی که ساز و کار قانونی کشور و نظام خود را قبول ندارد چگونه می توانست فردای انتخابات و پیروزی با آنها کار کند، لذا بسیاری از افرادی که رفتار میرحسین موسوی را در فردای انتخابات دیدند، خدا را شکر می کنند که ایشان رئیس جمهور نشد و گرنه کشور را باید دائما در چالش میان دستگاههای حکومتی مشاهده می کردیم.
3-صدور بیانیه آشوب طلبانه و دعوت به حرکت های خیابانی
میرحسین موسوی به محض احراز شکست، رأی چهل میلیونی مردم را خیمه شب بازی خواند و خواستار استمرار موج سبز شد. تحلیلگران و نخبگان و حقوقدانان از این حرکت انحرافی بسیار متعجب شدند که چرا میرحسین موسوی اعتراض خود را در چارچوب قانون طرح نمی کند. مگر او نبود که یکی از اهداف اساسی خود را اجرای قانون می دانست، مگر وی، مدعی نبود که دولت فعلی قانون ستیز و قانون گریز است؟ چگونه است که خود مسیر غیرقانونی را عریان طی می کند. صدور بیانیه تهییجی به جای اعتراض قانونی یکی دیگر از بدعت های ثبت شده در انتخابات ایران به حساب می آید.
4-برگزاری راهپیمایی غیرقانونی
میرحسین موسوی که مدعی بود شاخصه اصلی دولت نهم قانون ستیزی است، بدون اخذ مجوز قانونی طرفداران خود را به خیابان می ریزد و خود نیز شخصاً در بین آنها حاضر و در سخنرانی خود به نهادهای قانونی و نظارتی نظام حمله می کند. درخواست برگزاری راهپیمایی سراسری در کشور و پایتخت به خاطر اعتراض به نتیجه انتخابات، قبل از بررسی و پیگیری راه های قانونی، یکی دیگر از بدعت های میرحسین موسوی به حساب می آید.
5-ایجاد زمینه برای جولان ضد انقلاب
ضد انقلاب بودن اغتشاشگران سازمان یافته قطعی است؛ اگر چه میرحسین موسوی با ژست دموکرات مآبانه چنین نظری را رد می کند. نوع شعارها، نوع حملات فیزیکی، حمل اسلحه و سلاح سرد و عربده کشی حکایت از آن دارد که در سایه زمینه سازی میرحسین موسوی ضد انقلاب، اراذل، سابقه دارها و... به میدان انتقام آمده اند، چه حاشیه امنی برای آنان بهتر از شعار الله اکبر و پیشانی بند «نخست وزیر امام». اراذل و اوباش باید از ایشان تقدیر ویژه نمایند زیرا میرحسین موسوی توانست آشوبگران و ضدانقلاب را ذیل شعارهای خود به میدان مقابله با مردم و انقلاب روانه سازد.
6-ایجاد زمینه برای به سخره گرفتن نظام توسط غرب
دنیای غرب که مدعی عدم وجود مردم سالاری در ایران است، با اقدامات میرحسین موسوی مستمسک خوبی دست آورد.
آنان حوادث اخیر را نه درون خانواده انقلاب می دانند و نه بین اراذل و مردم. آنان اراذل را طرفداران جامعه مدنی خواندند و نظام مقدس جمهوری اسلامی را به عنوان عامل سرکوب آزادیخواهان معرفی کردند. غرب نیز مانند میرحسین موسوی ، انتخابات چهل میلیونی ما را یک بازی تلقی کردند و سلامت آن را به چالش فراخواندند. اوباما، اوباش را طرفداران دموکراسی دانست که به آنان خیانت شده است.
7-ایجاد خانه های تیمی برای طراحی اعمال غیرقانونی
در تحلیل های قبل از انتخابات، این نکته وجود داشت که تشکیل کمیته صیانت از آرای در عین القای قطعی بودن پیروزی نمی تواند بدون طراحی های دیگر باشد. کروبی در دانشگاه آزاد نجف آباد تشکیل خانه های تیمی را برملا کرد، دستگاه های اطلاعاتی وامنیتی نیز با دستگیری سران مجاهدین و مشارکت خصوصاً در موضوع خانه تیمی قیطریه این موضوع را به اثبات رساندند. هدف این خانه های تیمی اگر طراحی آشوب نباشد، چه می تواند باشد؟
8-مکاتبه و مراجعه به رهبری به جای مراجعه به کانال های قانونی
میرحسین در اول انتخابات، دو نامه به خطاب به مقام معظم رهبری نوشت؛ حتی برای تمدید ساعت رأی گیری بعد از ساعت 22 نیز از طریق رهبری اقدام کرد. این رفتار از دو حالت خارج نیست؛ یا ایشان هیچ نهادی را شایسته و واجد صلاحیت نمی داند یا آنقدر روحیه استکباری بر خود حاکم کرده است که خود را شایسته تماس با کمتر از رهبری نظام نمی بیند!
9-تبدیل مهم ترین انتخاب ملت به خاطره ای تلخ
شرکت چهل میلیونی ملت در انتخابات به فرموده رهبر معظم انقلاب «جشن حقیقی» بود. میرحسین در سایه شکست سنگین و حرکت های غیرقانونی و عبوسانه، این شیرینی را تلخ و همگان را در بهت و حیرت فرو برد. مردمی که باید در جشن شرکت می کردند از ترس تخریب منازل و اماکن یا اسیدپاشی ،خانه نشین شدند و با حوادث بعد از انتخابات و کشته شدن تعدادی در حوادث مذکور، شیرینی انتخابات فراموش شد اینهمه در حالیست که میرحسین موسوی در شعارهای انتخاباتی خود مدعی بود که برای ایجاد نشاط و شادابی آمده است.
10-ایجاد شبهه نسبت به سلامت سیاسی نظام
میرحسین موسوی با خیمه شب بازی خواندن انتخابات واعلام علنی مبنی بر عدم اعتماد به شورای نگهبان و اصرار بر ابطال انتخابات (بدون ارائه دلیل قابل پسند) نظام سیاسی ایران رانظامی معرفی کرد که رأی مردم در آن بی تأثیر، فرمایشی و بی خاصیت است و حاکمیت هر چه بخواهد انجام می دهد. ایجاد آسیب به سرمایه اجتماعی نظام که همان اعتماد عمومی ملت است مهمترین خیانت موسوی در این عرصه است.
11-سیاسی کردن مسائل حقوقی
پیگیری تخلفات انتخاباتی، امری است حقوقی و طرح آن در مجامع عمومی برای تحریک و تهییج، قطعاً منتج به نتیجه نخواهد شد.
میرحسین کسی نیست که این موضوع را نداند، اما با سیاسی کردن مسئله ثابت نمود که به دنبال شفافیت و بررسی مجدد نیست.
او هر چیزی را که مانع رسیدن وی به کرسی ریاست جمهوری شود، سرکوب خواهد کرد. استمرار آشوب ها به رغم کشته شدن بی گناهان نمونه ای از این سیاسی کاری و سماجت خودخواهانه است.
12-عدم همبستگی بین مطالبه و استدلال ها
میرحسین در دیدار با مقام معظم رهبری، در جمع طرفداران در خیابان آزادی و در نامه به شورای نگهبان خواستار ابطال انتخابات شده است و طبیعتاً برای این مدعا باید استدلال های محکمه پسند و حقوقی ارائه دهد.
ایشان در نامه خود به شورای نگهبان از جمله دلایل زیر را مطرح می کند. 1- احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری توهین کرده است. 2- احمدی نژاد دوران امام را زیر سوال برده است. 3- برای نمایندگان بنده کارت به موقع صادر نشده است. 4- بسیج در انتخابات دخالت کرده است. خانم ایشان نیز مدعی است باید رأی میرحسین در لرستان (زادگاه رهنورد) و آذربایجان شرقی (زادگاه میرحسین) بیشتر از احمدی نژاد باشد. این استدلالات آنقدر بی اساس است که حتی فردی مادر مرده را نیز به خنده وا می دارد!
13-بی توجهی به توصیه های مقام معظم رهبری
در جلسه میرحسین موسوی با مقام معظم رهبری که بعد از انتخابات تشکیل شد، به موسوی توصیه شد که کانال های قانونی را طی کند و به شورای نگهبان نیز تأکید شد با دقت از حقوق میرحسین موسوی صیانت کند. اما موسوی که به کمتر از ابطال انتخابات راضی نمی شد، بعد از خروج از دفتر رهبر معظم انقلاب مجدداً بیانیه صادر کرد، راهپیمایی غیرقانونی انجام داد و در آن راهپیمایی غیرقانونی شرکت و سخنرانی کرد.
رهبر معظم انقلاب، موسوی را به طی مسیر قانونی فرا می خواندند و در همان حال میرحسین موسوی راهپیمایی غیرقانونی به پا می دارد و در راهپیمایی اعلام می دارد به شورای نگهبان اعتماد ندارد و...
همه موارد فوق و حوادث تلخ فوق الذکر تأسف آور است، اما از آنجا که معتقدیم دست الهی تاکنون انقلاب اسلامی را از همه حوادث سخت ونفس گیر عبور داده است، ان شاءالله این بدعتها نیز فرصت هایی را در خود خواهد داشت:شاید به سمت پالایش دیگری در درون انقلاب می رویم، شاید خرداد 88 تکرار خرداد 60 باشد که حذف منافقین از عرصه انقلاب اسلامی را به ارمغان آورد. /منبع: ایرنا/
-
تـذکـر : ضوابط به نمایش درآمدن نظرات را از اینجا بخوانید

قصیده ای زیبا برای ولادت مولای متقیان (کلیک کنید)
خیلی سعی کردم تا این بغض را فرو دهم و هیچ نگویم ولی تلاشم نا فرجام ماند و این بغض را اگر فریاد نکنم، خفه ام می کند.
قبل از هر سخنی لازم است که نکته ای را متذکر شوم:
این نوشته به طرفداری هیچ گروه و دسته ای نوشته نشده است. و شاید دلیل سعی در فرو دادن بغضم همین برداشت غلط بوده که به وابستگی متهم شوم.
×××
در هر فرصتی برای انتخاب، گروهی نقش اکثریت میابند و گروه دیگر اقلیت. وظیفه قانونی اقلیت تمکین از انتخاب اکثریت است. و این مهم در جوامع مردم سالار یک اصل بدیهی و پذیرفته شده است.
در جمهوری اسلامی ایران نیز ساز و کارهای قانونی کافی برای نیل به خواسته اکثریت وجود دارد. و مردم در تمامی سطوح کشور حرف آخر را می زنند.
اما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اتفاقی افتاد که در عمر سی ساله این نظام مردمی و ولایی، بی نظیر قلمداد گردید.
حضور چشمگیر مردم برای انتخاب فرد مورد نظر خود و دیگری ادعای تخلف گسترده و به طبع آن تجمعات و سایر حواشی مشاهده شده...
نکته درد آور در همین حواشی نهفته است. که متأسفانه هیچ یک سعی نکرد نقش مادر اصلی را بازی کند و برای حفظ سلامت مولود خود، خود را فدا کند!
اشتباهات و خودخواهیهایی که از قبل از انتخابات آغاز گردید و در عصر فردای انتخابات به اوج خود رسید!
اقلیتی که خود را اکثریت می دید، معترض نتایج گردید، و افراد خود سر در هر دو طیف فجایعی را خلق کردند که دل هر صاحب دلی را به درد آورد.
عصر شنبه اقلیت بهت زده که خود را اکثریت می دید، بهت خود را در خیابان رها کرد... افرادی که وظیفه تأمین امنیت و آسایش و رفاه همان مردم بهت زده را داشت، معترضین را با معاندین اشتباه گرفتند و سواستفاده گران از این اشتباه، مردم را در مقابل مردم قرار دادند.
نسلی که جان و جوانی و زندگی خود را فدای امنیت و رفاه مردمش نموده بود، متأسفانه شاهد صحنه هایی شد و شرم کرد! زیرا برخوردهایی را شاهد بود که او و هم نسل هایش با عراقی ها این برخورد ها را نکرده بودند!
دشمن پیروز این میدان بود! زیرا معترض را می دید که به عناد کشیده می شود و خون پاک مردمی بر زمین می ریخت که همه آنان عشق ایران را در سر داشتند.
دشمن می دید همان چیزی را که آرزوی دیدنش را داشت ... و من و هم نسل هایم چیزی را می دیدیم که هیچوقت تصورش را حتی برای دشمنان ملک و ملتمان را هم نداشتیم!
دیدیم که برخی تحت پوشش لباس مقدس بسیج، دست بر روی مردمی بلند کردند که زمانی هم نسل های بسیجی من، جانشان را برای رفاه و آسایش آنان فدا کرده بودند!
دیدیم که برخی حرمت جانفشانی بسیجیان هم نسل من را ندید و با سنگ و دشنام حرمت چفیه را نشانه گرفت...
دیدیم به جای آن که جواب معترض را قانع کننده بدهند، فرصت فریاد را از او گرفتند! و دشمن گوش خود را در اختیار معترضین قرار داد و او شد بلند گوی آنان! ولی دشمن معترض نمی خواست!؟ او می خواست که معترضین را معاند کند و دریغ از ذره ای درایت در برخی!
هم نسل های من بغضی را در گلو دارند که حرمت جانفشانی آنان برای این نسل زمانی دریده شد که خوی و خصلت عاشقانه ی آنان را در فیلم هایتان اخراج کردید و جای قدوم با صفا و عاشق آنان را به مشتی دزد و رزل و اوباش دادید! و وقتی لباس پاک و مقدس آنان را بر قامت اوباشانی دیدیم که اخراجی ها لقب گرفتند ! اخراجی شدیم و خون گریستیم که لباس مقدس نسل من را هم با اخراجی های خود به تاراج بردند...
دیگر چه توقعی می رود که افراد بدلی و نفوذی در لباسی قرار بگیرند و به جای فدا کاری و فدا شدن برای مردمش، باتون به دست در مقابل مردمی قراربگیرند که نسل من خود را فدا کرد تا خاری در پای آنان نرود.
نسل من فدا شد تا مردمم و نظام مقدس جمهوری اسلامی کشورم باقی و پاینده بماند، ولی نسل من شاهد چیز دیگری بود!
نسل من درایتی را در برخی ندید تا معترض را از معاند جدا کند، و با معترض با رأفت و منطق صحبت کند و با معاند با شدت برخورد کند.
نسل من معترض را دید که معاند می شود! در حالی که نسل من معاند را معترض، و معترض را هم راه می کرد.
در این ایام جاذبه و دافعه بهشتیان این زمان را ندیدیم! تا جایی که علی مان جسم درد مند خود را به مسلخ فرستاد.
نسل من این روزها خون گریه میکند که حرمت حریم هایی شکسته شد که برای برقرای آنها، چه جان ها نثار شده بود.
نسل من امروز مظلوم تر از همیشه، به تاراج قداست هایش می نگرد! و به جوانانی که در هر دو سو می توانستند جای خالی هم رزمانشان را که این روزها با بال های شکسته در سودای پرواز هستند، پر کنند.
نسل من فدا شد تا این نسل در کنار هم کشورمان را بسازند، در کنار هم امنیت کشورمان را حفظ کنند و با هم باشند نه بر هم!
نسل من این روزهای باقی مانده عمر خود را نه با خس خس سینه های دردمندشان، نه با درد ترکش های دشمن، که با بغضی فرو خورده و با دلی پر خون سر میکند تا دعایشان برای پرواز زودتر مستجاب شود.
بیایید این نسل را بیش از این دردمند نکنیم.
بیایید قداست ایثار و جانفشانی این نسل را با عملکرد غلط خود، از ذهن ها اخراج نکنیم.
بیایید به کوری چشم کسانی که نمی خواهند نسل من در کنار نسل امروز سرود سربلندی سر دهد، مشت هایمان را در مقابل دیدگان اهریمنان به سوی هم نشانه نرویم.
بیایید که فرصت زیادی نداریم که هم نسل های من میهمان این چند روز شما بیشتر نیستند. لا اقل به حرمت جانفشانی هایشان، این روزهای آخر را کامشان را تلخ نکنیم.
منبع: وبلاگ ابوالفضل درخشنده(جانباز شیمیایی و نویسنده مجموعه داستان های تخریبچی دوران)
-
تـذکـر : ضوابط به نمایش درآمدن نظرات را از اینجا بخوانید
به گزارش سایت دفتر مقام معظم رهبری، در خجسته سالروز میلاد حضرت مولی الموحدین علی بن ابیطالب (ع)، حسینیه امام خمینی (ره) امروز صحنه جلوه های زیبایی از عشق و شور ایمانی هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم از سراسر کشور بود که با ذکر یا علی به مقام ولایت ابراز ارادت کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار با اشاره به اهتمام ویژه حضرت علی (ع) برای استقرار عدالت و حفظ وحدت در جامعه اسلامی، مهمترین نیاز کنونی دنیای اسلام و به ویژه ملت ایران را اتحاد کلمه و هوشیاری در قبال توطئه دشمنان برای ایجاد اختلاف دانستند و ضمن اخطار شدید به سران برخی دولتهای غربی درخصوص واکنش ملت و دولت ایران به دخالتهای آشکار آنان در قضایای اخیر تأکید کردند: شکرگزاری حرکت عظیم و با شکوه ملت ایران در 22 خرداد و حضور نزدیک به 40 میلیونی مردم در پای صندوقهای رأی، حفظ وحدت، مهربانی، نگاه مشفقانه، نشاط، و تداوم حرکت انقلابی در میان مردم و نخبگان، و اشتباه نگرفتن دوست و دشمن است.
ایشان با اشاره به نقش اسلام و انقلاب اسلامی در اتحاد و یکپارچگی ملت ایران، لزوم حفظ وحدت و همدلی را یادآور شدند و تأکید کردند: انتخابات پرشور 22 خرداد که با مشارکت بی نظیر 85 درصدی مردم همراه بود نشان داد که انقلاب اسلامی بعد از گذشت 30 سال توانایی اینگونه به صحنه آوردن مردم را دارد، بنابراین دشمنان دست بکار شدند تا میان مردم ایجاد اختلاف کنند که تا حدی هم موفق شدند ولی ملت باید این توطئه را خنثی کند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سیاست روشن نظام جمهوری اسلامی که رقابت نامزدهای ریاست جمهوری را رقابتی درون خانوادگی می داند افزودند: گاهی ممکن است این رقابت داخل خانواده به عصبانیت هم کشیده شود اما این مسئله ربطی به بیگانگان ندارد.
حضرت آیت الله خامنه ای هدف دشمنان از ورود به مسائل داخلی کشور را ایجاد اختلاف و دو دستگی دانستند و خاطرنشان کردند: برخی از سران کشورهای غربی در سطح رئیس جمهور، نخست وزیر، و وزیر خارجه، در مسائل داخلی ملت ایران که به آنها ارتباطی نداشت صراحتاً دخالت کردند و بعد هم گفتند که در مسائل ایران دخالت نمی کنند در حالیکه آنها ضمن تشویق به اغتشاش گری، مردم ایران را اغتشاش گر معرفی کردند.
ایشان با تأکید بر اینکه اغتشاش گر همان عده معدودی هستند که از بودجه تصویب شده برخی دولتهای غربی استفاده می کنند، افزودند: اینکه عده ای نامزد مورد نظرشان رأی نیاورد و احساس افسردگی و ناراحتی کنند طبیعی است و معنای این مسئله، اغتشاش گری نیست زیرا براساس نتیجه انتخابات، اکثریت و اقلیتی در کشور است و قواعدی وجود دارد، بنابراین معرفی مردم ایران در رسانه های امریکایی و اروپایی تحت سلطه صهیونیستها، به عنوان اغتشاش گر، اهانت به ملت است.
رهبر انقلاب اسلامی با اخطار شدید به سران برخی دولتهای غربی تأکید کردند: این دولتها باید مراقب اظهارات و رفتار خصمانه خود باشند زیرا ملت ایران عکس العمل نشان خواهد داد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ما اظهارات و رفتارهای مداخله جویانه این دولتها را محاسبه خواهیم کرد و قطعاً در آینده روابط جمهوری اسلامی ایران با آنها تأثیر منفی خواهد داشت.

ایشان ملت ایران را ملتی مقتدر و نظام اسلامی را ریشه دار و تثبیت شده دانستند و تأکید کردند: اگر مسئولین جمهوری اسلامی با یکدیگر اختلافاتی هم داشته باشند، در ایستادگی در مقابل دشمن، و در حفظ استقلال کشور با یکدیگر یک کلام هستند و دشمن بداند که نخواهد توانست میان ملت ایران انشقاق ایجاد کند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: همه سران کشورهای استکباری بدانند، هنگامی که پای دشمنان به میان بیاید، ملت ایران با وجود برخی اختلاف سلیقه ها، در مقابل دشمنان متحد و مشتی واحد علیه آنها می شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری تجربه سی ساله ملت ایران از دشمنی ها و توطئه های بیگانگان، خطاب به برخی کشورهای غربی افزودند: تصور نکنید که اگر شما از یک جریانی به خیال خود دفاع کردید و یا اسم برخی افراد را آوردید آن جریان به شما متمایل خواهد شد. ابداً چنین اتفاق نخواهد افتاد زیرا دروغ گویی شما برای ملت ایران آشکار است و آنان می دانند که هدف شما ایجاد بدبینی میان مردم و نخبگان و ادامه کینه ورزی نسبت به نظام اسلامی است.
ایشان با تأکید بر اینکه آرزو و خواب آشفته و باطل برخی کشورهای استکباری، از بین رفتن نظام اسلامی مستقل و مقاوم در مقابل زورگوییهای آنها است، خاطرنشان کردند: حمایت دولتهای غربی از برخی افراد و یا مخالفت آنها با برخی دیگر، همه فریب است زیرا از نظر آنها هرکسی که به نظام اسلامی، قانون اساسی و آرمانهای ملت ایران پایبند باشد، دشمن است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: سی سال تجربه ایستادگی نظام اسلامی و تو دهنی ملت ایران به سران زورگو و متجاوز، هنوز برخی کشورهای غربی را بیدار نکرده است و همچنان به این کشور و ملت طمع دارند در حالیکه آنها اشتباه می کنند و نتیجه این اشتباه خود را خواهند دید.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به برخی دنباله های دستگاههای تبلیغاتی مخرب و معاند با نظام جمهوری اسلامی افزودند: چنین دنباله هایی همواره در سالهای گذشته نیز وجود داشته اند اما این افراد بدانند که دشمنان و گرگهای درنده، از این دنباله ها تا آنجا که منافعشان اقتضاء کند، استفاده و بعد این افراد را همچون دستمالی به گوشه ای پرت خواهند کرد.
ایشان، حفظ هوشیاری و شناخت صحیح دوست و دشمن را یادآور شدند و تأکید کردند: این معدود دنباله های فریب خورده، علامت های غلطی می دهند که دشمنان نیز فریب این علامتها را می خورند اما مردم و نخبگان و همه جناحها باید مراقب باشند تا دوست و دشمن را اشتباه نگیرند و رفتاری را که باید با دشمن داشته باشندَ، با دوست انجام ندهند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم جدا کردن حساب اخلال گران به امنیت مردم از سایر افراد افزودند: نظام اسلامی براساس وظیفه خود با کسانی که زندگی و آسایش مردم را برهم می زنند و جوانها را تهدید می کنند، برخورد خواهد کرد اما مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگیریم و دوست را بخاطر یک خطا، دشمن به حساب بیاوریم.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: از آن طرف عده ای هم، باید مراقب باشند تا دشمن معاند را دوست تصور نکنند و فریب حرف های او را نخورند.
ایشان تأکید کردند: هرفتنه ای، در مقابل حق و در مقابل ملتی هوشیار از بین خواهد رفت و به لطف خداوند فتنه هایی که دشمن در قضایای اخیر به آنها امید بسته بود تمام شد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه آنچه بعد از پایان فتنه و گرد و غبارهای ناشی از آن باقی می ماند، متن و اصل قضیه است، خاطرنشان کردند: حقیقت اصیل و ماندگار، همان انتخابات پرشکوه و با حضور نزدیک به 40 میلیون نفر از ملت ایران و ابراز اعتماد آنان به نظام اسلامی بعد از گذشت سی سال، و انتخاب یک رئیس جمهور با بیش از 24 میلیون رأی است.
حضرت آیت الله خامنه ای لزوم شکرگزاری و قدرشناسی این نعمت بزرگ را از جانب مسئولان و همچنین مردم یادآور شدند و افزودند: وظیفه مسئولان و رئیس جمهور منتخب در برابر این اقبال مردمی، خدمت کامل و جامع برای حل مشکلات مردم و تلاش به منظور پیشبرد کشور و حفظ اتحاد ملت بزرگ ایران است.
ایشان درخصوص وظیفه مردم نیز تأکید کردند: ملت ایران هم باید در جهت مخالف خواست دشمن که همان حفظ وحدت، هوشیاری، نگاه محبت آمیز و مشفقانه، نشاط و تداوم حرکت انقلابی است، حرکت کنند که قطعاً موجب خرسندی حضرت ولی عصر (عج) خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جایگاه و مقام حضرت علی (ع) در نزد پیامبر اکرم (ص)، زندگی امیرالمؤمنین (ع) را الگوی عالی تربیت اسلامی و حاوی درسهای فراوان برای سعادت و کمال امت اسلامی خواندند و افزودند: از جمله درسهای زندگی آن امام عظیم الشأن، حق طلبی ایشان برای استقرار عدالت و حفظ وحدت در جامعه اسلامی است که در این راه مجاهدتها و آزمونهای دشواری را تحمل کردند و حتی در برخی موارد بخاطر مصالح اسلام از حق خود نیز چشم پوشی کردند.
حضرت آيت الله خامنه اي با يادآوري مجدد تلاش دشمنان براي ايجاد اختلاف ميان مسلمانان و رودررو قرار دادن شيعه و سني خاطرنشان كردند: دنياي اسلام با توجه به نيازها و اهداف بزرگ خود، امروز بيش از پيش نيازمند اتحاد كلمه است و اگر مسلمانان وحدت را حفظ كنند، دشمنان نخواهند توانست از ضعف آنان براي رسيدن به مقاصد خود استفاده كنند.



